تبليغاتX
نوشته های من - هنوز ازبحران گذر نکرده ایم

محمد طاهري- بيش از 4سال است كه در بطن معادلات بازار سرمايه قرار دارد. او تنها زني است كه در مناسبات و تصميم‌گيري‌هاي بورس اوراق بهادار داراي نقش مستقيم است. از يكسو عضو شوراي بورس اوراق بهادار است و از  سوي ديگر در هيات پذيرش بورس نيز داراي مسووليت است. مدرك دكتراي حسابداري دارد و چون در عرصه حسابرسي هم صاحب كتاب و رساله است، در تدوين استاندارد‌هاي حسابرسي هم نقش مستقيم دارد. به همه اينها يك پست اجرايي خيلي پردردسر  اضافه كنيد. او رييس دانشكده امور اقتصادي است كه 5 ماه پيش از وزارت امور اقتصادي و دارايي جدا شد و تحت نظر وزارت علوم قرار گرفت. دكتر ويدا مجتهدزاده، اين روز‌ها به شدت مشغله دارد.او در حال مديريت طرحي است كه نخستين گام دولت براي حذف كنكور به شمار مي‌رود.

دنیای اقتصاد طرح او مربوط به پذيرش دانشجو براي نخستين دوره برگزاري دوره‌هاي فراگير در 6رشته كاملا تخصصي است. طرحي كه گفته مي‌شود با استقبال عجيبي روبه‌‌رو شده است.از طرف ديگر دكتر ويدا مجتهد‌زاده و ديگر دوستانش در شوراي بورس به شدت در تكاپوي حل بحراني هستند كه اين روز‌ها گريبان بورس تهران را گرفته است. آنها بايد جلسه‌هاي زيادي برگزار كنند تا بتوانند بحران سقوط قيمت‌ها از ساختمان 19 طبقه خيابان حافظ را مهار كنند.مجتهدزاده با وجودي كه محافظه‌كارانه گفت‌وگو مي‌كند، معتقد است هنوز از بحران گذر نكرده‌ايم.او تنها كارشناس عضو شوراي بورس است كه كم‌مصاحبه مي‌كند. شايد به اين دليل كه نسبت به وضع به وجود آمده در بازار سرمايه نسبت به ديگر همكارانش كمي منتقد‌تر به نظر مي‌رسد.

 

لطفا از نحوه انتخاب شدنتان به عضویت در شورای بورس بگویید.

 

 

 من از شهريور سال 1380 عضو شوراي بورس شدم. نحوه انتخاب هم طبق قانون اين گونه بود كه وزير اقتصاد وقت آقاي مظاهري نام سه‌نفر كارشناس را به دولت پيشنهاد داد كه يكي از آن‌ها من بودم. آقايان عبده تبريزي و پوريان هم در فهرست آقاي وزير جاي داشتند. هيات دولت فهرست را تاييد كرد و ما براي اولين بار در مهرماه سال 1380 در جلسه شوراي بورس شركت كرديم.

 

 اعضاي شورا، آن زمان چه كساني بودند؟

 به جز ما سه نفر، مرحوم نوربخش رياست شورا را برعهده داشتند. آقاي مظاهري اوايل جلسات شخصا در جلسات شركت مي‌كردند و البته آقايان خاموشي، فاطمي‌زاده، ميرمطهري و منتظري هم از دادستاني در جلسات حضور داشتند. دبير شورا هم آقاي صوفي سياوش بود.

