تبليغاتX
نوشته های من - وزیر کار دولت نهم:قانون کار مانع کسب وکار است(1)

 

خيابان ولي‌عصر، كمي مانده به پل «پارك ‌وي» در سالن اجتماعات وزارت كار و امور اجتماعي با آقاي وزير قرار ملاقات داريم. ما سر ساعت 10 سر قرار حاضر مي‌شويم و آقاي وزير هم سر ساعت 10 ما را مي‌پذيرد. شايد اگر اشتباه نكنم، اتاقي كه قرار است گفت‌وگو در آن جا انجام شود، حدود 80 متر مساحت دارد. آقاي وزير با كت و شلوار «مارك‌دار» و كفش چرم «ديپلمات» به استقبال ما مي‌آيد. بر خلاف آن چه ما، بين راه و حتي تا پشت در اتاق، تصور مي‌كرديم، آقاي وزير خيلي جدي و زياد اخمو نيست و در رويارويي با ما حتي شوخ‌طبع هم نشان مي‌دهد. در تمام مدتي كه گفت‌وگو در حال انجام است.‌ آقاي وزير فقط دوبار در صندلي‌اش جابه‌جا مي‌شود. در يك دستش در تمام طول مدت مصاحبه، يك تسبيح قهوه‌اي كوچك ديده مي‌شود. در طول مصاحبه چند بار استكان چايي آقاي وزير سرد مي شود اما او تا وقتي كه عكاس روزنامه دوربينش را كنار نگذارد، جرعه اي چاي نمي نوشد. او مي گويد «اين روزها نمي شود مقابل عكاس ها چيزي خورد".

 جهرمی آخرين نفري بود كه «وزارت» در دولت «محمود احمدي‌نژاد» را پذيرفت. «محمد جهرمي» كه از او به عنوان يكي از قدرتمندترين وزراي دولت نهم ياد مي‌كنند، از 19سالگي وارد چرخه مديريت در جمهوري اسلامي شده است. او در اين سن، به طور همزمان فرمانداري دو شهر شمالي كشور را اداره مي‌كند و اندكي بعد يعني در سن 23 سالگي استاندار مي‌شود. به جز سابقه استانداري 7 استان، او سابقه حضور در مجمع تشخيص مصلحت نظام و شوراي نگهبان را نيز دارد. «دكتر جهرمي» در ابتداي تشكيل دولت نهم، قرار بود به وزارت كشور برود اما در آخرين روز، وزارت كار و امور اجتماعي را پذيرفت. با اين حال اظهارات او در گفت‌وگويي كه يك ساعت و نيم به طول انجاميده است، فراتر از وزارتخانه قديمي واقع در خيابان آزادي به نظر مي‌رسد. اگر خواننده اين گفت‌وگو هستيد، بايد يادتان باشد كه آقاي وزير قول داده است در يك گفت‌وگوي ديگر، براي ما از تغيير قانون كار بگويد و سنديكاهاي كارگري.

 

خيلي جالب است. شما از 19سالگي وارد عرصه مديريت شده‌ايد. از كجا شروع كرديد؟ جالب اين جاست كه شما در همين سن، استاندار هم بوده‌ايد.

 

من 19 سالم بود كه فرماندار شدم. فرماندار «آمل» بودم و «نور».

 

همزمان فرماندار هر دو شهر بوديد؟

 

اول فرماندار آمل بودم و بعد از يك ماه فرمانداري نور هم به من سپرده شد.

 

شما كجايي هستيد و چطور شد كه با اين سن كم وارد سياست و مديريت شديد؟

 

من در اصل اهل «جهرم» هستم اما در تهران متولد شده‌ام. كودكي من در خيابان «هفده شهريور» گذشت. من بچه جنوب شهر هستم.

