بعضی ها هنوز به فکر درحاشیه قرار دادن رقبا هستند
نیم ساعت پشت درهای شمالی وشرقی مجلس منتظر می مانیم تا سرانجام مجوز ورود به دفتر"آقای مهندس" صادر می شود.از راهروی طولانی هیات رییسه می گذریم تا به دفتراو می رسیم.وارد دفتر که می شویم،حدود 40 دقیقه از زمان گفت وگو باقی مانده وما باید خیلی از پرسش ها را مطرح نکنیم،چون آقای مهندس باید پذیرای مهمانان دیگری هم باشد.مرد همیشه در صحنه مجلس شورای اسلامی 54 سال دارد واز27 سال پیش،همیشه تاثیرگذاری خاصی برجریان سیاسی گروه موسوم به راست واصولگراها،داشته است.البته "محمد رضا باهنر"این روزها،بیشتر از هرزمانی،تاثیر گذاراست .او 54 ساله است وبیشتر از 20 سال ازاین زمان را درمجلس شورای اسلامی گذرانده است. عمر فعالیت های سیاسی او به 30 سال پیش برمی گردد وازآن زمان، او همواره در رایزنی ولابی گری استاد بی بدیلی بوده است. اغراق نیست اگر اورا لیدر اصلی جریان راست بدانیم.
او با وجود حضور چهره های شاخص اصولگرا درمجلس هفتم،بیشتر از همفکران خود،در تعامل میان دولت ومجلس نقش دارد.صحنه گردانی های ظریف او درمجلس اصولگرا، زیرکانه است واو به خوبی موفق شده است،جو عمومی مجلس را به سود دولت شگفتی ساز محمود احمدی نژاد تغییر دهد.سه هفته پیش،زمانی که "محمد رضا باهنر" دراظهارنظری عجیب،نمایندگان طرفدار استیضاح وزرای جهادکشاورزی و آموزش وپرورش را مورد خطاب قرار داد ،نقشه استیضاح ناکام ماند.اوگفته بود: هرنماینده ای که طرفدار استیضاح وزرا باشد،از دایره اصولگرایان خارج است.وهمین جمله کافی بود تا "محمد رضا اسکندری" از نبرداستیضاح نمایندگان مجلس هفتم،با خیال راحت گذر کند ودرعین حال پرونده استیضاح "فرشیدی"وزیر آموزش وپرورش نیز به محاق تعلیق فرو رفت.محمد رضا باهنر بدون شک،مدافع دولت نهم است اما دراین گفت وگوسعی کرده است، به دولت شگفتی ها انتقاداتی هم وارد کند.
* وقت بسيار كمي در اختيار ما قرار دادهايد. بنابراين مجبوريم خيلي از پرسشها را مطرح نكنيم. شايد اين هم يك شمه از كارکشتگي سياسي مردي است كه گفته ميشود در مجلس هفتم ،همه راهها به او ختم ميشود.
اين روزها كار و دلمشغولي همه ما زياد است. نميدانم از كدام مرد حرف ميزنيد اما فكر ميكنم چهل دقيقه، زمان زيادي براي انجام يك گفتوگو باشد. ميدانيد كه من زياد هم اهل مصاحبه نيستم.
* بسيار خوب آقاي مهندس. از «محمدرضا باهنر» و نقش او در رايزنيها و لابيهاي مجلس هفتم آغاز ميكنيم. شما كه «مهندس باهنر» را خوب ميشناسيد، فكر ميكنيد همه راهها به او ختم ميشود؟
شما كه قصد نداريد تمام چهل دقيقه را در مورد من صحبت كنيد؟
* نه آقاي مهندس. بحث اصلي ما در مورد تعامل مجلس هفتم با دولت نهم است و به اين دليل كه شما نقش قابلملاحظهاي در ايجاد تعادل ميان قوه مقننه و قوه مجريه، در اين زمان خاص داريد، ميخواهيم از خود شما آغاز كنيم. شما چه نقشي در رابطه دولت و مجلس داريد؟ آيا انتهاي همه رايزنيها شما هستيد؟
در مورد نحوه رفتار من، برداشتها متفاوت است. بعضی ها از این شیوه برخورد راضی به نظر می رسند و بعضيها به صورت انتقاد، اين موضوع را مطرح ميكنند كه "باهنر" از تريبونها، نسبت به دوستان دولتی اش كمتر انتقاد ميكند. معني اين انتقادها هر چيزي كه باشد، به نظر من درست نيست. من فقط علاقه ندارم كه اختلافنظرها به رسانهها و ميان مردم كشيده شود.البته در پاسخ به اين پرسش كه نقش من در مقابل مجلس هفتم و دولت چه ميتواند باشد، در طول مصاحبه بيشتر توضيح خواهم داد.