 حضور آقاي نوربخش و البته مهندس مظاهري جالب بود، نه؟

 بله. هر دوي ايشان شخصا در جلسات شركت مي‌كردند اما اگر آقاي نوربخش نمي‌توانست شركت كند اصلا جلسه برگزار نمي‌شد. البته بعدها پيشنهاد كرديم كه اگر دكتر نوربخش نمي‌توانند در جلسه شركت كنند معاون ايشان جلسه را اداره كند اما ظاهرا اين درخواست ما با مخالفت آقاي وهاجي همراه مي‌شد. در اولين جلسه شورا كه اتفاقا فضايي صميمي داشت تصميم گرفتيم جلسات را هر دو هفته يك بار برگزار كنيم.  يادم هست كه اوايل كار دولت دوم آقاي خاتمي بود و مهندس مظاهري مشغله زيادي داشت. اما هميشه يك پاي ثابت جلسات شورا بود و به شدت به مسايل بازار سهام علاقه نشان مي‌داد.

 همه مي‌دانيم كه بين سياست‌هاي مرحوم نوربخش و آقاي مظاهري فاصله زيادي ديده مي‌شد كه مطبوعات گاهي از آن به عنوان اختلاف ياد مي‌كردند، آيا اين اختلافات به شورا هم كشيده مي‌شد؟

 اوايل شورا كه وزير اقتصاد شخصا در جلسات حاضر مي‌شد فضا كاملا صميمي بود. تعامل وجود داشت، نقد هم طبيعي بود اما اختلافي وجود نداشت. مهندس مظاهري بعدها به دليل مشغله زيادي كه داشت جاي خود را به معاون كل وزارت اقتصاد يعني دكتر كرباسيان داد.

 در جلسات شورا آن موقع بيشتر چه چيزي مورد بحث قرار مي‌گرفت؟

 موارد متعددي از سوي سازمان بورس به شورا مي‌آمد. يادم هست كه دبير كل وقت بورس چندين برنامه تدوين كرده بود كه شورا در دستور كار قرار داد. يكي از مواردي كه آن زمان يعني همان اوايل تشكيل شوراي بورس در دولت دوم آقاي خاتمي برآن پافشاري شد، تشكيل هيات نظارت بود.

 سال‌ها بود كه اين نهاد در بازار سرمايه ايران به فراموشي سپرده شده بود و ما قصد داشتيم آن زمان كه آغاز دوره رونق بورس بود به هيات نظارت جان بدهيم. شورا بر تشكيل هياتي تاكيد داشت كه مستقل از ساز و كارهاي موجود بتواند بر روند فعاليت‌هاي سازمان بورس نظارت داشته باشد. ما تاكيد داشتيم كه اعضاي آن بايد به صورت موظف در سازمان بورس حضور داشته باشند. آقاي ميرمطهري در جريان اين بحث خيلي بر اين نكته تاكيد داشت كه مبادا هيات نظارت در كار دبيركل و مديران اجرايي بورس، دخالت داشته باشد. يعني ايشان از موازي كاري هراس داشت. بعد ما به گونه‌اي شرح وظايف نوشتيم كه نگراني سازمان بورس را از بين برديم و سرانجام اين آيين‌نامه تصويب شد اما تا سال 1382 به اجرا نرسيد.

 آيا در جلسات اوليه شوراي بورس، چيزي به نام چشم‌انداز 5 ساله بورس به تصويب رسيد يا بعدها در دستور كار قرار گرفت؟

 بحث هيات نظارت آيا نخستين دستور كار شوراي بورس بود؟

 نه. اما جزو اولين‌ها بود. روند كار شورا اين‌گونه بود كه آقاي دبيركل گزارش جامعي از وضعيت بازار را ارائه داد و بعد طرح قطوري به همه اعضا داده شد كه در آن كليه كاستي‌ها و الزامات بورس در 5سال آينده و به طور كلي چشم‌انداز فعاليت بورس تهران براي سال‌هاي آتي در آن گنجانده شده بود. متن خيلي جامعي بود و يادم هست كه در اين تحقيقات گزارش‌هاي جامعي از وضعيت بورس‌هاي ديگر كشورهاي دنيا هم در آن ارائه شده بود.

 اگر خاطرتان هست كمي به محتواي آن گزارش اشاره كنيد.