 

آقاي وزير خيلي كوتاه پاسخ مي‌دهيد، اگر امكان دارد، از «محمد جهرمي» بيشتر بگوييد. اصلا چگونه وارد سياست شديد؟

 

من با وجود سن كمي كه داشتم، قبل از انقلاب وارد سياست شدم. شايد 18 سالم بود كه فعاليت‌هاي سياسي‌ام جدي و تشكيلاتي شد. در ابتداي انقلاب مسووليت بنياد مستضعفان و جانبازان استان گيلان به من داده شد. چند ماهي بيشتر در اين منطقه نماندم. شايد 6ماه بعد، به تهران برگشتم و آن جا مسووليت بنياد مستضعفان و جانبازان چند استان را به صورت سرپرستي در تهران به عهده گرفتم. [استان‌هاي زنجان، آذربايجان غربي و شرقي و گيلان و مازندران.] بنياد مستضعفان اين استان‌ها را به صورت ستادي از تهران هدايت مي‌كردم. اواخر سال 1358، ازدواج كردم و مدت كوتاهي بعد از آن، حكم فرمانداري شهرستان آمل را به نام من امضا كردند. شايد كمتر از يك ماه بعد، حكم سرپرستي فرمانداري نور هم به نام من ثبت شد.سال بعد يعني در سال 1359، شدم معاون سياسي استانداري استان مركزي. اواخر سال 59بود. تا شهريور سال 60 معاون سياسي استان مركزي بودم كه قم هم جزو آن بود. سال 60 به تهران آمدم و مدير حوزه وزارتي و مشاور وزير كشور شدم. بعد از مدتي كه فكر مي‌كنم فروردين سال 61 بود كه 23سال داشتم، به استانداري استان زنجان انتخاب شدم. آن موقع قزوين و زنجان جزو يك استان بودند. تا سال 1363 كه مشكلات جنگ و بمباران‌ها به اوج رسيده بود و من از طرف وزارت كشور مامور شدم كه به استان لرستان بروم.خرداد 63 به اين استان رفتم و تا پايان جنگ، استاندار اين منطقه بودم. مهر 67 بود كه خدمتم در استان لرستان به پايان رسيد و من به استانداري سمنان انتخاب شدم. البته چند سالي كه در استانداري لرستان بودم، از طرف مهندس ميرحسين موسوي و ستاد كل نيروهاي مسلح، مسوول ستاد جنگ استان ايلام بودم. در سال 67، استاندار سمنان شدم و يك سال و چند ماه در اين استان خدمت كردم و بعد با اصرار وزارت كشور، استانداري همدان را پذيرفتم. فكر مي‌كنم دي ماه سال 68 بود كه به اين استان رفتم. تا خرداد سال 71، در اين استان بودم و بعد به استانداري فارس انتخاب شدم تا شهريور 1376 كه بعد از آن رياست دانشكده مديريت تهران را پذيرفتم. همزمان مسووليت امور كميسيون‌هاي مجمع تشخيص را برعهده داشتم كه بعد از مدتي با رها كردن مسووليت دانشگاهي‌ام، در مجمع تشخيص مصلحت نظام باقي ماندم. بعد از حدود سه سال، همزمان معاون اجرايي شوراي نگهبان بودم كه بعد از مدتي معاونت امور كميسيون‌هاي مجمع تشخيص مصلحت نظام را ترك كردم و به طور كامل به شوراي نگهبان رفتم.تا امسال كه به عنوان وزير كار در دولت نهم به كار مشغول هستم.

 

چه شد كه وارد دولت نهم شديد؟

 

آقاي احمدي‌نژاد در وزارت كشور حضور داشتند. زماني كه در كردستان بودند، ايشان، هم فرماندار بودند و هم مشاور استاندار. من از آن زمان ايشان را مي‌شناختم.

 

در چه سال‌هايي؟

 

سال‌هاي 62 تا 64.

 

سابقه دوستي شما به چه زماني مي‌رسد؟

 

زماني كه ايشان به عنوان اولين استاندار استان اردبيل انتخاب شدند، ما رفت و آمد داشتيم. يك بار هم ايشان با تيم مديريتي استان اردبيل، به استان فارس آمدند تا بتوانند از تجربيات استانداري فارس استفاده كنند.البته بعد از دوم خرداد، هم من را از دولت حذف كردند و هم آقاي احمدي‌نژاد را. ايشان به كار دانشگاه مشغول شدند و همزمان كار نظارت بر انتخابات تهران را بر عهده گرفتند و من هم در شوراي نگهبان، ارتباطم را با آقاي احمدي‌نژاد حفظ كرده بودم.اين ارتباط و دوستي هنوز هم ادامه دارد.

