"شهرام شریف"اگرچه آدم آرامی به نظرمی رسد اما درمصاحبه آن قدر پرجنب وجوش است که نمی شود کنترلش کرد.ما باهم سابقه چند بار گفت وگوی مشترک داریم اما درمصاحبه آخری که به اتفاق داشتیم، فهمیدم شهرام نسبت به آنچه عقیده دارد،چقدر جنگ جویانه برخورد می کند.بنده خدایی که چندهفته پیش میزبان من وشهرام بود،آخرکار محترمانه مارا بیرون کرد.ما آنقدر سوال کردیم که نفر اول "IT " کشوربرآشفته شد اما درحالی که سعی می کردخونسرد نشان دهد،مارا به بیرون دفترش هدایت کرد.
"عبدالمجيد رياضي" در پايان مصاحبه زودتر از ما از روي صندلي خود برخواست و با لبخند هميشگياش تا دم در ما راهنمايي کرد. براي مردي كه عنوان «فرد نخست IT كشور» را بر دوش ميكشد، طرح" اينترنت ملي " آن قدر اهميت داشت كه به جاي 30 دقيقه زمان تعيين شده براي مصاحبه ،90دقيقه با حرارت از آن دفاع کرد. با اين همه در پايان اين 90 دقيقه ميشد حدس زد او از قانع نكردن مصاحبهگرانش خوشنود نيست، بنابراين، صميمانه گفت: «شما هم بايد از اين حركت ملي حمايت كنيد».
البته يك هفته بعد ازانجام اين مصاحبه، مجلس به بودجه 10ميليارد توماني اينترنت ملي به دليل نامفهوم بودن آن راي نداد.
راستی اعتراف می کنم دراین گفت وگو من خیلی حرف برای گفتن نداشتم.همه زحمت هارا خودشهرام کشیده است.
آقاي رياضي اجازه بدهيد نخستين سوالمان را با مهمترين موضوعي كه شما در مدت فعاليت خود مطرح كرديد، آغاز كنيم. اينترنت ملي يعني چه؟
بسما...الرحمن الرحيم. دليل مطرح شدن اينترنت ملي چند بحث است. نخست اينكه هماكنون دسترسي ما به اطلاعات حتي در داخل كشورمان، از يك مسير بينالمللي گذر ميكند و از اين جهت پهناي باند زيادي مصرف ميكنيم به همين دليل داشتن اينترنت ملي پهناي باند درخواستي ما را كاهش ميدهد و هزينه كمتري را هم به كشور تحميل ميكند. نكته ديگر اين است كه هماكنون وابستگي ما به شبكه اينترنت زياد است. اگر روزي ارتباط ما با اينترنت قطع شود تمام دسترسي ما نيز مختل ميشود. هماكنون حتي سايتهايي كه دامنه IR دارند نيز وابسته به اينترنت هستند. بدينشكل كه اگر اينترنت قطع شود، دسترسي به سايتهايي از اين دست نيز قطع ميشود، حتي اگر اين سايتها در داخل كشور هاست شوند، بنابراين، ما به يك شبكه ملي اينترنتي نياز داريم كه بتوانيم به اين نيازها پاسخ بدهيم.