 گزارش قطعا در سوابق شورا موجود است اما آن گونه كه من به خاطر دارم،  اين گزارش خيلي هم مورد استقبال قرار گرفت، چراكه به لزوم افشاي سريع اطلاعات، سرمايه‌گذاري خارجي، منع دادوستد متكي بر اطلاعات دروني شركت‌ها، تعويض سيستم نرم‌افزار معاملات، افزايش ابزارهاي قابل دادوستد، بورس الكترونيكي، تسهيل پذيرش شركت‌ها و موارد متعدد ديگري اشاره داشت  كه بعضي از آنها  پس از تصويب اجرايي شد. در اين گزارش چشم‌انداز خوبي از وضعيت بورس تهران ترسيم شده بود و حتي اولويت‌هاي كاري هم مشخص شده بود.

 مهم‌ترين بخش اين سند كه زودتر در دستور كار شورا قرار گرفت، چه چيزي بود؟

 شفاف سازي معاملات و افشاي فوري اطلاعات بود. اين بخش شامل جزوه قطوري مي‌شد كه معضلات اطلاع رساني و راه‌هاي خروج از آن را تبيين مي‌كرد. آيين‌نامه مربوط به افشاي اطلاعات هم وقت زيادي از شورا گرفت.به نظر ما  شفاف‌سازي معاملات اهميت ويژه‌اي داشت و بايد در مورد آن با وسواس تصميم‌گيري مي‌شد.اين آيين‌نامه را بند بند تصويب كرديم. موضوع آن قدر اهميت داشت كه چند جلسه طول كشيد تا در نهايت به تصويب رسيد. البته متاسفانه بايد اعتراف كنم كه اين آيين‌نامه هنوز هم به درستي اجرا نشده و تصور من اين است كه در اجرا با موانعي مواجه شده است.

 فكر مي‌كنم موضوع حسابرسان معتمد و يا تفكيك تالارها هم در همين زمان مطرح شده، اين طور نيست؟

 بله. بحث حسابرسان معتمد بورس هم در نخستين جلسات شورا مورد بررسي قرار گرفت. در آن روزها جامعه حسابداران رسمي شكل گرفته بود و بايد معيار انتخاب حسابرسان معتمد و انتظار بورس از آنها مورد بازنگري قرار مي‌گرفت. ما گفتيم كه حسابرسان معتمد بايد حتما عضو جامعه حسابداران رسمي باشند و استانداردهاي رايج را رعايت كنند. اما آقاي ميرمطهري معتقد بود، اين كافي نيست و بايد ضوابطي هم از سوي سازمان بورس در گزينش يا پذيرش موسسه‌هاي حسابرسي گنجانده شود.اين پيشنهاد فراتر از چيزي بود كه ما در نظر داشتيم.اين مساله كمي مورد اختلاف قرار گرفت اما بعدها كه ما بررسي كرديم با پيشنهاد آقاي دبير كل موافقت كرديم. چرا كه بعدها متوجه شديم كه اين موارد در ضوابط SEC و كميسيون بورس اوراق بهادار آمريكا هم ديده شده و مورد جديد و تازه‌اي نيست. البته يادم هست كه مرحوم نوربخش هم نسبت به حسابرسان معتمد بورس وسواس زيادي داشت. ايشان مثلا معتقد بود، نبايد شرايط را به گونه‌اي طراحي كنيم كه حد و اندازه كارها و مسووليت‌ها تعريف نشده باشد. به اعتقاد آقاي نوربخش، نبايد كاري مي‌‌كرديم كه حسابرسي شركت‌هاي بزرگ بورس دست موسسه‌هاي كوچك حسابرسي بيافتد. بحث اندازه  موسسه‌هاي  حسابرسي، از همين جا آغاز شد. ما به بورس حق داديم كه براي بالا‌ بردن كيفيت اطلا‌عات گزارش شده، ويژگي‌هاي اضافه‌اي براي انتخاب حسابرسان معتمد برقرار كند.