* پس اگر موافق باشيد، وارد بحث اصلي شويم. در مورد تعامل مجلس هفتم و دولت نهم اظهارنظرها متفاوت است. در حقيقت ما شاهد دو گونه اظهارنظر هستيم. مردان دولت نهم اعتقاد دارند كه مجلس هفتم، ترمز برنامههاي دولت است و از طرف ديگر، برخی نمايندگان مجلس هفتم، اعتقاد دارند كه نوعي چشمپوشي و اغماض در نحوه برخورد مجلس با دولت وجود دارد. ارزيابي شما از اين اظهارنظرها چيست؟
پرسشي كه مطرح كرديد، خيلي مهم و استراتژيك است. به اين دليل كه پيكره اصلي دولت و مجلس، برخاسته از يك جريان سياسي ویک ايدئولوژي یکسان سیاسی است.ما از جهت سياستهاي راهبردي، فكر ميكنيم كه دولت نهم و مجلس هفتم خيلي به هم نزديك هستند و از اين نظر، همپوشانيهاي زيادي ميان روابط دولت و مجلس وجود دارد. در ابتداي بحث بايد به يك موضوع اشاره كنم كه ميتواند مبناي تحليلهايي قرار گيرد كه در طول مصاحبه ممكن است، مطرح شود. موضوع اصلي اين است در طول سالهاي گذشته كه من چند بار نماينده مجلس بودهام، هيچ گاه رابطه مجلس و دولت را اين قدر قوي و نزديك نديدهام.
*گفتید همپوشاني. هم پوشانی سياستها، يا رابطهها؟
هر دو. اماهم پوشاني سياستها بينظير است. اما تفاهم مهم ديگري كه در حال حاضر ميان دولت و مجلس وجود دارد و نمونه آن حتي در مجلسهاي چهارم و پنجم هم، وجود نداشته است، رفتار بدون تعارف وبدون تسامح است.به هرصورت،هم دولتی ها وهم مجلسیون، اصولگرا هستند واین کمک می کندکه سیاست ها در بستری یک دست دنبال شود. دولت آقاي احمدينژاد از همان ابتدا اعلام كرد كه سياستهايي متفاوت از دولت های قبل خواهد داشت. رييس دولت نهم از همان ابتدا، در مورد شگفتيهايي سخن گفت كه در دولت او نمود پيدا خواهد كرد و ديديم كه شگفتيهاي زيادي از همان ابتدا در كار دولت نهم به وجود آمد. ميخواهم قبل از ورود به بحث اصلي كه اتفاقا خيلي مهم است، به اين موضوع اشاره كنم كه آقاي احمدينژاد، با شعار خلق شگفتي و تغيير رويههاي دولت قبلي، از چهرههاي جديدي در كابينه استفاده كرد كه اين چهرهها، در زمينه مسائل اجرايي، نام آشنا نبودند و سابقه اجرايي در مديريتهاي كلان اقتصادي نداشتند. از طرفي هم، دولت و رييسجمهوري، اعتقادي به حاكميت يك تئوري اقتصادي بر مجموعه امور اقتصادی کشور نداشتند و هنوز هم ندارند.
به نظر شما، دولت، تئوری را قبول ندارد؟
نه اینکه قبول ندارد، اما بيشتر قصد دارد عملگرا باشد. به همين دليل ميبينيم این دولت خيلي پركارو پرجنب و جوش است و رفتار عملياتي را پيشه كار خود كرده است و در عوض، هنوز هنوز هم يك الگوي كتابي و تئوريك از آن چه قرار است، صورت گيرد، در رفتار دولت نهم ديده نميشود.این یک طرف سکه است اما من بارها از اين جمله استفاده كردهام كه دولت نهم دولت براي خدمترساني به مردم حريص است. در طرف مقابل، اكثريت نمايندگان مجلس هفتم، اعتقاد دارند كه دولت نهم بايد يك الگوي اقتصادي مشخص را پيشه رفتار خود كند. كاري به آن نداشته باشيم كه دولت نهم بايد طرفدار چه الگويي باشد. به طور مثال تمركزگرا باشد يا به شيوه چپها اقتصاد را مديريت كند و يا به شيوه نئوكلاسيكها. بدون توجه به اين ديدگاهها، حداقل انتظار مجلس هفتم اين بوده است كه دولت، يك نوع تئوري اقتصادي بر رفتار خود حاكم كند.