 

شما چرا وزارت كار را پذيرفتيد؟ گفته مي‌شد شما به وزارت كشور خواهيد رفت؟

 

خودم نمي‌دانم چرا وزارت كار را پذيرفتم. (مي‌خندد) اما كسي كه تجربه استانداري دارد، قطعا مي‌تواند آمادگي پذيرفتن وزارتخانه‌هاي بزرگ را هم داشته باشد.من 16سال سابقه كار مديريت سياسي و اقتصادي در 7استان دارم. طبيعي است كه مي‌توانستم در وزارتخانه‌هاي ديگر هم مسووليت داشته باشم. در وزارتخانه‌هايي مثل جهاد كشاورزي. چون تحصيلات من در رشته مديريت است. رشته مديريت تخصصي عمومي است. اتفاقا در سطح كلان، بيشتر به مديريت نياز داريم تا فن و تخصص. به ويژه زماني كه وزارتخانه‌هاي ما چندوجهي هستند. مثل وزارت راه كه همزمان، كشتي‌سازي، راهسازي، هواپيمايي و هواشناسي را در خود دارد.در وزارت جهاد كشاورزي هم چند وجه وجود دارد. هم عمران روستايي دارد و هم فعاليت‌هاي كشاورزي. در اينكه من مسووليت وزارت كار را پذيرفتم، واقعا فكر نمي‌كردم كه اين مسووليت را بپذيرم.ولي آقاي دكتر احمدي‌نژاد اصرار داشتند كه مشكل اصلي كشور، مساله اشتغال است و من مي‌خواهم در اين وزارتخانه كسي را داشته باشم كه اين بار سنگين را بتواند به مقصد برساند. به همين دليل من آخرين فردي بودم كه مسووليت را در دولت آقاي احمدي‌نژاد پذيرفتم.

 

 چه زماني پذيرفتيد؟

 

يك روز مانده به ارائه فهرست نهايي كابينه.

 

شما تنها گزينه بوديد؟

 

نه گزينه‌‌هاي ديگري هم بودند. اما اولويت اول من بودم.

 

 در مورد ديگر اعضاي كابينه، به خصوص در مورد چيدمان تيم اقتصادي چه ديدگاهي داريد؟ با توجه به اينكه از شما به عنوان يك عضو قدرتمند دولت نهم ياد مي‌شود.

 

مسووليت چيدمان با خود آقاي رييس جمهوري بوده است. ايشان با توجه به نگاهي كه براي اداره كشور دارند، تيم را انتخاب كردند و به طور طبيعي، انتظاراتي كه از اين تيم دارند، همان انتظاراتي است كه خود آقاي رييس‌ جمهوري براي اداره كشور برنامه‌ريزي كرده است.با اين حال من فكر مي‌كنم. تيم اقتصادي دولت نهم، هماهنگ‌ترين تيم نسبت به دولت‌هاي قبل است. نمي‌گويم كه توانمندترين تيم است اما هماهنگ‌ترين تيم است.احساس مي‌كنم، هماهنگي، يكي از ضرورت‌هاي تيم اقتصادي يك دولت است. شايد افراد قوي‌تري را مي‌شد براي وزارتخانه‌هاي اقتصادي پيدا كرد اما آنها قطعا هماهنگي تيم فعلي اقتصادي دولت نهم را ندارند. ممكن است قدرت يك تيم هماهنگ80 باشد اما هماهنگي باعث مي‌شود به بهترين نحو از قدرت 80 استفاده كنند.

 

اين توجه خاص به هماهنگي، روي كيفيت كار تاثيرگذار نيست؟

 

اتفاقا دليل اصلي اينكه به هماهنگي اهميت داده شده است، به خاطر كيفيت بوده، چون نيروهاي قدرتمند متضاد، نه تنها همديگر را پوشش نمي‌دهند و «هم‌افزايي» به وجود نمي‌آوردند، بلكه باعث از هم دور شدن و شكاف در اجرا نيز مي‌شوند.

 

با اين توصيف بايد تيم دولت نهم خيلي هماهنگ باشد. حالا سوال اين است كه اين تيم هماهنگ، امسال تا چه اندازه و در تحقق شعار‌هاي انتخاباتي آقاي احمدي‌نژاد و اصول دولت نهم، موفق خواهد بود؟

 

امسال كاري نمي‌شود كرد. به اين دليل كه نه بودجه كار خودمان است و نه از ابتداي سال، كار دست ما بوده است. ما زمان زيادي نيست كه رشته كار را در دست گرفته‌ايم. خيلي از تيم‌هايي كه براي سامان‌دهي تشكيل شده‌اند، تا پايان امسال وقت دارند كه گزارش بدهند. گذشته از آن، تيم مديريتي حاكم بر بعضي نقاط دولت نياز به بازنگري دارد. خلاصه، امسال را نبايد از دولت انتظار داشته باشيد.

