تبليغاتX
نوشته های من - فهرست انتخابی من وگفت وگو با شهاب

 

فهرست انتخابی من وگفت وگو با شهاب

 

 

نزدیک انتخابات که می شود،با اجازه ، بد جوری حالت استفراغ پیدا می کنم.اول از تبلیغات مزحرف تلویزیون دولتی برای بالابردن مشارکت مردم وبعد،از شعارهای پوپولیستی ومزخرف بعضی ها.امروز یکی از کاندیداها، درحوالی میدان هفتم تیر،برای جلب آرای مردمی، تخم مرغ پخش کرده است.یکی دیگر هم ،در کلنیک دندان پزشکی اش را رایگان به روی مردم باز کرده است.نمی دانم با این همه جمعیت، چرا یکی از کاندیداها، بروشور تنظیم خانواده یا کاندوم توزیع نمی کند؟

ازاین ها که بگذریم، باید بگویم خوشبختانه در مورد نیمی از کسانی که باید به آنها رای بدهم، به جمع بندی رسیده ام.

اول- دکتر نجفی که به قول خیلی ها، اندازه اش در حد ریاست جمهوری است.او عقل گرا است ومی تواند در هرترکیبی، وزنه کارشناسی گروه را بالاببرد.

دوم- خاله معصومه ابتکار که مثل همیشه طرفدار محیط زیست است.شاید اگر آدمی مثل او درشورای شهرباشد،دیگر کسی بهانه پیدا نکند که یک شبه،هفت هزار درخت را شهید کند.

سوم- مسجد جامعی .به این دلیل که میانه رو است واین روزها خیلی بیشتر ازتندروها، به درد اصلاحات می خورد.

شهاب-  رفیق وهمکار ما.جوان وجویای نام.طرفدار نوسازی وبه هم ریختن.

پیروز حناچی- متخصص امورشهرسازی. پشت پرده عبدالعلی زاده ومهندس شهرساز.

سید کامل تقوی نژاد- دوسال پیش ،زمانی که معاون صفدر حسینی در وزارت اقتصاد بود، به خاطر چاپ یک خبر از من شکایت کرد اما درطول دادرسی ها، با او دوست شدم.اگر درمورد امورشهری هم مثل شکایتی که از من کرد، پی گیر باشد، تهران دیگر مشکلی نخواهد داشت.

واما از فهرست اصولگرایان:

رسول خادم- به خاطر رفتار معقول گذشته اش.

طلایی-  جاه طلب است ، مثل خیلی از نظامی ها . اما عاقلانه رفتار می کند. تن به خشونت و سرکوب نمی دهد.

چمران- او هم آدم عاقلی است واهل دعوای سیاسی نیست.هرچند اصول گرای اصیلی است اما مگر اصول گراها، آدم نیستند؟

 

درمورد اصلاح طلبان اطمینان دارم که فهرست ام تکمیل است اما از گروه طرفداران قالیباف، یکی دونفر دیگر را انتخاب خواهم کرد.

تا یادم نرفته بگویم که، گفت وگوی متفاوتی با شهاب دارم که بد نیست ببینید.

 

 

 

 

 

برنامه‌هايي كه داريد بيشتر بر چه محوري استوار شده است؟


برنامه‌هاي زيادي دارم، اما ترجيح مي‌دهم تو از برنامه‌هاي اقتصادي من بپرسي. شايد مخاطبان روزنامه دنياي‌اقتصاد نخواهند در مورد مسائل سياسي و اجتماعي صحبت شود به خصوص اينكه مي‌دانم، روزنامه شما طرفدار نظريه اصالت اقتصاد بر سياست است.


يك كانديداي جوان، چه برنامه‌هايي براي اداره يك شهر بزرگ دارد؟


مي‌تواني به طور مشخص بگويي كه منظورت در چه بخش‌هايي است.
در مورد همه مسائلي كه در حوزه اقتصاد شهري مي‌گنجد.
بسيار خوب، شايد بهتر باشد از بازار شروع كنيم. واژه‌اي كه شما در دنياي‌اقتصاد خيلي دوستش داريد.


آقاي شهاب طوري حرف مي‌زني كه انگار هميشه روزنامه دنياي‌اقتصاد مي‌خوانده‌اي و با مكاتب اقتصادي هم آشنا هستي.