*يعني تا اين لحظه، مبناي انتقادهاي مجلس هفتم از دولت نهم، به همين موضوع مربوط ميشده است؟
این موضوع در مجموع، سردرگمي هایی براي كشور، به ارمغان آورده است.باید بگوییم،از ابتدا رفتار تئوريكي بر شيوه اجراي دولت حاكم نبوده است. يعني دولت تا حالا تئوري اقتصادي علمي و تئوريكي نداشته ویا اگر وجود داشته، ما چيزي نديدهايم. اما همان طور كه اشاره كردم، آقاي احمدينژاد بيشتر سعي كرده است عملگرا باشد. به هر صورت ايشان ودوستان ایشان،اعتقاد جدي دارند كه بايد وارد میدان شد و به اصطلاح آستينها را بالا زد و به دل مشكلات رفت. اما نمایندگان مجلس هفتم هميشه به دولت نهم اين موضوع را گوشزد كردهاند كه به جز پارامتر عمل گرايي، بايد به فكر تهيه يك الگوي تئوريك هم بود و اگر بخواهيم خوشبينانه نگاه كنيم، ميبينيم كه رفتار دولت، كمكم دارد رنگ تئوريك هم ميگيرد.
*آيا ميتوانيد براي اين اظهارات، مصداقي عيني ارائه كنيد. مثالي كه نشان بدهد، مجلس هفتم، رفتار مبهم دولت نهم را درك كرده و با نگراني از نبود يك برنامه منسجم، به كمك دولت آمده است تا رفتار بدون الگوي دولت، كمي معتدل شود؟
بله. مصداق عيني و شفاف و سنگين اين ادعا، نحوه برخورد مجلس هفتم با لايحه بودجه ارسالي از سوي دولت نهم بود. اين رويه بعدها هم ادامه پيدا كرد و پيشبيني من اين است كه باز هم ادامه پيدا خواهد كرد.
*با توجه به نزديك شدن به پايان عمر مجلس هفتم، آيا نبايد نگران اين باشيم كه نمايندگان دست از انتقاد بردارند و راه صلح و مصالحه را برگزينند؟
نه. اطمينان داشته باشيد كه نگاه مجلس به لوايح دولت، همچنان سختگيرانه خواهد بود. هم در مورد بودجه و متمم بودجه و هم در مورد لوايح ديگر.
*اما دولت نشان داده است كه خيلي به اين گونه نگاهها اعتقاد ندارد. لااقل در مورد برخي لايحهها مثل لايحه صندوق مهررضا، ميتوان به اين موضوع استناد كرد.
لايحه مهررضا خيلي اقتصادي نبود. استنباط اين است كه لايحه ارائه شده از سوي دولت، بيشتر اجتماعي بود. البته مجلس موافق توسعه تشكيلات و بزرگشدن دولت نبود. مجلس اعتقاد داشت كه ميشود وظايف تعريف شده براي صندوق مهررضا را ميشود به نهادها و سازمانهاي ديگر منتقل كرد.در عين حال، اگر صندوق مهررضا را از دايره بحث خارج كنيد، حتما تاييد ميكنيد كه مجلس در مورد لايحههايي مثل بودجه، هيچوقت كوتاه نيامده است. نبايد به همين زودي چالشهاي سنگين و نفسگير بودجه سال گذشته را فراموش كنيد.سال گذشته، دولت اعتبار بودجه عمراني را در لايحه بودجه، به شكل بيسابقهاي تا 75درصد افزايش داد و به تصويب لايحه، با همين ويژگي، اعتقاد كامل داشت. در مقابل مجلس معتقد بود كه در ابتدا بايد ظرفيت پروژههاي عمراني را افزايش دهيم و بعد بودجه عمراني را اضافه كنيم. در حقيقت، مجلس هفتم به افزايش بهرهوري و ايجاد زيرساختهاي لازم اعتقاد داشت و معتقد بود افزايش ناگهاني بودجه عمراني نميتواند افزايش بهرهوري و رشد اقتصادي را در پي داشته باشد.
* شما از آن چالش سنگين و نفسگير به عنوان اختلاف ياد ميكنيد يا چالش؟
بدون تعارف، يك اختلاف پررنگ بود که چالش خیلی سنگینی در پی داشت.اماشاهد بودید که، با وجود رابطه فاميلي ميان دولت نهم و مجلس هفتم، لایحه بودجه سال 1385، در بستري كارشناسي، مورد چالش و بررسي قرار گرفت. اما همانطور كه پيش از اين هم اشاره كردم، اختلاف ميان دولت و مجلس، هر روز كاهش پيدا ميكند.
* به چه دليل؟ آيا نمايندگان مجلس در ماههاي آخر عمر پارلمان هفتم، از آرمانهاي خود دست كشيدهاند و يا دولت تغيير رويه داده است؟
شك نكنيد كه دولت تغيير رويهاي محسوس داشته است. همه ما بعد از گذشت يكسال و چند ماه از عمر دولت نهم، ميبينيم كه تئوري هم وارد مسائل اجرايي دولت شده است. در حقيقت دولت بدنه كارشناسي خود را از گذشته قويتر كرده است.