 آيين‌نامه مبارزه با دارندگان اطلاعات نهاني چطور؟ گفته مي‌شود در مورد آن حرف و حديث زياد بوده. اين طور نيست؟

 اين آيين‌نامه به اضافه چند آيين‌نامه ديگر مثل افشاي فوري اطلاعات، مقابله با دستكاري قيمت‌ها و شفاف سازي معاملات تقريبا در يك راستا بودند و شوراي بورس سعي كرد با جديت اين آيين‌نامه‌ها را تصويب كند. در مجموع آيين‌نامه‌هاي ارائه شده حاوي نكات بسيار مثبتي بودند كه اگر در اجراي آن تسريع مي‌شد وضعيت بورس تهران خيلي نسبت به حالا فرق مي‌كرد. مثلا در آيين‌نامه‌ افشاي فوري اطلاعات تاكيد شده بود كه همه شركت‌ها موظفند براي افشاي فوري اطلاعات، وب‌سايت راه‌اندازي كنند. موضوعي كه هنوز هم به صورت جدي انجام نشده است.

 در مورد آيين‌نامه‌ منع داد و ستد بر مبناي اطلاعات دروني چطور؟ آيا به ياد داريد كه چه زماني مطرح شد؟

 شايد اواسط تابستان 1381 بود. اين آيين‌نامه هم آيين‌نامه بسيار مهمي بود كه تصويب شد.

 اما گفته مي‌شود كه اين آيين‌نامه هنوز تصويب نشده است.

 نه اين طور نيست. آيين‌نامه تصويب شده، اما به اجرا نرسيده است.

 چرا بايد آيين‌نامه‌اي با اين اهميت تصويب شده باشد، اما هنوز به مرحله اجرا نرسد؟

 شايد دليل مشخص ديگري جز مهيا نبودن شرايط نداشته باشد وگرنه همه ما مي‌دانيم كه نبود قوانين محدودكننده فعاليت دارندگان اطلاعات نهاني از جمله نقاط ضعف بورس تهران است. من معتقدم اگر تصميم به اجراي دقيق اين گونه قوانين گرفته شود، بايد 80درصد شركت‌ها را مورددار و مشكوك دانست. اين گونه آيين‌نامه‌ها را بايد قدم‌قدم تا مرحله اجراي نهايي به پيش برد. مثل مسايلي كه براي حسابرسان معتمد بورس اجرا شد. مرحله به مرحله پيش رفتيم تا آن چه را كه مي‌خواستيم اجرا كرديم.

 از آيين‌نامه‌ها و قوانين خارج مي‌شويم و به حوزه‌اي مي‌پيونديم كه جايگاه اصلي اجرا است. در 4سال گذشته بارها و بار‌ها با بحران‌هاي سياسي داخلي و بين‌المللي مواجه بوده‌ايم. بورس از اين بحران‌ها چگونه گذر كرده است؟

