
به آرش حسن نیا زنگ زدم تا حالشو بپرسم.بدجوری گریه می کرد.ارتباط قطع شد.نگران شدم امانفهمیدم چی شده که مهدی نوروزیان پیام داد"مهران قاسمی فوت کرد"مهران رو با ترجمه های خوبش درروزنامه های مختلف می شناسیم.من 7سال پیش توی روزنامه توسعه با مهران همکاربودم وبعد، جاهای مختلف همکاری داشتیم.مهران خیلی زود رفت.خیلی زودترازاون که فکرش روبکینم."چاق"خونسردی که حالا معلوم شد خیلی هم خونسرد وبی خیال نبوده.به اتفاق خیلی ازبچه ها رفتیم خونه اش.همه بودن.همه به جز خودش.هنوزجسدش رو ازتوی اتاق خواب بیرون نبرده بودن.پدرش چای تعارف می کرد ومی گفت: بفرمایید مهران خیلی مهمان نواز بود.به احترام پدرش چای برداشتیم امااز گلوی کسی پایین نرفت.چای خونه مهران سرد شد مثل بدن بدون روحش،توی اتاق خواب ابدی.سخت ترازهمه شنیدن گریه های خانمش-سارامعصومی- بود.
برای آرامش روحش دعا می کنم.
خداحافظي با مهران قاسمي-اکبرمنتجبی
خداحافظ سوسیالیست دوست داشتنی-رهام