* آقاي مهندس، ميتوانيد يك يا چند مورد از نرمشهاي رفتاري مجلس با دولت نهم را مثال بزنيد؟
بله. بودجه را مثال زدم. دولت مايل بود بودجه عمراني را 70درصد افزايش دهد و در مقابل مجلس به افزايش 30درصدي اعتقاد داشت. در نهايت ديديد كه عدد بينابين، مورد تاييد قرار گرفت و 50درصد افزايش تصويب شد.ما سعي كرديم به همه درخواست دولت در مورد افزايش رقم بودجه، پاسخ «نه» ندهيم.ما در مجلس هفتم احساس كرديم كه دولت در حال تغيير برخي رويههاي جذب بودجه است. سال گذشته ما دیدیم که دولت خیلی تمایل دارد تا پروژه های نیمه تمام را به سرانجام برساند.حتی دیدیم دولت،درحال تلاش است تا رویه بودجه نویسی راهم تغییر دهد.این اراده،سال گذشته وجود داشت وامسال هم ادامه دارد.درمجموع تغيير روشها را ما هم قبول داریم. به طور مثال، امسال، موافقتنامههاي بودجه، خيلي زودتر از سالهاي گذشته آماده شده است. يعني سازمان مديريت و برنامهريزي، با سرعت عمل بيشتري در حال تدوين بودجه سال 1386 است يا در مورد سفرهاي استاني رييسجمهور، ما احساس كرديم كه اين سفرها ميتواند رويههاي موجود و ناكارآمد گذشته را دستخوش تغييراتي مثبت كند و با علم و آگاهي به حرص و طمع دولت نهم به موضوع خدمترساني، با ديده اغماض و چشمپوشي از برخي مسائل، با افزايش 50درصدي بودجه عمراني دولت موافقت كرديم.
این اظهارات یعنی اینکه بودجه سال 1386، چالش های بودجه 1385 را ندارد؟
نه.هنوزنمی خواهم دراین مورد اظهارنظر کنم.گذشته ازآن ، اگر مشکلات سال گذشته در لایحه بودجه وجود نداشته باشد،مجلس چرا باید سخت گیری بیش از اندازه داشته باشد؟سال گذشته بودجه دولت با عجله بسته شد.تاحدودی مشکل داشت وتئوری مشخصی برآن حاکم نبود. ارقام بودجه سال قبل، متناسب با ظرفیت اقتصاد ما نبود.اما ازکجا بدانیم که قصه سال گذشته قرار است دوباره تکرار شود.دولت درحال تنظیم بودجه سال آینده است وهنوز نمی شود درمورد موجودی که هنوز به دنیا نیامده،اظهار نظر کرد.
* بسيار خوب، آقاي مهندس. از زاويه ديگري هم ميشود به تعامل دولت و مجلس توجه كرد. زاويهاي كه انتقادي است و اين روزها به دليل پايان عمر مجلس هفتم، نمود بيشتري پيدا كرده است. آيا رويه نمايندگان اصولگرا و همسو با دولت در تعامل با دولت تغيير كرده است.
منظور شما را نميفهمم.
*منظورم اين است كه آيا برخوردهاي مجلسيون با دولتيها از شكل آشكار و شفاف موجود يعني استيضاح و پرسشهاي مكرر، به رايزنيهاي پشت پرده و لابيهاي پنهان، تبديل شده است؟
نه. چنین برنامه ای در دستور کارنیست. نه حزبی ونه فراکسیونی.
نظر شخصی شما چیست؟
شايد ميخواهيد از طريق طرح اين پرسش كلي، به تحليلهايي اشاره كنيد كه در مورد خود من وجود دارد.بعضيها ميگويند «باهنر» خيلي هواي دوستان دولتي را دارد. شما هم كه در ابتداي مصاحبه گفتيد، همه راهها به من (باهنر) ختم ميشود.پس لازم است بدون تعارف صحبت كنم. بعضيها به من ميگويند تو (باهنر) از تريبونها دولت را نقد نميكني و انتقاد دارند كه دارم مماشات ميكنم.اتفاقا من ميخواهم اين را تاييد كنم اما به اين معني نيست كه من به دولت نقد كمتري از بقيه دارم. رويه من فقط اين است كه موضوع را به رسانهها نكشانم.من بنا ندارم اختلافهاي بيشمار كارشناسي ميان مجلس و دولت را علني كنم.فكر ميكنم خيلي از چالشهاي موجود را به دليل فاميل بودن مجلسيون و دولتيها ميشود درون خانواده حل كرد.به همين دليل است كه من حتي ترجيح ميدهم خيلي از مسائل را رودررو حل كنم. من جدا به اين موضوع فكر ميكنم كه مردم به دولت و مجلس به صورت يك جمعيت همسو و همدل نگاه ميكنند.