 

در چه زمينه‌اي نبايد انتظار داشته باشيم؟

 

در تحقق شعار‌هايي كه نياز به برنامه‌ريزي‌هاي بلندمدت دارد، نبايد انتظار معجزه از دولت داشت. هرچند كه در همين مدت كوتاه، دولت كار‌هاي مهمي هم انجام داده است.

 

چه كار‌هايي؟

 

تدوين و تصويب آيين‌نامه‌ها و لوايحي كه بعد‌ها بستر برخي تحولات در حوزه‌هاي مختلف خواهد بود. سفر‌هاي خوبي به استان‌ها و مناطق محروم داشته‌ايم كه كارساز بوده است. نتيجه اين اقدامات بعد‌ها نمود پيدا خواهد كرد. اين مطلب را به اين جهت گفتم كه مردم، امسال را به عنوان سال پايه و چيدمان نيرو‌هاي اداري و سازماني بشناسند.

 

بعد چي؟

 

در سال‌هاي آينده كار دست خودمان خواهد بود. مثلا سال آينده چون بودجه را دولت نهم با معيار‌هاي مورد قبول خود نوشته است، قطعا منشا تحولاتي در زمينه‌هاي مختلف، از جمله اشتغال، اداره دولت و ديگر زمينه‌هاي اقتصادي خواهد شد.

 

 آقاي جهرمي در حالي اين اظهارات را مطرح مي‌كنيد كه هنوز نمي‌دانيد سرنوشت بودجه ارسالي از سوي همكاران شما در مجلس چه خواهد شد.

 

شما آيا سالي را سراغ داريد كه بودجه با همان چارچوبي كه دولت آن را به مجلس فرستاده است، راي بياورد؟ هيچ بودجه‌اي نه قبل از انقلاب و نه بعد از آن، به طور كامل توسط مجلس تاييد نشده است. من فكر مي‌كنم بودجه سال 85 هم با تغييراتي تصويب خواهد شد.

 

پس معتقديد اگر اين بودجه تصويب شود، دولت عملياتي نهم، سال آينده در اقتصاد كشور تحولات زيادي ايجاد خواهد كرد؟

 

منتظر باشيد. اطمينان دارم كه دولت حرف‌هاي زيادي خواهد داشت. من سعي مي‌كنم در ادامه به بخش‌هايي از برنامه‌هاي آينده دولت اشاره كنم.

 

 آقاي جهرمي، خونسردي در چهره شما موج مي‌زند. در نگاه اول خيلي قدرتمند و مسلط به نظر مي‌رسيد و البته خيلي جدي. از خودتان چه تعريفي داريد؟

 

اين برداشت شما است.

 

من جسارت زياد را هم به اين خصوصيات اضافه مي‌كنم. پذيرش مسووليت‌هايي مثل فرمانداري دو شهرستان در سن 19 سالگي و پذيرش استانداري در سن 23سالگي، اين را تاييد مي‌كند. واقعا معيار انتخاب شما براي اين پست‌هاي مهم چه بود؟

 

اين را بايد از آنهايي بپرسيد كه من را انتخاب كردند و عملكرد من نشان مي‌دهد كه موفق بوده‌ام يا نه. البته به طور كلي من آدمي مسووليت‌پذير هستم و سعي مي‌كنم كاري را كه پذيرفتم به بهترين‌نحو انجام دهم. كوتاهي در مسووليت و انجام وظيفه، هيچ وقت در كار من نيست.

 

حالا كه به اين جا رسيديم، آيا مي‌توانيد از «محمد جهرمي» تعريفي ارائه كنيد كه بازگوكننده خصوصيت‌هاي شخصي اين فرد باشد؟

 

محمد جهرمي خيلي جدي است و آينده‌نگر. آينده پژوه است و به 10 سال بعد فكر مي‌كند كه چه بايد كرد. او سعي مي‌كند 10 سال بعد را ببيند. در مديريت سعي مي‌كنم همين الگو را پياده كنم. يعني آينده‌پژوه باشم و بعد برنامه‌ريزي كنم. معتقدم آينده را مي‌شود به دلخواه و در مسير خواسته‌هاي خود تغيير داد. به جاي اينكه اسير جريان آن شد.