از صحبت شما اينطور برداشت ميكنم كه وضعيت ما متفاوت از تمام دنيا است چون اين شبكه (اينترنت) هماكنون تقريبا در تمام كشورهاي جهان گسترده شده ولي حداقل جايي را سراغ ندارم كه در سطح يك كشور در انديشه ايجاد شبكه موازي و مستقل از اينترنت باشد؟
من براي شما توضيح ميدهم كه چرا بايد به اين سمت حركت كنيم. فكر ميكنم واضح است تا پايان برنامه ما 22ميليون كاربر بايد داشته باشيم كه از اين تعداد بايد 5/1ميليون نفر از طريق خطوط (ADSL) به اينترنت متصل شوند. اين حكم برنامه چهارم است. بقيه بايد از طريق خطوط معمولي تلفن به اينترنت وصل شوند كه بايد اين خطوط «Dial up» هم 56k سرعت داشته باشد. در 1200 نقطه كشور ما دانشگاه داريم. بيمارستانها، درمانگاهها هم در 1000 نقطه كشور پايگاه دارند. ادارهها و سازمانها هم حداقل در 1000 نقطه به اينترنت نياز دارند. همه اينها را در نظر داشته باشيد به اضافه 60هزار مدرسهاي كه در كل كشور به اينترنت نياز دارد. «IDC»ها بايد به اينترنت متصل شوند و شبكههايي هم بايد براي كنترل امور جاري شهر ايجاد كنيم. مثل شبكههاي كنترل ترافيك شهرها. ما قصد داريم كاربرد «شبكه ملي» را به نقاطي كه برشمرديم، تعميم دهيم.
بخشهاي اقتصادي چطور؟ مثلا شبكه بانكي هم به اين شبكه ملي متصل ميشوند؟
به طور قطع. بانكها و بورس هم جزو نقاط اصلي طرح ما هستند. بايد به گونهاي شرايط را فراهم كنيم كه كل كشور را در قالب يك سيستم يكپارچه، پوشش دهيم.
با چه شكل فني و پهناي باندي؟
پهناي باند اين شبكه بايد در قالب همان طرح ملي خودمان تعريف شود. به اين ترتيب شبكهاي خواهيم داشت كه در وهله اول ملي است و در وهله دوم مستقل از اينترنت جهاني عمل خواهد كرد.
يعني ارتباط ايران با شبكه جهاني اينترنت قطع خواهد شد؟
نه. ما در پي قطع ارتباط با اينترنت جهاني نيستيم. قصد داريم پهناي باند خارجي را كم كنيم و در عوض پهناي باند داخل را افزايش دهيم. دنبال بالا بردن امنيت شبكه هستيم و مايليم سرعت اينترنت را هم افزايش دهيم.به همه اينها بايد پايداري شبكه را هم اضافه كنيد. حتما به خاطر داريد كه با يكبار قطع شدن كابل در مسير جاسك- فجيره ما چگونه دچار مشكل شديم. اگر شبكهاي كه ما قصد راهاندازي آن را داريم، ظهور كند خيلي از مشكلات ما حل خواهد شد. شبكه موردنظر ما تكميلكننده بانكداري الكترونيكي، بهداشت الكترونيكي و دولت الكترونيكي خواهد بود.
اظهارات شما كمي عجيب به نظر ميرسد. از سويي ميگوييد قصد قطع اينترنت را نداريد ولي از طرف ديگر ميخواهيد پهناي باند خارجي را كاهش دهيد، هماكنون بخش عمده كاربري ما در اينترنت اطلاعات و محتوايي است كه در داخل وجود ندارد. بنابراين، هرگونه محدوديت ايجاد كردن براي آن به معني به حداقل رساندن كاربري ميتواند تعبير شود؟
نه. قصد ما اين نيست. ما قصد داريم همه امور جاري دولت را در يك شبكه پكپارچه تعريف كنيم. هرسازماني اختيار دارد به اينترنت متصل شود يا نشود. اما قصد ما اين است كه امور جاري دولت را در يك شبكه واحد تعريف كنيم.
پس اين شبكه قابليت اتصال به اينترنت را هم دارد. اين طور نيست؟
به طور قطع.