آنها (مردم) به يك مجلس اصولگرا و يك دولت اصولگرا راي دادهاند و حالا ميخواهند ببينند برآيند كار این همه اصولگرا چيست. حالا اگر در اين ميان اختلاف نظر كارشناسي وجود داشته باشد، چرا بايد علني شود؟ من اعتقاد دارم كه اختلافها خانوادگي است و بايد در ميان خانواده هم حل شود.
*برخلاف تصور شما اين گونه عنوان ميشود كه مجلسيون در ابتداي روي كارآمدن دولت نهم بيشتر به دنبال سهمخواهي از كابينه بودند و امسال كه سال سوم مجلس هفتم است، نمايندگان مجلس به خاطر رقابتهاي انتخاباتي مجلس هشتم با دولت نهم سازش كردهاند.
نه اين تحليل درست نيست. طرح اختلافها در درون دولت و مجلس و علني نشدن آن به معني ساز شكاري مجلسيها نيست.همين قدر بدانيد كه ميان مجلس مردان و دولت مردان هميشه بحثهاي داغي در مورد مسائل جاري كشور وجود دارد كه هيچ وقت رسانهاي نخواهد شد.گذشته از آن وقتي اختلافها كه من به هيچ عنوان منكر وجود آنها نيستم درون قوم و طايفه بزرگي به نام اصولگرايان مطرح ميشود چه نيازي داريم آن را در بوق و كرنا كنيم؟و توضيح ديگري كه دارم اين است كه تشخيص اصولگرا از رقيب آن براي مردم خيلي راحت است اما مردم ميان اصولگراها خط و مرزي نميگذارند.مردم ميان من و آقاي احمدي نژاد يا دكتر حداد عادل و آقاي احمدي نژاد تفاوتي قايل نميشوند.آنها ما را با وجود اختلاف نظرهايي كه ممكن است داشته باشيم در دسته اصولگرايان ميدانند شايد اين ادبيات در رسانهها وجود داشته باشد كه ممكن است يك نفر تندرو باشد و يا يك نفر در دسته ميانهروها عضويت داشته باشد اما مردم همه اصولگراها را يك گونه ميبينند و البته اين تشخيص كاملا درست است.به همين دليل است كه ميگويم نيازي به علني شدن اختلافات ميان اصولگريان وجود ندارد.پس دو نتيجه بايد بگيريم. اول اين كه اختلاف ميان اصولگرايان مجلس و اصولگرايان دولت كاملا طبيعي است و دوم اينكه هيچكدام از مجلس مردان و دولت مردان علاقهاي به رسانهاي شدن اختلافها ندارند. پس نبايد از اين استراتژي، نتيجه بگيريد كه مجلسيون با دولتسازش كاري دارند.
*با وجودي كه شما معتقديد مجلس بدون تعارف با دولت برخورد ميكند، خيليها اعتقاد دارند، رفتار مجلس نسبت به گذشته خيلي تغيير كرده است. ممكن است از ادامه اين بحث به جايي نرسيم. پس اگر موافق باشيد، از در ديگري وارد موضوع شويم. آقاي مهندس، در بررسي رفتار و تعامل مجلس با دولت نهم، نظارت، يك حلقه كاملا مفقود شده است. بيشتر فكر ميكنيم، ديوان محاسبات كل كشور كه چشم نظارتي مجلس شوراي اسلامي است. به کلوب تعارفهاي سياسي تبديل شده و نظارت را فراموش كرده است. حتما يادتان هست كه رييس ديوان محاسبات با چه ادبياتي در مورد رييس دولت نهم اظهار نظر كرد؟
مدت زيادي از آن جريان گذشته است. و همانطور كه شما هم ميدانيد، رييس ديوان محسابات نسبت به رييسجمهوري، فقط يك جمله تعارفآميز مطرح كرد.
اما ايشان گفته بود كه رييسجمهوري لياقت پيامبري خدا را دارد شما هم بهتر ميدانيد كه منظور ما از اين پرسش، زير سوال بردن اعتقادهاي شخصي رييس ديوان محاسبات نيست. بيشتر در مورد نگاه مهربانانه و عطوفي كه ممكن است چشم نظارتي مجلس هفتم، نسبت به ريخت و پاشهاي بودجه داشته باشد، نگراني وجود دارد.