 بله، بحران‌هاي زيادي داشته‌ايم. مسايلي مثل وقايع كوي دانشگاه، درگيري‌هاي سياسي داخلي، وقايع 11سپتامبر، جنگ افغانستان، جنگ عراق، تهديد‌هاي هسته‌اي، انتخابات  و ده‌ها مساله داخلي و خارجي ديگر در طول سال‌هاي گذشته، بر بورس تاثيرگذار بوده‌اند. به خصوص بعد از 11سپتامبر واقعا نمي‌توان منكر تاثير منفي مسايل و عواقب آن بر بورس بود.اين اتفاقات كه عمدتا بر خلاف پيش‌بيني كارشناسان سياسي روي مي‌داد، به شدت فضاي سرمايه‌گذاري در كل منطقه را دگرگون كرد. در نتيجه همين افزايش ريسك‌هاي غيرسيستماتيك بود كه شايد در مقاطعي، جريان سرمايه‌گذاري در ايران هم دچار مكث شد. بله! فرمايش شما كاملا درست است. در حقيقت تحليلگران سياسي به اقتصاد ما آدرس‌هاي غلط دادند. پيش‌بيني‌هاي آنها به طور عمده، نادرست از آب در مي‌آمد و تحليل‌هايشان به واقعيت نمي‌پيوست. به هر حال همين گونه بود. يادم هست در جريان تهديد آمريكا عليه عراق، بعضي‌ها مي‌گفتند حمله نمي‌كند. اما يك روز كه آقاي محسن رضايي در سوسنگرد،  پيش‌بيني حمله را كرد، شاخص بورس به شدت پايين آمد. در جريان گذار ما از اين بحران‌ها، واقعيت‌هايي  را بايد گفت. مثلا اين كه بورس هرگز خواستار دخالت دولت براي حل بحران نشد. در حقيقت هر آن چه طي آن سال‌ها بر بازار گذشت، سياست‌هايي بود كه در وهله اول، دست‌پخت‌ سازمان بورس بود و بعد حمايت هيات‌مديره و شوراي بورس را با خود داشت. تنها چيزي كه مرحوم نوربخش و مهندس مظاهري بر آن تاكيد داشتند، اين بود كه در مصاحبه‌ها مردم را آرام كنيد. به مردم وعده توخالي ندهيد و چيزي نگوييد كه نشود اجرايش كرد.

 يعني بحث تزريق نقدينگي هم مطرح نمي‌شد؟

 نه. اعتقاد شورا اين بود كه بازار را مصنوعي مي‌كند.

 اما در مطبوعات مطرح شد كه بعد از وقايع 11 سپتامبر بانك‌ها ملزم به حمايت از بازار شده‌اند.

 تا جايي كه من يادم هست، هيچ‌گاه دولت، بانك‌ها را ملزم به حمايت از بازار نكرد. اگر بانك‌ها از طريق شركت‌‌هاي سرمايه‌گذاري ترجيح دادند از فرصت‌هاي پيش آمده استفاده كنند، موضوع ديگري است اما اين اتفاقات هيچ‌گاه در قالب مصوبه نبوده است. آن زمان سياست داخلي بورس اين بود كه از كاركرد شركت‌هاي سرمايه‌گذاري براي بازارگرداني استفاده كند. در حقيقت بايد اعتراف كنم كه شورا قصد نداشت، خيلي در مسايل اجرايي دخالت كند و به نظر من با وجود حمايت‌هايي هم كه وجود داشت، بورس از بحران‌هايي مثل 11 سپتامبر به خوبي گذر كرد. خدا را شكر يادم هست آن موقع خيلي جسورانه مردم را آرام مي‌كرديم و بعد به آن توصيه مي‌كرديم كه بخريد، وقت خريد است و بعدها ديديد كه پيش‌بيني‌هاي ما درست از آب درآمد. بازار آن موقع به ما اعتماد داشت.

 باز كمي متمايل مي‌شويم به مسائل حاشيه‌اي شوراي بورس. واقعا بين مرحوم نور بخش و مهندس مظاهري اختلافي وجود نداشت؟

 ما هميشه در مطبوعات مي‌خوانديم كه بين اين دو مقام، اختلاف وجود دارد اما من شاهدم كه در حوزه بازار سرمايه اختلاف جدي وجود نداشت.

 كدام يكي از اعضاي شورا، نسبت به سياست‌هاي وقت بورس منتقد بودند؟

 انتقادهاي اصلي به طور عمده از سوي ما مطرح مي‌شد. من، آقاي عبده و آقاي پوريان. بقيه دولتي بودند و ملاحظه‌ داشتند. اما بين ما باز انتقادها بيشتر از جانب آقاي عبده تبريزي مطرح مي‌شد تا اينكه ايشان دبير كل شدند و آقاي پوريان هم از جمع ما كنار رفتند.