هدف شما از طراحي اين ايده چيست؟ يعني تصور ميكنيد جنگ سياسي ايران و آمريكا به صحنه اينترنت كشيده خواهد شد؟ آيا از اين نگران هستيد كه آمريكا، در تحريمهاي احتمالي، ايران را از اينترنت محروم كند يا...؟
همينجا بايد حرف شما را قطع كنم. هدف ما بههيچ عنوان به مسائل سياسي بر نميگردد. احتمال قطع شدن اينترنت ايران توسط آمريكا موضوعي دست اول نيست. بيشتر بحث تامين منافع اقتصاد ملي است.در نظر داشته باشيد كه اگر ايران قصد دارد، متناسب با شرايط روز دنيا، به دنبال تكميل سياستهاي اقتصادي باشد، بايد در حوزه اينترنت، پهناي باندي بسيار وسيع داشته باشد. آنچه در برنامه چهارم پيشبيني شده است، به طور قطع امكانات وسيعي ميطلبد. اما آنچه ما در قالب طرح «شبكه ملي» پيگيري ميكنيم، ميتواند ضمن تامين نيازهاي كشور، صرفهجويي هم در پي داشته باشد.
چه منفعت اقتصادي دارد؟
ما به پهناي باند كمتري نياز خواهيم داشت. علاوه بر اين، مديريت شبكه را خود در دست خواهيم داشت. حالا اگر روزي روزگاري هم اسير انحصارطلبي آمريكاييها شديم و يا ديگر كشورها خواستند اينترنتها را قطع كنند، ما دچار معضل و دردسر نشويم.
در صورتي كه دسترسي ما به اينترنت جهاني قطع شود، شبكه مورد نظر شما كارايي خود را از دست خواهد داد؟
نه. اين شبكه ماهيت مستقلي از اينترنت جهاني خواهد داشت. اين نكته خيلي مهمي است. البته شبكه اينترنت به گونهاي طراحي شده كه اگر بخشي از آن قطع شود، قابليت فعاليت آن از طريق ديگر وجود دارد ولي اتصال به هر شكلي لازمه پايداري شبكه است.
مسلما ما نميتوانيم اينترنت را دوباره خلق كنيم و بعد بخواهيم آن را به شبكه اينترنت جهاني بچسبانيم. آيا مناسبتر نيست نام اين شبكه شما را «اينترانت» بگذاريم كه با مفاهيم فني كه از شبكهها سراغ داريم هم سازگارتر است؟
براي ما مهمتر از همه چيز درك مفاهيم است. شما هر طور دوست داريد برداشت كنيد ما روي واژهها بحث نداريم.
اتفاقا نخستين انتقادي كه به طرح شما وارد ميشود نام آن است؟
چه انتقادي؟
اينترنت اسم خاص است. نميشود اين اسم خاص را به پديدههاي ديگري تعميم داد.
شما به من جواب دهيد به كدام شبكه خاص اينترنت ميگويند؟ اين سوال من از شماست.
اينترنت هماكنون مجموعهاي از شبكههاست كه از يك شيوه ارتباطي ويژه بهره ميبرند، به همين دليل به هر مجموعه از كامپيوترها و شبكهها اينترنت نميگويند از اين جهت هرگونه شبكه موازي ديگر را نميتوان اينترنت ناميد.
شما براي «اينترنت 2» چه توجيهي داريد؟
تا آنجا كه ميدانم شبكه خاصي است و هنوز فراگير نشده.
نه. در آمريكا وجود دارد. به همان اسم «اينترنت2» شما خودتان جواب خودتان را داديد. اينترنت 2 جهاني نشده است اما همه آن را به همان اينترنت 2 ميشناسند.
به هر حال اسم آن اينترنت 2 است و با شبكه موردنظر ما تفاوتهايي دارد اما اجازه بدهيد برگرديم به همان اينترنت 1... . اول اجازه بدهيد همين بحث را به جايي برسانيم بعد برويم سراغ مباحث بعدي. نميخواهم به شائبهاي كه شما به وجود آوردهايد، پاسخ ندهم. اين قسمت از گفته شما را قبول دارم كه معتقديد، اينترنت در دنيا به يك كلمه خاص تبديل شده است و از هركس هم بپرسيد، ميگويد اينترنت شبكهاي است كه كامپيوترهاي دنيا را به هم متصل ميكند. اما از نظر من نوعي كه كارم را به صورت تخصصي دنبال ميكنم، اينترنت تعريف ديگري دارد. اگر بشود شبكهاي درست كرد كه ويژگيهاي اينترنت راداشته باشد در سطح محدود توزيع شده و در نهايت قابليت اتصال به شبكه جهاني را هم داشته باشد، براي من اهميت دارد. حالا شما هر اسمي كه ميخواهي روي آن بگذار. ما اسم آن را ميگذاريم «اينترنت ملي».