 

خيلي جالب است كه بدانيم آدمي كه سر تا پا سياسي است، اوقات فراغت خود را چگونه سر مي‌كند.

 

مثل ديگر آدم‌ها. من مطالعه مي‌كنم، ورزش و كار. با جرات مي‌گويم كه خيلي اهل مطالعه هستم. همه‌جور كتاب هم مي‌خوانم. در زمينه مديريت، مسائل اجتماعي، اقتصادي و سياسي، چيزي را از قلم نمي‌اندازم. اما زمينه حرفه‌اي مطالعات من به حوزه مديريت برمي‌گردد. البته كتاب‌هاي سياسي هم مطالعه مي‌كنم.

 

روزنامه چي؟

 

روزنامه كم مي‌خوانم، اما بيشتر به سايت‌ها و وبلاگ‌ها سر مي‌زنم.

 

 ورزش شنا، ورزش مرسوم بين سياستمدارها است، شما چي؟ به شنا علاقه داريد يا ورزش ديگري هم مي‌كنيد؟

 

به شنا علاقه زيادي دارم. چند سال پيش، فوتبال هم بازي مي‌كردم اما رباط‌هاي پايم آسيب ديد و مجبور شدم فوتبال را كنار بگذارم.

 

فوروارد بوديد يا هافبك؟

 

هيچ كدام، من دفاع بازي مي‌كردم. البته خيلي وقت‌ها پست دفاع را ترك مي‌كردم تا گل بزنم.

 

پس روي ديگر شما خيلي هم جدي و اخمو نيست. حالا اگر موافقيد از روي جدي و اخموي شما در كار سياست و وزارت و موفقيت شما در دولت بپرسيم. آقاي جهرمي فكر مي كنيد موفق‌ترين عضو كابينه دولت آقاي احمدي‌نژاد چه كسي مي تواند باشد؟

 

بگذاريد بعد از 4 سال، مردم به اين سوال پاسخ بدهند.

 

 شما تلاش‌ها و تكاپوها را كه مي‌بينيد.

 

نه. من به اين سوال جواب نمي‌دهم. من در وزارت‌خانه‌ها كه نيستم ولي در خود هيات دولت مي‌بينم كه همه تكاپو مي‌كنند. همه در حال تلاشند و اين تلاش‌ها تا پاسي گذشته از شب ادامه دارد. در مورد خودم سوال كنيد.

 

لطفا بگوييد كه قرار است چه تغييري در قانون كار انجام دهيد؟

 

برنامه چهارم ما را موظف به بازنگري قانون كار كرده است. اما قبل از ايجاد هرگونه تغيير، مايلم اعلام كنم كه 80درصد قانون فعلي را حذف خواهم كرد. من اولويت را به مقررات‌زدايي خواهم داد و بعد 20درصد باقيمانده را بازنگري خواهم كرد. قانون فعلي يكي از موانع اصلي كسب و كار است كه اگر بتوانيم مقررات‌زدايي كنيم، قطعا بيش از80 درصد مشكلات بنگاه‌ها در حوزه روابط كارگري و كارفرمايي، حل خواهد شد.در ضمن از ديد من هيچ قانوني، وحي منزل نيست. همه قوانين را مي‌شود متناسب با خواست و نياز جامعه، بازنگري كرد. البته براي پاسخ به اين سوال بايد زمان ديگري درنظرگرفت.وقتي که مطالعات وتلاش هاي کارشناسي ما به يک نتيجه مشخص برسد.

 

 بسيار خوب. آقاي وزير، سوال در مورد شما را از اين نقطه آغاز مي‌كنيم كه تا چه اندازه خود را موظف به اجراي شعارهاي انتخاباتي آقاي احمدي‌نژاد مي‌دانيد؟ با توجه به اينكه تحقق شعارها خيلي سخت به نظر مي‌رسد.

 

ببينيد، اشتغال امري تبعي است. تا مجموعه‌اي از مسائل مختلف در كنار هم قرار نگيرند، نمي‌شود اشتغال ايجاد كرد. همه چيز بستگي به سرمايه‌گذاري دارد تا فن و حرفه و فرهنگ كار رونق نگيرد، اشتغال درستي صورت نخواهد گرفت. زيربناي اشتغال، سرمايه‌گذاري است و زير بناي سرمايه‌گذاري، اصلاح در بازار پول و سرمايه. اگر مي‌خواهيد به اشتغال بپردازيد، بايد به بازار كالاها و خدمات بپردازيد. يعني شما نمي‌توانيد بازار كار را از بازار پول و سرمايه جدا ببينيد. تعادل بخشيدن به بازار كار قبل از اينكه بخواهد صورت بگيرد، بايد مساله بازار پول و سرمايه و كالا و خدمات حل شده باشد.

