تبليغاتX
نوشته های من - چرا دارند صاحب خانه هارا از خانه هایشان بیرون می کنند؟

بیشترازیک سال با"اکبر قاضی زاده"در یک اتاق همکاربودم.ازآن روزها زمان زیادی می گذرد ومن دیگر در روزنامه"پول" کارنمی کنم.

اما "قاضی زاده"هنوزهمان جاست.

چندروز پیش (خجالت می کشم بنویسم چندهفته پیش)تلفنی با هم حال واحوالی کردیم.می گفت حالم خوب است اما دروغ می گفت.خسته بودواز صدایش می شد فهمید که حالش آن گونه که خودش می گوید خوب نیست.راستش رابخواهید درتمام مدتی که با اوهمکاربودم،حالش راخوب ندیدم.

یک نگرانی در چشمانش وجودداشت که همیشه پشت شوخی هایش پنهان می شد.نفهمیدم چرا اما همیشه به  خودم می گفتم کاش وقتی خسته شدم،بتوانم دیگر کارنکنم و"قاضی زاده "درست سر همین دوراهی گیرکرده بود.

از یک طرف خسته بود وباید استراحت می کردوازطرف دیگر جرات گوشه نشینی نداشت.به این تردید،دغدغه های اقتصادی راهم اضافه کنید.

درتمام طول مدتی که باهم کارمی کردیم،با تمام وجود سعی کردم احترامش را حفظ کنم. احترام مردی که سال ها روزنامه نگاری ایران را می شود در موهای سپیدش دید. نمی دانم تا چه اندازه موفق بودم اما حالا که فکر می کنم،می بینم دلم برایش تنگ شده.برای جوک های قشنگش،برای مصلحت نگری های عاقلانه اش،برای سیگارکشیدن های مشترک،برای شک وتردیدهایش وبرای خنده های فوق العاده اش.

یادآن روزهای خاطره انگیز ساختمان قدیمی"پول"به خیر.

دیشب مطلب "ندا دهقانی"را خواندم.تا زمانی که بیداربودم،به این فکرکردم که چرا دارند صاحب خانه هارا از خانه هایشان بیرون می کنند؟

+ نوشته شده در چهارشنبه سوم اسفند 1384ساعت 10 قبل از ظهر توسط محمد طاهری |