خواندن كتاب‌هاي اقتصادي به خصوص در حوزه مكاتب اقتصادي مورد علاقه من است.
چيزي كه تو گفتي، مثل اين مي‌ماند كه من بگويم رونالدو خوب بازي مي‌كند و تو فكر كني كه من يك مفسر معروف فوتبال هستم. من اقتصاد را نه به صورت تخصصي كه به صورت عمومي مطالعه كرده‌ام و تا اين حد مي‌دانم كه «آدام اسميت» كي بوده و ميلتون فريدمن چه عقيده‌اي داشته است.

اتفاقا به موضوع مهمي اشاره كردي. گفتي كه اگر كسي بگويد رونالدو خوب بازي مي‌كند، دليل بر اين نيست كه او مفسر فوتبال است. خيلي‌ها در اين كشور، نه تنها مي‌دانند كه ميلتون فريدمن چه كسي بوده است كه خيلي از كتاب‌هاي او را هم خوانده‌اند اما آيا اين دليل بر اين مي‌شود كه آنها اقتصاددان هستند؟


من نگفتم اقتصاددان هستم. گفتم اقتصاد خواندن را دوست دارم و زماني كه از بازار صحبت مي‌شود مي‌دانم كه منظور، سبزه ميدان و خيابان‌هاي اطرافش نيست. يا وقتي مي‌بينم در مورد قيمت مسكن داريد حرف مي‌زنيد، مي‌فهم كه دليل افزايش قيمت چه مي‌تواند باشد.
دليل افزايش قيمت را مي‌گذارم براي بعد، اول بازار را تعريف كن.
هر زمان دادوستدي صورت گيرد، بازار به وجود آمده است. فرقي نمي‌كند كه اين مبادله در سبزه ميدان صورت گرفته باشد يا در اينترنت.
به عبارتي بازار جايي است كه يك فروشنده دارد و يك خريدار، فروشنده وظيفه دارد كالاي با كيفيت توليد كند (البته در فضايي) كه دولت بايد مولفه‌هايي چون امنيت و شاخص‌هاي استاندارد اقتصادي را در آن ايجاد كند) و خريدار نيز صاحب حق انتخاب است. اين مفاهيم از عناصر اصلي بازار هستند.

 


كاري به معني اصلي بازار نداشته باشيم. اتفاقا سوال من در مورد بازار سبزه‌ميدان است. نظر تو در مورد بازار قديمي تهران چيست؟ پاساژها را بيشتر دوست داري و يا بازار قديمي تهران را؟


من در كل معتقدم بايد در جهت تحكيم بازار گام برداريم. كاري به ديدگاه سياسي بازاري‌ها ندارم. اما اگر وارد شوراي شهر شوم، حتما اصلاح نظام بازار را پيگيري خواهم كرد.


منظورت را نمي‌فهمم. بيشتر در مورد بازار صحبت كن. اين نماد قديمي مبناي اقتصادي بازار را نيز شامل مي‌شود؟


به نظر من بازار تهران،‌ از جهاتي نمونه يك بازار مدرن است. بازاري كه در آن كشف قيمت‌ها تقريبا صورت مي‌گيرد. گردش اطلاعات به اندازه كافي وجود دارد. در مقابل سيستم‌هاي حمل و نقل مدرن، انعطاف دارد. اعتبار در آن حرف اول را مي‌زند. در بازار تهران، هر اوراق بهاداري مثل چك، سفته و حواله به راحتي دادوستد مي‌شود. در واقع بازار تهران بدون توجه به كمبودهاي قانوني، كار خودش را مي‌كند و نيازمند توجه ديگران است.
من طرفدار استقرار نظام بازار تهران بر بازارهاي اطراف و ديگر نقاط تهران هستم.


يعني شكل‌گيري بازارهاي متشكل؟


دقيقا. زماني كه شما وارد يك فروشگاه مي‌شويد، اطلاع كمي از قيمت‌ها داريد. با تنوع مواجه نيستيد. بنابراين مجبور هستيد با شرايط طرف عرضه، كنار بياييد. اما اگر چند فروشگاه اطراف تو باشد هيچ‌وقت خودت را مجبور نمي‌كني كه شرايط عرضه را بپذيري. اگر اشتباه مي‌كنم، اصلاح كن.
اگر بخواهم مثالي بزنم بايد به بازار مبل يافت‌آباد اشاره كنم. تشويق‌هاي شهرداري در يك دوره خاصي، باعث شد كه خيلي از مبل‌سازان كشور، به اين منطقه عزيمت كنند. آنها كم كم فروشگاه‌ها و نمايشگاه‌هايشان را هم در همين منطقه داير كردند. به‌گونه‌اي كه در حال حاضر، من و تو شاهد فعاليت صدها نمايشگاه مبل در اين منطقه هستيم. وقتي وارد بازار مبل يافت‌آباد مي‌شوي، اول تنوع را مي‌بيني. بعد قيمت را كشف مي‌كني و بعد رقابت را مي‌بيني. در چنين بازاري همه چيز به نفع مصرف‌كننده يعني من و تو تمام مي‌شود.