اما در صورتي كه شما تكهاي از اينترنت را قطع كنيد، ديگر اسم آن اينترنت نيست. بايد اسم ديگري داشته باشد.
نه اين طور نيست. اتفاقا ويژگي طرح ما همينجا است. هدف ما اين است كه اگر دنيا خواست رابطهاش را با ما قطع كند، ما بتوانيم بين خودمان رابطه برقرار كنيم.
بسيار خوب آيا به اين هم فكر كردهايد كه اصولا پروتكلهاي اينترنت قابليت قطع شدن و استفاده داخلي در شبكهاي ديگر را دارد يا نه؟
شما خودتان چند دقيقه پيش مطلبي گفتيد كه من در اينجاي بحث از آن استفاده ميكنم.
مگر نگفتيد «اينترانت». فرض كنيد طرح ما هم به نوعي اينترانت است. اين خاصيت را دارد كه تمام پروتكلهايي كه اينترنت از آن پشتيباني ميكند، اينترانت هم پشتيباني خواهد كرد.
اگر شما همين الان با صراحت بگوييد كه قصد داريد شبكهاي راهاندازي كنيد كه داخلي است و قرار نيست به اينترنت متصل شود، ما حرف شما را قبول خواهيم كرد. در واقع ايجاد شبكهاي داخلي كه مجموعهاي از سرويسهاي مناسب و امن را مثلا براي بخش دولتي ما ارائه دهد اصلا جاي مناقشه ندارد اما وقتي ميخواهيد كل كاربري يك كشور را به شبكهاي وابسته كنيد نيازمند كار بسيار عظيمي است كه حتي نتيجه آن ممكن است. با اهداف اوليه شما منطبق نباشد؟
چرا فكر ميكنيد اين شبكه نبايد به اينترنت متصل باشد؟
به خاطر آن كه در آن صورت شما شبكه بسيار پرهزينهاي را ايجاد خواهيد كرد در حالي كه آنچه الان موردنياز ما است زيرساختهاي نامناسب است وگرنه بسياري از سرويسهاي مورد اشاره شما با تقويت شبكه فعلي قابل دسترسي است ضمن اين كه ميشود از خود اينترنت هم بهره گرفت.
اينترنت براي ما وابستگي ايجاد ميكند.
مگر همه دنيا به آن وابسته نيست؟
ما نميخواهيم باشيم. تا حد امكان نميخواهيم وابسته باشيم.خود آمريكاييها هم نميتوانند الان اينترنت را آمريكايي بخوانند چون بخشي عمدهاي از منابع اينترنتي هماكنون در كشورهاي مختلف توزيع شده، البته آنها هنوز حاكميت خود را بر اين منابع حفظ كردهاند ولي الان مثلا كسي نميگويد من عضو شبكه آمريكايي اينترنت هستم در واقع طي سالهاي گذشته وجه بينالمللي آن بسيار قويتر از وابستگيهاي تاريخي آن شده است.تمام «بكبن»هاي اصلي اينترنت در آمريكا وجود دارد. آمريكا تعارف ميكند كه ميگويد اينترنت مال همه است. صاحب اصلي اينترنت همان آمريكا است. شما نميگذاريد من حرفم را كامل بزنم. سوالهاي شما جهت بحث را عوض ميكند.
پيشنهاد ميكنم به همان بحث اينترانت برگرديد.