گفتم كه اظهار نظر آقاي رحيمي كاملا شخصي بود و جنبه تعارفهاي مرسوم فرهنگ سياسي ما را داشت. اما در عمل با جرات ميگويم كه دستگاههاي دولتي از فشارهاي ديوان محاسبات به تنگ آمدهاند. شك نكنيد كه ديوان محاسبات مجلس هفتم، قويترين چشم نظارتي در طول سالهاي گذشته بوده است.وقتي ميگويم خيلي از مديران اجرايي، از دست ديوان محاسبات كلافه شدهاند، اغراق نميكنم.دراین موضوع که گفتم، اصلا شك نكنيد، هيچكدام از مجلس هاي ادوار گذشته، چنين ديوان محاسباتي نداشتهاند. ما بارها به ديوان محاسبات تذكر دادهايم كه مراقب تندرويها باشد به اين دليل كه جرات و جسارت از مديران اجرايي گرفته نشود. اما به جرات ميگويم مصداق بارز «مو از ماستكشيدن» را ديوان محاسبات كل كشور عملي كرده است.
حالا اگر دكتر رحيمي از آقاي احمدينژاد تعريف كند و يا از جملههاي عاطفي براي نشان دادن دوستي خود به رييس دولت، استفاده كند. ربطي به ضعف نظارت ندارد. من سختگيريهاي بيش از اندازه ديوان محاسبات را تاييد نميكنم اما از همين در كه رفتيد بيرون، برويد و با مديران اجرايي گفتوگو كنيد. مطمئن باشيد خيليها از سختگيريهاي ديوان محاسبات گلايه خواهند كرد.
*ميخواهيم شما را بار ديگر به رايزنيهاي درون قومي ميان مجلس اصولگرا و دولت اصولگرا برگردانيم. ما كه نميدانيم آنجا چه خبر است اما يك پرسش خيلي مهم، بعد از آمدن آقاي مصري كه از همكاران شما در مجلس هستند به وزارت رفاه مطرح شده است. در عين حال قرار است آقاي عباسي هم از ميدان بهارستان به خيابان پاستور نقل مكان كند. ما كه جوان هستيم و قطعا يادمان نيست اما شما كه چند دوره پياپي، نماينده مجلس بودهايد. آيا يادتان هست كه در طول يكسال و نيم، 5نماينده از يك مجلس، از سوي دولت دعوت به كار شوند. واقعا چرا نمايندگان راه مهاجرت به كابينه را در پيش گرفتهاند؟ دولت اين را ميخواهد يا مجلس؟
اگر آقاي احمدينژاد، همه اعضاي كابينه را از ميان نمايندگان مجلس هفتم انتخاب ميكرد، اصلا جاي تعجب نداشت. وضعيت خيلي ويژه و خاص است.
* چرا؟
- من پيش از هم گفتم كه هيچگاه دولت و مجلس تا اين اندازه همسو و همراه نبودهاند. در طول سالهاي بعد از پيروزي انقلاب، هيچگاه چنين تجربهاي وجود نداشته است. بعضيها به قول شما ميگويند مجلس چوب لاي چرخ دولت نهم ميگذارد. مصداق آنها اين است كه چرا مجلس به چهار كانديداي عضويت در كابينه، راي نداده است و چرا وزرا را استيضاح ميكند و از اين دست اظهارنظرها. اما خود دولت بهتر ميداند كه نگاه مجلس چگونه است؟ ما همواره منتقد و مراقب رفتار دولت هستيم و در حاليكه دوستي و برادري خود را بارها ثابت كردهايم، انتقاد را حق خود ميدانيم.
* اما ختم به خير شدن استيضاح اخير مجلس و ابقاي مجدد آقاي اسكندري در وزارت جهادكشاورزي معني ديگري برخلاف اظهارنظرهاي شما دارد.
من دقيقا متوجه نشدم. پيش از هم گفتم كه دو نوع برداشت از رفتار مجلس وجود دارد. اول اينكه بعضيها ميگويند ما چوب لاي چرخ دولت ميگذاريم و بعضيها معتقدند ما داريم مماشات و سازش ميكنيم.در مجلسهاي گذشته سابقهاي موجود نيست كه نمايندگان، به چهار نفر از كانديداهاي پيشنهادي رييسجمهوري راي موافق ندهند. در گذشته مجلسهاي منتقد دولت هم داشتهايم اما هيچگاه مخالفتها به اين ختم نشده است كه چهار نفر از كانديداها ورود به كابينه، از سوي نمايندگان مجلس تاييد نشوند.به ياد داريد كه خط و مشي سياسي مجلس پنجم با دولت آقاي خاتمي همسو نبود اما نمايندگان مجلس به همه كانديداهاي ورود به كابينه اول آقاي خاتمي راي مثبت دادند. ميخواهم بگويم، شايد سختگيريهاي مجلس هفتم نسبت به دولت نهم، تداعيكننده مخالفت باشد اما در واقع اينگونه نيست و در عين حال ممكن است بعضيها ختم به خير شدن استيضاح آقاي اسكندري را نوعي سازشكاري مجلس با دولت بدانند در حاليكه واقعا اينگونه نيست.نمايندگان مجلس هفتم بيشترين همسويي را با دولت نهم دارند اما همه ما متوجه اين موضوع هستيم كه ناكامي دولت ميتواند ناكامي كل اصولگراها باشد و ناكامي مجلس هم همين طور و ما نميخواهيم با ناكامي در برنامههاي يكي از اين دو قوا ، كل برنامههاي سياسي اصولگرايان با شكست و ناكامي مواجه شود. پس دوستي و رفاقت يك طرف و كار و نظارت طرف ديگر.