و تو قصد داري اين الگو را در تهران دنبال كني؟


بله، بدون شك الگوي بازار يافت‌آباد، برگرفته از بازار تهران است و من اگر بتوانيم وارد شورا شوم، به شدت روي اين موضوع كار خواهم كرد. ما در حال حاضر، بازارهاي متشكلي مثل بازار كفش و كيف و يا عينك در تهران داريم. همه مي‌دانيم به اصطلاح بورس اين كالاها كجا است، اما در خيلي موارد، چنين بازارهايي نداريم و يا اگر در گوشه‌اي از تهران داريم، ممكن است در چهار گوشه ديگر نداشته باشيم.
پس سامان‌دهي بازارهاي تهران، شد شعار اول تو. ديگر چه برنامه‌اي داري؟
در مورد بازارها هنوز حرف دارم. فكر مي‌كنم، مشكل اصلي اقتصاد تهران، عرضه و تقاضا است. لااقل در مورد كالاهايي مثل مرغ، تخم‌مرغ، ميوه و سبزي‌، به وضوح شاهد اختلال در قيمت‌ها هستيم. فكر مي‌كنم با ايجاد بازار «آن لاين» ميوه و سبزي‌ و راه‌اندازي تابلوي «آن لاين» قيمت‌ها در تهران بتوانيم، قيمت‌ها را شفاف كنيم.
همان طور كه مي‌دانيد. حركت خزنده افزايش قيمت‌ها تا حدي به خاطر اخلال در عرضه به وجود مي‌آيد و اگر دقت كرده باشي، حتما تاييد مي‌كني كه بعد از هر تعطيلات قيمت‌ها به صورت خزنده‌اي در تهران رشد مي‌كند. يعني عرضه‌كننده عمده ميوه، در هر اخلالي كه در سيستم عرضه به‌وجود مي‌آيد سطح قيمت‌ها را بالاتر مي‌برد. بنابراين شهرداري بايد در بازارهاي ميوه و تره‌بار را همواره باز نگه دارد. من فكر مي‌كنم دولت هم بايد به اين سمت پيش برود كه به جاي زدن تابلوي قيمت‌ها در ميادين تره‌بار، نظام عرضه و تقاضا را اصلاح كند. بخشي از اين كار مي‌تواند توسط شهرداري صورت گيرد و بخشي ديگر آن، قطعا در حيطه اختيارات و وظايف دولت است مخصوصا اين كه دولت در مورد بسياري از كالاها عادت به قيمت‌گذاري و دخالت در عرضه دارد. اين اتفاق معضلات بازار را تشديد مي‌كند. براي همين شوراي شهر بايد در جهت اصلاح روش‌هاي دولتي عمل كند.