اينترانت به شبكهاي ميگويند كه يك بنگاه اقتصادي براي سهولت ارتباطات خود آن را تنظيم ميكند و ميتواند براساس آن چند اداره و چند سازمان را در نقاط مختلف به هم متصل كند.دسترسي به شبكههاي اينترانت، اختصاصي است. ما نميخواهيم اين كار را انجام دهيم. هدف ما طراحي يك شبكه شبه اينترنتي است كه همه به آن دسترسي دارند و گستره آن در سطح كشور است.تمام پروتكلهايي كه از اينترنت پشتيباني ميكنند. از شبكه موردنظر ما هم پشتيباني خواهند كرد. در عين حال اين شبكه به اينترنت جهاني هم متصل خواهد شد. در اين صورت اگر روزي روزگاري قصد داشتند در حوزه اينترنت ما را تحريم كنند ما زياد ضربه نخواهيم خورد.
براساس آنچه گفتيد شما به دنبال شيوه خاصي از مسيريابي هستيد كه اطلاعات در داخل كشور جابهجا شوند و نه دور قاره آمريكا بزنند و برگردند داخل. براي برآورده كردن اين كار به چند IXP يا در مقياس بسيار وسيع به يك روت سرور (ROOT SERVER) نياز داريد آيا ميدانيد الان در دنيا چند روت سرور وجود دارد؟
هر چقدر كه باشد.
13 تا كه 9 تاي آن در ايالات متحده قرار دارد.
اما MIRRORهاي زيادي هم در جاهاي ديگر هست.
بله ولي آيا شما ميتوانيد مجوز ايجاد روت سرور و يا حتي MIRROR آن را براي ايران را بگيريد؟
شما يا ارتباط با شبكه جهاني داريد يا نداريد اگر داريد كه به راحتي ميتوانيد متصل شويد بههمين (ROOT SERVER) هم متصل ميشويد اما اگر نداشته باشيد هزاران آدرس را كه در خارج از كشور «هاست» شدهاند به چه درد ما ميخورد در حالي كه ما ميتوانيم هزاران آدرس را كه روي IDCهاي كشور، «هاست» شدهاند ميتوانيم روي سرور بگذاريم، نميتوانيم؟
فكر ميكنيد با يك «روت سرور» شبكه شما كار خواهد كرد؟
اين مسائل فني كار هستند كه به مرور بايد حل شود كه در نهايت به آن چه ميخواهيم، برسد.
اتفاقا بخشي از بحث ما هم مشكل فني قضيه است، يعني شما ميتوانيد از نظر فني شبكه اينترانت يا شبكه «اينترنت دوم» را درست بكنيد يا نه؟
شما اسمش را هر چه دوست داريد بگذاريد. شما گيردادهايد به اينترنت بعد ميگوييد نميشود. اگر اينترانت باشد و از ديد شما قابليت اجرا هم داشته باشد، من اسمش را همان چيزي ميگذارم كه شما دوست داريد.
در هر صورت باز با هم بحث خواهيم كرد.ظاهرا همه اظهارات شما در چند نگراني و دغدغه خلاصه ميشود. شما نگران سايتهايي هستيد كه در خارج از كشور «هاست» شدهاند و بعد ميگوييد ميشود سايتها را در شبكه ملي خودمان هاست كنيم. سوال اين جا است، فقط به خاطر همين است كه قصد داريد 900ميليارد تومان هزينه كنيد.
نه فقط اين نيست. امنيت هم هست.
شما نگران هستيد كه كشورهاي ديگر، بتوانند به اطلاعات در گردش ايران دسترسي داشته باشند. اين طور نيست.
از قول من اين را نگوييد و لطفا حرف خودتان را درقالب پاسخهاي من نگنجانيد.
خود شما گفتيد كه بخش عمدهاي از اطلاعات كشور ما در خارج از كشورها هاست شده است و گفتيد كه ممكن است مورد دستبرد و سرقت قرار گيرد.