 

از ديد شما الان وضعيت سرمايه‌گذاري در كشور چگونه است؟

 

سرمايه‌گذاري شده است اما خيلي از واحدها مشكلات زيادي در بازار دارند. كالاي خيلي از واحدها به فروش نمي‌رود. زماني كه كالا به فروش نرود، بنگاه مجبور است از نيروي انساني خود بكاهد. كالاي يك توليدكننده زماني كه در يك بازار رقابتي به فروش برود و اين بنگاه بتواند در بازارهاي داخلي و خارجي سهمي براي خود دست و پا كند، قطعا مي‌تواند طرح‌هاي توسعه خوبي داشته باشد يا اينكه مي‌تواند شيفت‌‌هاي فعاليت در خطوط توليد خود را افزايش دهد و زماني كه اين اتفاق قرار است بيافتد، بنگاه به نيروي انساني جديد هم نياز دارد.

 

براي ايجاد يك‌ميليون شغل، به چه ميزان سرمايه‌گذاري نياز هست، شما محاسبه كرده‌ايد؟

 

آمارها متفاوت است. اما متوسط اين ارقام نشان مي‌دهد كه براي ايجاد يك‌ميليون شغل، بايد بين

 20 هزار ميليارد تا 40 هزار ميليارد تومان سرمايه‌گذاري جديد كرد. اگر سرمايه‌گذاري جديد صورت نگيرد اشتغالي در كار نخواهد بود. من واقعا اعتقاد دارم كه بايد شرايط سرمايه‌گذاري را ايجاد كرد و بعد توقع اشتغال داشت.

 

آقاي وزير ما قصد زيرسوال بردن برنامه‌ها را نداريم. اما به گفته مقامات رسمي كشور اين روزها به جاي سرمايه‌گذاري جديد، فرار سرمايه داشته‌ايم.

 

بله، بستر سرمايه‌گذاري زماني فراهم مي‌شود كه سرمايه‌گذار احساس كند كه سرمايه‌گذاري برايش سودآور است. اگر اين روزها اين بحث مطرح مي‌شود كه سرمايه‌ها از كشور فرار كرده‌‌اند، من آن را قبول ندارم. البته بعد از تغيير هر دولت ممكن است در سرمايه‌گذاري‌هاي جديد مكث كوچكي را شاهد باشيم اما قطعا يك روند نخواهد بود. دليل اين مكث ممكن است اين باشد كه سرمايه‌گذار هنوز نمي‌‌داند سياست دولت در بخش‌هايي مثل پتروشيمي چيست؟ يا قرار است در بخش كشاورزي چه تحولي صورت بگيرد؟ زماني كه وزير مربوطه بر اين حوزه‌ها مسلط شد، بايد منتظر برنامه‌هاي جديد او بود. قبول دارم كه لازم است سرمايه‌گذار بداند كه دولت چه نگاهي به صادرات دارد. يا چه نگاهي به توليد.

 

حالا دولت به اين دو مقوله چه نگاهي دارد؟

 

اصولا دولت بايد فضايي فراهم كند كه فعال اقتصادي به بازگشت سرمايه و سود سرمايه خود اطمينان داشته باشد. بعد بداند كه سياست دولت، حمايت از توليد صادراتي است. اصل رقابت‌پذيري هم بايد توسط دولت رعايت شود. در مجموع اين را هم مي‌پذيرم كه صادرات بايد براي مصرف‌كننده به صرفه باشد.

 

اينها همه مطلوب‌هايي است كه مطرح مي‌شود. آنچه اهميت دارد، اجراي درست اين برنامه‌هاست. اما ما هنوز نمي‌دانيم برنامه‌هاي شما چيست؟

 

ببينيد، اگر مي‌گويم سرمايه‌گذاري، منظورم اين نيست كه وزارت كار بايد بستري براي سرمايه‌گذاري فراهم كند. ايجاد فضا براي كسب و كار و تجارت، كار وزارت كار و امور اجتماعي نيست. ديگر وزارتخانه‌هاي اقتصادي بايد به گونه‌اي عمل كنند كه بستر مناسب براي كار و اشتغال فراهم شود.من بحث اشتغال را در طول اين مصاحبه بيشتر مطرح خواهم كرد.