در مورد اصلاح ساختار شهرداري چه برنامه‌هايي به ذهنت مي‌رسد»؟


اصلاح ساختار شهرداري ضروري است. به نظر من، خيلي مسخره‌ است كه مردم گاهي مجبور مي‌شوند براي دادن عوارض و ديگر پرداختي‌ها، پشت در اتاق‌هاي شهرداري تهران، صف تشكيل دهند. چرا نبايد اين روند دگرگون شود؟ براي حل اين‌گونه معضلات، بايد كاري اساسي صورت داد. يك راه‌حل مي‌تواند اين باشد كه وب كيوسك‌هايي در شهرداري مناطق مختلف تهران ايجاد كنيم. نمي‌دانم تا كي بايد مناسبات حاكم بر شهرداري تهران، سنتي و قديمي باشد. حالا ديگر بانك‌هاي دولتي هم در عمل مجبور شده‌اند به مشتريان خود احترام بگذارند، اما نمي‌دانم. اين مناسبات چرا هنوز در شهرداري تهران، تغيير نكرده است.
در مورد بودجه‌ريزي شهرداري و اصلاح ساختار آن، به طور قطع دوستان ديگر ائتلاف اصلاح‌طلبان كه سابقه‌اي در بودجه‌ريزي و امور اقتصادي دارند. برنامه‌هايي تدوين كرده‌اند.
از بودجه گفتي و اصلاح ساختار آن. فكر مي‌كنيد چند منبع براي ايجاد درآمد وجود دارد؟
به طور قطع منابع زيادي وجود دارد، ما در حال حاضر در حال فروش ناموس شهر هستيم. درآمدهاي شهرداري بيشتر از راه فروش ناموس شهر به دست مي‌آيد.
در حالي‌كه راه‌هاي زيادي براي ايجاد درآمد بيشتر وجود دارد. به عنوان نمونه استفاده از پول و سرمايه بخش‌خصوصي و سرمايه‌گذار خارجي، جايي در تامين منابع مالي شهرداري تهران ندارد.
شهرداري تهران فقط يك بار اوراق مشاركت منتشر كرده است، در حالي‌كه مي‌دانيم يكي از بهترين راه‌هاي جذب نقدينگي، مي‌تواند فروش اوراق مشاركت باشد.
به نظر من شهرداري تهران مي‌تواند براي اجراي پروژه‌هاي بزرگ شهر تهران، دست نياز به سوي بخش‌خصوصي دراز كند. بخش خصوصي و مردم مي‌توانند به صورت مستقيم و غيرمستقيم در طرح‌هاي عمراني شهر تهران شريك باشند. در عين‌حال شهرداري مي‌تواند ناشر معتبرين و سودآورترين اوراق مشاركت اقتصاد ايران باشد. اگر چنين اتفاقي بيافتد، دولت هم مي‌تواند اجازه دادوستد اوراق مشاركت شهرداري در بورس تهران را صادر كند يا شهرداري مي‌تواند براي تشويق بخش خصوصي، شرايط دادوستد صورت وضعيت پيمانكاران را در بورس فراهم كند.
من طرفدار روان‌سازي امور هستم. مثلا اگر من مديرعامل بانك ملي بودم، حتما با هماهنگي با نيروي انتظامي، بانك‌هاي سياري راه‌اندازي مي‌‌كردم تا ساعت هفت شب، دور بازار تهران راه بيافتد و پول‌هاي بازاريان را جمع كنند. به جاي اينكه بازاري‌ها، به بانك بروند، چرا نبايد بانك سراغ بازار برود.
در مجموع مي‌خواهم بگويم شهرداري تهران بايد از شكل سنتي و قديمي خودش خارج شود و به فكر تامين نيازهاي جديد مردم هم باشد.


در مورد حل معضل ترافيك چه برنامه‌اي داريد؟


در همه جاي دنيا، راهنمايي و رانندگي، زير نظر شهرداري فعاليت مي‌كند. اين كار چند ويژگي مثبت دارد. اول اينكه مديريت شهر با استفاده از امكانات شهرداري تهران و نيروي راهنمايي و رانندگي، مي‌تواند تصميمي واحد براي حمل و نقل شهر بگيرد. در مواردي شاهد هستيم كه راهنمايي و رانندگي قبل از اينكه خرجي كرده باشد، هزينه آن را از مردم مي‌گيرد. به طور مثال جريمه‌ها بالا مي‌رود، اما خيابان‌ها عريض نمي‌شود. مردم جريمه مي‌دهند اما در خيابان‌هاي ناهموار و پر از گودال رانندگي مي‌كنند. هيچ‌كس خودش را مسوول نمي‌داند چرا كه مديريت موازي در شهر تهران وجود دارد.
گذشته از آن، ساختار تاكسيراني و اتوبوسراني تهران مشكل دارد و بايد تغيير كند. من اگر وارد شوراي شهر شوم، حتما تاكسيراني را متحول مي‌كنم. ايجاد اتحاديه رانندگان تاكسي‌هاي مردمي، الزامي است براي اينكه شهر از وجود رانندگان سواري بي‌نام و نشان راحت شود، بايد ضمن نوسازي و اصلاح ناوگان حمل و نقل شهري، به فكر تهيه شناسنامه و نام و نشان براي سواري‌هاي سطح تهران باشيم. شهرداري بايد در اقدامي سريع، خودروهاي سواري تهران را در قالب يك اتحاديه سامان‌دهي كند. اتحاديه هم بايد وظيفه داشته باشد كه موضوع شناسنامه‌دار كردن رانندگان سواري‌ها را پيگيري كند.
چنين اتفاقي مي‌تواند ضمن كاهش بار ترافيك، در كاهش مفاسد اجتماعي هم موثر باشد.

 

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم آذر 1385ساعت 8 بعد از ظهر توسط محمد طاهری |