ببخشيد هنوز مطلب را متوجه نشدهايد. شما دو مساله داريد زماني ميگويند كه اگر اسم فرزند شما در جهان پخش خواهد شد و بعد بگويند كه اين آقازاده به كدام مدرسه ميرود و نمرهاش هم مثلا عدد X است آيا اين مشكل ايجاد خواهد كرد؟
اما زماني كه اطلاعات 17ميليون نفر، هر روز به صورت بستهبندي، دست خارجيها بيفتد اين اشكال ايجاد خواهد كرد. اما اگر «هاست» اين اطلاعات داخل كشور باشد من قدرت مديريت خواهم داشت. خارجيها در شرايط فعلي، همه اطلاعات ما را در اختيار دارند. همه چيز را بهراحتي تحليل ميكنند. اين يك مورد است. يا مثلا اطلاعات آقاي عباس حسيني را داريد كه الان در مكه، در فلان هتل اقامت دارد. اين مهم نيست اما داشتن اطلاعات همه حاجيهاي ايران، خيلي خطرناك است. زماني كه اطلاعات به صورت «بالكي» به خارجيها سپرده ميشود، به طور قطع خطرناك است. قبول داريد كه دادن اطلاعات به صورت بالكي به خارجيها خيلي براي كشور به مصلحت نيست.
اما آقاي رياضي «ديتا سنتر» ميتواند اين مشكل را حل كند.
ديتا سنتر اگر امنيت داشته باشد ميتواند اين مشكل را حل كند.
اما «ديتاسنتر» هم كه با شبكه داخلي فرق ميكند. گذشته از آن از نظر فني آيا امكان پياده شدن چيزي كه شما ميخواهيد وجود دارد.
اگر شما شبكهاي داخلي، با گستره دسترسي همه به آن نداشته باشيد، «IDC» به آن معني نميتوانيد نصب كنيد. مگر اينكه بگوييد «IDC» خودمان خواهيم گذاشت. آن وقت يك پهناي باند 100ميگ را به آن متصل ميكنيم.
پهناي باند گرفتن چيز بدي است؟
چيز بدي نيست اما پول زيادي ميخواهد.
خب اين يك مبادله است، امروزه پهناي باند، يك شاخص توسعه يافتگي محسوب ميشود.
نه اين طور نيست. شما اشتباه ميكنيد. يعني معياري نيست براي داد و ستد اطلاعات. ببينيد اگر تخصصي نداريد، لطفا ما را وارد مباحث عجيب نكنيد. براي شما مثالي ميآورم بايد با شبكه تلفن ثابت آشنايي داشته باشيد. فرض كنيد ما يك شبكه تلفن داخلي داريم. اگر شما در يك نقطه از تهران قصد داشته باشيد به دوست خود زنگ بزنيد به طور قطع از طريق همان مركز تلفن، خود ارتباط شما برقرار خواهد شد و «ترانك»هايي كه بين اين مركز تلفن و مركز ديگر است، اشغال نخواهد شد. اما اگر از منطقهاي به منطقهاي ديگر، خط تماس شما برقرار شود، به طور قطع خط ارتباط شما از يك «ترانك» به يك «ترانك» ديگر متصل خواهد شد و به اين دليل كه تعداد ترانكها محدود است، كمبود به وجود ميآيد. همينطور شما در نظر بگيريد براي ارتباطات بين استاني و ميانشهري كه از همين قاعده پيروي ميكند. حالا اگر زماني خط تلفن شما مربوط به تركيه باشد و خط تلفن من مربوط به پاكستان، در اين صورت هر زمان كه من قصد داشته باشم به شما تلفن بزنم، خط ارتباط من از طريق پاكستان به تركيه متصل خواهد شد. از نظر شما، ميشود به اين وابستگي توسعهيافتگي گفت؟
اما طراحي شبكه تلفن با اينترنت، تفاوت زيادي دارد.
من هم قبول دارم. اما براي اينكه ميخواهم منظورم را به شما بفهمانم، از اين مثال استفاده كردم.