 

پس وظيفه وزارت كار و امور اجتماعي در اين ميان چيست؟

 

در صورتي كه شرايط براي اشتغال جديد حاصل شود، وظيفه وزارت كار و امور اجتماعي اين است كه روي موضوع مهارت برنامه‌ريزي كند. مهارت در دو سطح. اول مهارت مديريت و مهارت كسب و كار كه متاسفانه بخش عمده‌اي از مشكلات واحدهاي توليدي به نبود مهارت بر‌مي‌گردد. واحدها يا اين تخصص را ندارند يا اينكه اين تخصص را به اندازه كافي در اختيار ندارند. شايد يك نيروي فني موفق شود كه يك واحد توليدي در حوزه تخصصي خود راه‌اندازي كند اما اداره كردن آن نياز به فن مديريت دارد كه شايد در آن نيروي فني وجود نداشته باشد. بايد بپذيريم كه كسب و كار يك تخصص است.به هر صورت يك بنگاه توليدي، نياز به بازاريابي دارد. نياز به مديريت توليد و مديريت فروش دارد.فكر مي‌كنيد اگر بنگاه‌هاي ما، علم مديريت را بلد نباشند، مي‌توانند به بقا ادامه بدهند؟

 

 شما توپ را به زمين بنگاه‌ها مي‌‌اندازيد، بايد ببينيد بخش خصوصي چه انتظاري از دولت شما دارد؟

 

اين فقط بخشي از كار است.

 

 مي‌خواهم باز هم در مورد سرمايه‌گذاري و امنيت سرمايه‌گذاري بگوييد.

 

امنيت به طور قطع لازمه سرمايه‌گذاري است كه بخشي از آن به دولت بر مي‌گردد و بخش ديگر آن به مديريت بنگاه يا خود سرمايه‌گذار. امنيت بستر ملي مي‌خواهد، بستر فردي و بستر شغلي. كه وظيفه دولت تامين قسمتي از آن است.

 

آقاي وزير اظهارات شما كاملا درست است. اما به گونه‌اي مطرح مي‌كنيد كه انگار نسبت عوامل ياد شده، برابر است. ضمن اينكه الان مهمترين موضوع ماهيت سرمايه‌گذاري است كه دارد به خطر مي‌افتد. آقاي وزير به جايي رسيده‌ايم كه سرمايه‌گذار مي‌خواهد بداند آيا دولت آقاي احمدي‌نژاد اعتقادي به سرمايه‌گذاري دارد يا نه؟

 

ما كه تشويق كننده سرمايه‌گذاري هستيم.

 

اما از تريبون‌هاعليه سرمايه‌گذار شعار داده مي‌شود. دوباره برگشته‌ايم به سال‌ها قبل كه به سرمايه‌گذار «زالو صفت» مي‌گفتند.

 

به هيچ عنوان اين گونه نيست. قبول ندارم.

 

 شما منكر اين فضاي وهم‌آلوده هستيد؟

 

بحث سرمايه‌گذاري با بحث «زالو صفت» تفاوت دارد. وقتي اقتصاد رانتي داريم، فرق مي‌كند با اقتصاد سالم. «زالو صفت» كسي است كه از رانت‌هاي مختلف استفاده مي‌كند و اجازه رقابت برابر را از اقتصاد كشور مي‌گيرد. «زالو صفت» مانع توليد رقابتي است. او از رانت‌هاي اطلاعاتي و ارتباطي استفاده مي‌كند. در حالي كه اين فرصت را ديگران ندارند. ما به اين افراد «زالو صفت» مي‌گوييم.از ديد ما «زالو صفت‌ها» فرصت‌هاي سرمايه‌گذاري را از شايسته‌هاي كشور گرفته‌اند ما به دنبال ايجاد فرصت برابر هستيم براي همه.در مجموع افرادي كه خصلت‌هاي زالو‌صفتي دارند، كساني هستند كه خودشان را رانتي تعريف كرده‌اند.