 دكتر نوربخش چطور؟

 ايشان به شدت از برنامه‌هاي بورس حمايت مي‌كردند. گاهي پيش مي‌آمد كه كسي اعتراضي يا انتقادي داشت كه آقاي نوربخش به شدت از بورس حمايت مي‌كرد.

 آقاي مظاهري چطور؟

 ايشان هم همينطور در مجموع بايد بگويم كه اگر چه ممكن بود اختلاف نظرهايي وجود داشته باشد اما همه چيز به نفع مردم و بازار سرمايه مي‌چرخيد.

 يكي از سياست‌هاي موثر آن زمان، بحث تفكيك تالارها بود، شما آن را چگونه ارزيابي مي‌كنيد؟

 اين بحث زماني به وجود آمد كه بورس قصد داشت، شرايط پذيرش‌ شركت‌ها را آسان‌تر كند. آن موقع بحث تفكيك تالارها مطرح شد و تابلوهايي كه شبيه دسته‌بندي ليگ‌هاي فوتبال بود.

 براي طبقه‌بندي شركت‌ها آيين‌نامه نوشته شد كه مرتبط بود با ميزان سرمايه و هم براساس نوع كار، عملكرد و توزيع سود آنها.

 پس مبناي راه‌اندازي تالار فرعي چه بود؟

 قصد داشتيم شركت‌هاي زيان‌ده را روي تابلوي تالار فرعي ببريم براي اينكه سهام اين شركت‌ها كه عمد‌تا نمادشان به مدت طولاني بسته مانده بود، قابليت دادوستد زير قيمت اسمي يعني 100 تومان را داشته باشد.

 اما هرگز اين اتفاق نيفتاد و ظاهرا فقط يك يا دو مورد سهم زير قيمت اسمي دادوستد شد؟

 بله، متاسفانه عمل نشد، يا شركت‌ها استقبال نكردند اما اگر اين اتفاق مي‌افتاد قطعا امروز شركت‌هايي نداشتيم كه زيان‌ده باشند و همچنان نمادشان متوقف مانده باشد. باور كنيد سياست خوبي بود اگر اجرا مي‌شد شركت‌هاي زيان‌ده ما وضعشان  بهبود مي‌يافت. بعدها من عضو هيات پذيرش هم شدم و در ادامه مباحثم بايد به وضعيت پذيرش شركت‌ها هم اشاره كنم. روند بررسي و پذيرش شركت‌ها از سال 81  به اين سو، آسان‌تر از قبل شد و با آيين‌نامه‌هايي كه بورس پيشنهاد داد ما تصميم گرفتيم به گونه‌اي عمل كنيم كه شرايط درج نام شركت‌ها در تالار فرعي آسان‌تر از قبل شود. در اين حالت شركت‌ مي‌توانست با تغيير شرايط اوليه خود، وارد تالار اصلي و تابلوهاي بالاتر شود. تجربه صدرا يكي از همان شركت‌ها است كه بعدها مورد توجه قرار گرفت و به تالار اصلي آمد.

 تجربه ايجاد بازار ثانويه براي اوراق مشاركت هم در همان سال‌ها مطرح شد اما ظاهرا موفق نبود چرا؟

 اگر بهره اوراق مشاركت را با معادلات دقيق محاسبه كنيد، متوجه مي‌شويد كه سود آن بالاي 23درصد است. ريسك ندارد و مي‌تواند براي خيلي از افراد جذابيت داشته باشد. اما بعدها كه در شوراي پول و اعتبار تصميم گرفتند، سود اوراق را كاهش دهند اوراق فروش نرفت. وقتي اوراق را در بازار اوليه نخريدند، طبيعي است كه بازار ثانويه‌اي براي آن ايجاد نشود.