بحث اينجا است كه در اينترنت، من بلافاصله با يك نفر، در آن طرف دنيا ميتوانم ارتباط برقرار كنم.
به هر شكل، شما به پهناي باند نياز داريد.
بله و اتفاقا زياد بودن پهناي باند اشكالي ندارد و چون شما در ازاي آن اطلاعات وارد كشور ميكنيد و اطلاعات يك كالاي ارزشمند است.به اين موضوع هم كاري ندارم. بحث اصلي من اين است كه شما فكر ميكنيد دولت بايد شبكه داخلي مورد نيازش را هم روي اينترنت قرار دهد. اين اشكال دارد. فرض كنيد روزنامه «دنياي اقتصاد» سروري دارد كه سايت روزنامه روي آن «هاست» شده است، اگر اين هاست روي يك پهناي باند داخلي و يك شبكه داخلي طراحي شده باشد، براي كاربران شما راحتتر است يا روي شبكه جهاني. اگر كاربران شما بتوانند از داخل كشور به راحتي به روزنامه شما دسترسي داشته باشند، بهتر است يا از يك كشور ديگر.حالا اگر ما همه سايتهاي خودمان را بتوانيم روي شبكهاي داخلي، هاست كنيم نشانه توسعهنيافتگي است؟
من كي گفتم شبكه اينترنت ملي نشانه توسعهنيافتگي است؟
شما داريد دقيقا همين را ميگوييد. اظهارات خودتان را سانسور نكنيد، خوانندگان متوجه ميشوند كه شما چه ميگوييد. شما به صورت مطلق ميگوييد، هر چه ارتباط ما با كشورهاي ديگر بيشتر باشد، اين نشانه توسعهيافتگي است. زماني ميزان مصرف برق نشانه توسعهيافتگي بود. سوال من اين است كه مگر مصرف مشتري برق ميتواند شاخص توسعهيافتگي باشد.
خودتان بهتر ميدانيد كه اينترنت و اطلاعات كاركردي مثل برق و آب ندارند ضمن اينكه منظور ما شاخص «recive» (دريافت) است چون ما بيشتر دريافت كننده اطلاعات هستيم. چون الان اطلاعات قابلتوجهي را روي شبكه نداريم.
اتفاقا اين شاخص، Recive نشانه وابستگي است. به اين دليل كه اين شاخص ثابت ميكند كه ما واردكننده اطلاعات هستيم. اگر ما همين «IDC» را داشته باشيم و اطلاعات اقتصادي، اجتماعي و سياسي ما روي شبكهاي بومي قرار بگيرد، ديگران بايد اطلاعات ما را «دانلود» كنند. اين نشانه توسعهيافتگي است و نشان ميدهد ما در توليد علم سهم داريم. وگرنه، كاري ندارد ما اينترنت را مجاني كنيم، بلافاصله شاخصها رشد خواهد كرد. آيا اين نشانه توسعهيافتگي است.
اتفاقا ارزان شدن اينترنت كاملا نشانه توسعهيافتگي است و اصلا خود شما موضوع اينترنت رايگان و ارزان را مطرح كرديد اينطور نيست؟
باز مجبورم مثال بزنم. فرض كنيد دانشگاه صنعتي شريف قصد دارد «آموزش از راه دور و آموزش الكترونيكي» داشته باشد، ميتواند «IDC» خود را در دانشگاه نصب كند. آن وقت ما در وزارتخانه وظيفه داريم بستري فراهم كنيم كه از سراسر ايران، دانشجويان بتوانند به اين «IDC» متصل شوند. ما ميتوانيم 100مگابيت پهناي باند به دانشگاه شريف بدهيم. استادان اين دانشگاه ميتوانند در كلاسهاي خود دوربين بگذارند. از آن طرف به روستاهاي آذربايجان يا خراسان همان قدر پهناي باند ميدهيم كه بتوانند كلاس دانشگاه شريف را ببينند. آيا اين امكانات از نگاه شما بد است و ميتواند نشانه توسعهنيافتگي ما باشد. ما ميتوانيم از طريق ايجاد شبكه ملي، كنترل شهرها را در دست بگيريم. كنترل ترافيكهاي شهري و تردد در جادههاي بينشهري را. كافي است نيروي انتظامي اراده كند هر جا كه صلاح ديده ما ميتوانيم پهناي باند بدهيم. اگر ما تلقي درستي از جامعه اطلاعاتي داشته باشيم، ميتوانيم قدمهايمان را آگاهانه و عاقلانه برداريم. اين در فرهنگ اسلامي ما هم وجود دارد. «تقفوا ما ليس لك به علم» يعني چيزي را كه نسبت به آن علم نداري، دنبال نكن.