 

 در اين ميان سرمايه‌گذار چه كسي مي‌تواند باشد؟

 

سرمايه‌گذار كسي است كه عدالت را جاري مي‌كند. هميشه گفته‌ام و اعتقاد من به عنوان يك عضو كابينه دولت آقاي احمدي‌نژاد اين است كه «عدالت» توزيع منابع نيست. توليد منابع درست و بالا بردن توان مردم در بخش‌هاي مختلف است. اگر قرار باشد همه سر سفره نفت بنشينيم، آن را توزيع كنيم و حق آن را عادلانه توزيع كنيم، فكر مي‌كنيد كار درستي كرده‌ايم؟ اين نفت تمام شدني است. هميشگي نيست. نفت بايد به توليد ثروت بيانجامد. به اقتدار ملي منجر شود.اين تفكر خيلي غلط است كه ما بنشينيم و به اتفاق، از منابع نفتي  استفاده كنيم. براي اين كه نفت به توليد ثروت بيانجامد، بايد سرمايه‌گذاري كرد.

 

آقاي وزير  آوردن نان نفت سر سفره‌هاي مردم  شعاري بود كه در دولت نهم مطرح شد.

 

ما هنوز هم اين شعار را قبول داريم اما نمي‌خواهيم نان سر سفره‌هاي مردم ببريم. مي‌خواهيم نفت را سرمايه‌گذاري كنيم. براي ايجاد اشتغال بيشتر.

 

روي ديگر اين شعار مي‌تواند واگذاري سهام شركت‌هاي نفتي به مردم باشد. فكر مي‌كنيد اين اتفاق بيافتد؟

 

اصل 44‌ اين خطوط را مشخص كرده است، دولت نهم براساس آن اقدام خواهد كرد.

 

بر مي‌‌گردم به سرمايه و سرمايه‌گذاري، از ديد شما كه معتقديد سرمايه‌گذاري زيربناي اشتغال است،  دولت چه بايد بكند كه سرمايه‌گذاري تشويق شود؟

 

دولت بايد بسترها را فراهم كند، قبل از اين هم گفتم. اول بايد كاري ‌كنيم كه سرمايه‌گذاري صرفه اقتصادي داشته باشد. من اين را قبول دارم كه سرمايه آهويي ترسو است. پس بايد براي اين آهو امنيت را برقرار كرد تا نگريزد. من شيوه‌اي را كه دولت‌هاي  قبل از ما آن را قبول داشتند، قبول ندارم. سرمايه‌‌گذاري با بهره   16‌‌درصد و 17‌درصد  و نرخ جريمه6‌درصد را قبول ندارم. بايد سعي كنيم به سمت كاهش نرخ بهره برويم تا سرمايه‌هاي ما در بانك‌ها بلوكه نشود. من به شدت پيگير طرحي هستم كه براساس آن، بانك‌‌ها ملزم خواهند شد به شركت‌‌هاي  كوچك سوبسيد بدهند. يارانه بدهيم كه هم بانك مشكل نداشته باشد و هم سرمايه‌گذار احساس منفعت بيشتري داشته باشد.

 

 آقاي وزير، مورد آخري كه مطرح كرديد، موضوع تازه‌اي است كه ما هم علاقه داريم در مورد آن بدانيم. اما قبل از آن اگر موافق هستيد، در مورد ديدگاه دولت نهم در مورد سرمايه‌گذاري، توضيح بيشتري بدهيد.‌ ظاهرا مي‌خواستيد از امنيت سرمايه‌گذاري صحبت كنيد.

 

عرض كردم كه دولت جديد بايد سودآوري سرمايه‌گذاري و بعد امنيت آن را تضمين كند و در نهايت بايد به بخش خصوصي و مديريت بنگاه‌‌هاي كوچك، تخصص مديريت و فناوري حفظ  بنگاه را آموخت.

 

چه درسي بايد به بخش خصوصي داد؟

 

درس ريسك پذيري را، درس مديريت و بازاريابي را. فروش رقابتي و افزايش كيفيت را. سرمايه‌گذار بايد ياد بگيرد كه كالاي رقابت پذير را توليد و عرضه كند. آموزش نيروي انساني را هم به اين موارد اضافه كنيد. همين الان بنگاه‌هايي در كشور وجود دارند كه ماشين‌آلات گران قيمتي را نصب كرده‌اند اما ميزان كار روزانه اين دستگاه‌ها به 10‌ ساعت هم نمي‌رسد. بايد مديران بخش خصوصي ما، بهره‌وري سرمايه را بياموزند.

 

+ نوشته شده در شنبه هشتم بهمن 1384ساعت 7 بعد از ظهر توسط محمد طاهری |