* در مورد اينكه مجلس با وجود فشارهايي كه ميآورد، دوست و برادر دولت است، فكر ميكنم بهاندازه كافي بحث كرديد. لطفا در مورد اتهام يا انگ سازشكاري و مماشات اين روزها بگوييد. آيا مجلس هفتم، مصلحتگرا شده است.
- نه. ببينيد، اصولا اين نوع ارتباطها مطلق و صد درصد نيست. اين روابط نسبي است. سازش كاري و قاطعيت دو روي يك سكه هستند كه هرچه قاطعيت بيشتر شود. از سازش كاري كم ميشود. نوسان اين پارامترها ميان دو عدد صفر و صد است. شما نميتوانيد رفتاري را مثال بزنيد كه درصد مصلحتانديشي در آن، صفر باشد و از آن طرف نميتوانيد سازش كاري و مصلحتانديشي را به عدد صفر برسانيد. در مورد اينكه نحوه تعامل مجلس با دولت در كجاي اين نمودار قرار ميگيرد، شما بايد قضاوت كنيد. اتفاقا تحليل اصولي اين است كه برآيند را تحليل كنيد.من چند مثال جدي زدم و در مورد آن توضيح دادم. اينكه مجلس هفتم چه بلايي سر بودجه آورد يا دولت همواره با چالش استيضاح و پرسش از وزراي كابينه، مواجه است،جزو افتخارات ما نيست اما نشان ميدهد كه ما چگونه رفتار ميكنيم. ما در نظام جمهوري اسلامي7 مجلس داشتهايم و 9 دولت.به جز در مجلس هفتم هيچ وقت هم شاهد اين نبودهايم كه 4 نفر از وزراي پيشنهادي رييسجمهوري، در مجلس راي موافق نگيرند.فقط مجلس هفتم بود كه به 4 وزير پيشنهادي راي نداد. باز هم تكرار ميكنم و لطفا بدون كم و كاست منعكس كنيد. رد شدن 4 وزير پيشنهادي آقاي احمدينژاد از فيلتر مجلس، افتخاري براي نمايندگان پارلمان هفتم نيست اما دليلي است براي اينكه، مجلس هفتم، سازش كار نيست. هيچ زماني يادم نميآيد مجلسيون، به اندازه نمايندگان مجلس هفتم، لايحه بودجه را جراحي كنند.اين هم دليل قاطعي است بر سازش كار نبودن مجلس هفتم.
* و اينجا باز ميرسيم به نقش شما در تعامل دولت و مجلس، به قول خودتان. بعضيها ميگويند، «محمدرضا باهنر» خيلي هواي دولت را دارد. بعضيها ميگويند نمايندگان مجلس هفتم خيلي بيشتر از آن چه در حال حاضر شاهد آن هستيم، منتقد سياستهاي دولت هستند اما شما يك تنه جو را به نفع دولت تغيير دادهايد.
اگر فكر ميكنيد من اهل حاشيه و جنجال و دعوا هستم، اشتباه ميكنيد. روش من اين نيست كه كوچكترين اشكال درکار یک عضو دولت را به رسانهها بكشانم و فرياد "واسلاما" و " وامحمدا"و "واعليا" سردهم. ما چنين رويهاي را قبول نداريم. باز هم تكرار ميكنم، ما با دولت اختلاف كارشناسي داريم. اما روش ما اين نيست كه درگيريها را به رسانهها بكشانيم.برای همین است که این روزها کاروکاسبی شما خبرنگاران کساد شده است.
*شايد اگر مثال مشخصي داشته باشيم، شما هم با صراحت بیشتری پاسخ دهيد. هفته گذشته در جريان استيضاح وزير جهاد كشاورزي، شما اظهارنظر عجيبي كرديد.که باعث انتقاد همفكران شما هم شد. شما گفتيد، هر كس ميخواهد استيضاح كند، در دايره اصولگرايان جايي ندارد.