شما اگر امروز ميخواهيد يك يخچال بخريد آيا همينطور چشم بسته زنگ ميزنيد به فروشگاه ميگوييد يك يخچال بفرست هر چي ميخواهي به تو ميدهم. اين بهتر است يا اينكه شما همه يخچالها را بتوانيد تشخيص بدهيد چه سازندههايي وجود دارد چه مدل يخچالهاي وجود دارد، در چه اندازههايي وجود داره، نياز شما چي هست و قيمت اينها چي هست و اينها را باهم مقايسه كنيد. 100درصد يقين پيدا كنيد كه از بين تمام يخچالهاي موجود تو مملكت شما بهترين را انتخاب كرديد و كمترين قيمت را هم داديد. اين بد است؟
اينها همه خوب است، اما تصور ميكنم به سوال من بيارتباط باشد.
دارم الان ميگويم شما حوصله نداريد. من ميخواهم بگويم در نيازهاي اطلاعاتي آحاد مردم ايران، 80درصد نيازهاي اطلاعاتي داخل كشور وجود دارد.
اتفاقا در يك مصاحبه از شما هم خواندم كه 80درصد نيازهاي اطلاعاتي كاربران اينترنت در داخل كشور است، اما آنجا گفتيد كاربران اينترنت و نه آحاد مردم؟
ببينيد اشكال ما همين است، اتفاقا چيزهايي كه در دنيا به ما ديكته ميكنند ما را به سمت و سويي سوق ميدهند كه همان اينترنت با همان وضعيت به داخل روستا ببريم، بعد روستاهايمان و همه افراد روستايي را وصل كنيم به آمريكا و كانادا، به خاطر اينكه اين تجربه همه دنيا است. برادر من اينترنت را وصل كن به آلمان يا به هر جاي ديگر، هدف توسعه اين نيست مثل اينكه بگوييم تلفن بدهيم به همه تا از صبح تا شب با خارج حرف بزنند خواهش ميكنم رويكردتان را اصلاح كنيد.
من اتفاقا فكر ميكنم شما يك رويكرد مليگرايانه داريد و ميخواهيد آن را به همه چيز تعميم بدهيد، اما حداقل اينترنت چنين قابليتي را ندارد.
خواهش ميكنم اگر ميخواهيد با تحليلهاي خود عرايض من را بنويسيد، حق نداريد.
آقاي رياضي! مطمئن باشيد ما همه صحبتهاي شما را منعكس ميكنيم، اما اگر واقعا اين طرح ملي است اجازه بدهيد، روي نقاط ضعف و قدرت آن بحث كنيم؟ شما ميفرماييد كه آقا همه اينترنت يعني اينكه ما به همه لينكي اتصالي دهيم به خارج كشور وصل شوند، اين نشان توسعه يافتگي است؟
نه خير اينطوري نيست، من ميگويم بايستي داخل ايران همه لينك ارتباطي با شبكه داشته باشند و تمام افراد و كساني كه ميتوانند خدماتي به مردم بدهند خدماتشان را روي شبكه قرار دهند و مردم به جاي اينكه راه بيفتند و انرژي مصرف كنند.
ادامه دارد.....