 حالا مي‌خواهم 4 سال گذشته شوراي بورس را به سه دوره تقسيم كنم، دوره‌اي كه مرحوم نوربخش رياست آن را بر عهده داشت، دوره‌اي كه طهماسب مظاهري قدرت اصلي آن بود و دوره‌اي كه صفدر حسيني رييس شورا شد. به نظر شما كدام دوره براي شوراي بورس موفق‌تر بود:

 مرحوم نوربخش به مسايل بازار سرمايه تسلط خوبي داشتند. در حقيقت دوره ايشان با ثبات بورس و آغاز اعتماد مردم به بازار سرمايه همراه بود. شايد جلسات شورا منظم تشكيل نمي‌شد اما در اين دوره ما شاهد رشد محكم و بادوام بورس بوديم. در اوايل اين دوران هم آقاي نوربخش در جلسات شركت مي‌كردند و هم مهندس مظاهري. بحث‌ها جدي بود و شورا دستاوردهاي خوبي داشت. بعدها كه دكتر نوربخش فوت كردند، آقاي مظاهري هم كار حضور در جلسه‌هاي شورا را به دكتر كرباسيان سپردند و از طرف ديگر هم دكتر شيباني به جلسات مي‌آمدند و بعدها هم كه تركيب وزارت اقتصاد تغيير كرد، اول آقاي صفايي فراهاني و بعد آقاي حسيني به جلسات مي‌آمدند. در مجموع من معتقدم شورا در دوره‌هاي‌اول موفق‌تر از دوره‌هاي بعد عمل كرد. آقاي نوربخش و مظاهري همواره نگران بورس بودند.

 

اما در دوره‌اي، مطبوعات به شدت به شوراي بورس حمله مي‌كردند. بحث كم كاري و تشكيل نشدن منظم جلسات مورد انتقاد مطبوعات بود.

 بله، مربوط به همان دوره‌اي بود كه جلسات در دفتر آقاي نوربخش برگزار مي‌شد كه مطبوعات به شدت به برگزار نشدن جلسه‌ها اعتراض داشتند. اما واقعا اين‌طور نبود. با اين حال تحت فشار مطبوعات قرار شد يك كميته فرعي تشكيل شود تا آيين‌نامه‌ها قبل از ارائه به شوراي بورس، در اين كميته كارشناسي شود. به اين ترتيب، اواخر دوره آقاي مظاهري  جلسه‌هاي شورا منظم‌تر برگزار مي‌شد.

 در مورد آقاي صفدر حسيني چطور؟

 دكتر حسيني اوايل آمدن به وزارت اقتصاد در جلسه‌هاي شورا شركت نمي‌كرد شايد به اين دليل كه قبل از ايشان دكتر كرباسيان به جلسه مي‌آمد و طبيعتا بايد در دوره بعد باز هم قائم‌مقام وزير در جلسات شركت مي‌كرد. آقاي حسيني تا زماني‌كه رياست شورا مطابق قانون بر عهده رييس بانك مركزي بود، حتي يك بار در جلسات شركت نكردند. اما ايشان هم نگران شرايط بازار بودند و به خصوص براي لايحه بازار اوراق بهادار تلاش زيادي كردند.

 اما اين لايحه هنوز كه به تصويب نرسيده است.

 بله، اين لايحه كه جنجال زيادي هم به پا كرده بود، هنوز به تصويب نمايندگان نرسيده اما تا جايي كه من اطلاع دارم، تاكنون بارها، لايحه را تغيير داده‌اند. در حالي كه زمان آقاي مظاهري، اين لايحه در سطحي گسترده بين كارشناسان توزيع شد تا نظرات آنها هم مورد توجه قرار گيرد. من يادم هست كه بعد از كش و قوس‌هاي فراوان و تغييرات زياد، به مجلس فرستاده شد و باز كميسيون اقتصادي و مركز پژوهش‌ها آن را بازنگري كردند. الان نمي‌دانم لايحه چه ماهيتي پيدا كرده است اما مطمئنم كه نسبت به نسخه‌هاي اوليه به شدت جهت عوض كرده است. در حقيقت مثل خيلي ديگر از اصلاحات مورد نياز بازار سرمايه، اين لايحه هم به نوعي فراموش شده است.

 تاكنون چه موارد ديگري به بن‌بست رسيد؟

 آيين‌نامه‌هايي مثل سبد سهام، منع دادوستد متكي بر اطلاعات نهاني و ...

 اما اين موارد يا در شوراي بورس به بن‌بست رسيده و يا در خود سازمان بورس اجرا نشده است.

 سبد سهام مشكل قانوني دارد به اين دليل كه در قانون بورس ما پيش‌بيني نشده و ابزار جديدي است كه نياز به مصوبه دارد. اما در قانون جديد پيش‌بيني شده است. ولي در ديگر موارد مثل ابزارهاي مشتقه مالي ما نياز به مجوزهاي شرعي و قانوني داريم. در مجموع شوراي بورس تلاش كرده است كه تا حد توان نسبت به حل مشكلات بازار اقدام كند.

 از بحران‌هايي كه در دو سال گذشته گريبان بازار سرمايه كشور را گرفته بود، چگونه گذر كرديد؟

 گذر نكرده‌ايم. شاخص نشان مي‌دهد كه متاسفانه در دو سال گذشته، عوامل سيستماتيك و غيرسيستماتيك دست به دست هم دادند و اين وضعيت را به وجود آوردند. ابر و باد و ... و خورشيد و فلك دست به دست هم دادند تا اين وضعيت به وجود آيد.

 از مسايل غير سيستماتيك كه بگذريم شما تا چه حد به تاثير عوامل سيستماتيك اعتقاد داريد؟

 به هر صورت تاثيرگذار بوده است. اما من معتقدم اصلي‌ترين عامل كاهش شاخص و قيمت سهام در دو سال گذشته، به نبود نهادهاي مالي بازار برمي‌گردد. اگر اين نهادها به اضافه تحليلگران قوي در بازار وجود داشتند قطعا اشتباهاتي هم اگر در تصميم‌گيري‌ها وجود داشت، خنثي مي‌شد. گذشته از آن ظاهرا در دو سال گذشته خيلي براي توسعه عجله كرده‌ايم. در حالي‌كه همه مي‌دانيم بازار ما خيلي كم عمق است.در اين بازار بعضي از جريان‌ها، ناجوانمردانه، مردم را زخمي كردند و اين باعث شد كه خيلي‌ها از اين بازار با خاطرات بد خارج شوند.البته به نوعي افراط و تفريط بر بازار حاكم شد كه خيلي به مذاق مردم خوش نيامد. مثلا سود 130درصدي سال 82 را با سود 15درصدي سال گذشته مقايسه كنيد پس بحث ايجاد حباب‌ها هم قابل توجه است.

 حباب‌ها چرا آمدند؟

 به دليل نبود تحليلگران واقعي.

 يعني تصميم‌گيري‌ها در ايجاد اين حباب‌ها موثر نبودند؟

 خيلي چيزها اثر داشت. مصاحبه‌هاي بي‌رويه، ضعف اطلاع‌رساني، وجود شايعات و تناقض در اظهارنظرها و شايد تحريك بي‌رويه تقاضا كه بخشي از آن خودجوش بود و بخش ديگر آن در اثر تزريق نگاه‌هاي مثبت و ايجاد فضاي‌هاي كاذب سودآوري ايجاد شد. افتتاح تالارهاي منطقه‌اي هم گرچه موجب آشنايي بيشتري مردم با بورس شد، اما به نوعي بر وخامت اوضاع افزود،  يعني تقاضا تحريك شد. در حالي‌كه بخش عرضه به درستي كار نمي‌كرد. به همين دليل بود كه حباب به وجود آمد.

 

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم مهر 1384ساعت 0 قبل از ظهر توسط محمد طاهری |