نه، اين را رد ميكنم. من اين جمله را نگفتم و اطمينان دارم كه انعكاس رسانهاي آن مطلوب نبود. من گفتم فراكسيونها بايد تصميمهاي مهم سياسي خود را هماهنگ كنند. اگر هماهنگ نباشند و يكدست تصميمگيري نكنند، فراكسيون ديگر اهميت ندارد. بنابراين اگر اعضايي از يك فراكسيون ، مخالف نظر فراكسيون بخواهند تصميمي سياسي بگيرند، عملا قاعده عضويت خود را در فراكسيون برهم زده اند. فرقي هم نميكند كه اين فراكسيون، چپ باشد و يا اصولگرا. فرض كنيد يك فراكسيون تصميم بگيرد، به سه تن از وزراي پيشنهادي راي ندهد . در عين حال نيمي از اعضاي آن فراكسيون، اين تصميم را ناديده بگيرند و راي مثبت بدهند، عملا مقدمات انحلال فراكسيون را رقم زدهاند.تصميمگيري فراكسيون، يعني اينكه همه اعضا به صورت يك پارچه، به اجراي يك سياست، راي بدهند. ممكن است درون فراكسيون اختلافها به اوج برسد. اما همه از آن فراكسيون انتظار دارند كه يك تصميم واحد بگيرد و آن را اعلام كند. در مورد موضوعي كه اشاره كرديد، باز هم ميگويم، انعكاس مطلب نادرست بود. برادر عزيزم آقاي ايماني گفته بود، مهندس باهنر معتقد است هركس گوش به حرف فراكسيون نكند اصولگرا نيست.موضوع اين است كه واژههايي مثل اصولگرايي و اصلاحطلب، فقط واژه هستند و به صورت اسمي از آن استفاده ميشود و نه به عنوان محتوي.خيليها اصولگرا هستند اما در فراكسيون اكثريت عضويت ندارند.زماني گفته ميشد پيروان خط امام و بعد اين پرسش مطرح ميشد، آنها كه عضو اين گروه نيستند، اصلا خط امامي نيستند، اينها فقط اسم و واژه هستند.
* اما اظهارنظرشما باعث شد كه خيليها از استيضاح وزير جهاد كشاورزي چشمپوشي كنند. و اين بهترين مثال است براي اينكه عنوان شود، شما نقش زيادي در ايجاد فضاي مثبت براي دولت داريد.
منهاي بحث «باهنر»، هياترييسه مجلس و رييس دولت همیشه بايد تلاش كنند تا چالشها ميان مديران اجرايي و نمايندگان مردم، به حداقل برسد.
اين وظيفه اصلي هياترييسه مجلس است. مقام معظم رهبري اين موضوع را، هم در دولت آقاي خاتمي و هم در دولت آقاي احمدينژاد عنوان كردهاند.ايشان معتقدند، با وجود اينكه ممكن است عملكرد دولت، قابل نقد باشد اما تقويت آن بيشتر مدنظر قرار دارد. من هم معتقدم بايد دولت را تقويت كرد.
* اگر آقاي هاشمي و يا آقاي خاتمي رييسجمهور بودند، باز هم چنين اعتقادي داشتيد؟
شما يادتان نيست اما آقاي هاشمي رفسنجاني كه سه دوره رييس مجلس بودند، به شدت از دولتهاي روي كار آمده، حمايت ميكردند.من كه گفتم. روح چنين حمايتي در دولت آقاي خاتمي و در مجلس پنجم، نمودار شد. ما در مجلس پنجم، به همه وزراي پيشنهادي آقاي خاتمي، راي داديم.رعايت حال طرف مقابل، از اين بيشتر؟ البته اين رعايت حال هم، براي ما افتخار نبود اما دليلي بود براي همكاري ما با دولت آقاي خاتمي.لايحه بودجه ارسالي از دولت اول آقاي خاتمي، هيچوقت توسط مجلس اصولگرا، جراحي نشد. برنامه سوم هم به همين ترتيب.در مجلس پنجم، من رييس كميسيون برنامه و بودجه بودم وبدون تعارف، تفكري مخالف آقاي خاتمي داشتم. اما با توجه به رويكردي كه داشتم، آقاي خاتمي بارها در دولت و رسانههاي عمومي، از من تشكر كردند.من البته لايق صفات ويژهاي كه ايشان، به من نسبت دادند، نبودم اما در هر صورت آقای خاتمی معتقد بود، بودجه، عاقلانه و عادلانه مورد بررسي نمايندگان مجلس پنجم قرار گرفته است.اتفاقا ايرادهايي كه ما در حال حاضر از دولت اصولگرا ميگيريم، چند برابر ايرادهايي است كه از دولت آقاي خاتمي ميگرفتيم.
* فكر ميكنيد، انتظار و توقع دولت نهم، از مجلس هفتم زياد است؟
چرا. دولت انتظار تفاهم بيشتري دارد. و اگر اين انتظار وجود نداشته باشد، ممكن است ما در طول سال، 20مورد استيضاح داشته باشيم.در اين صورت نه مجلس ميتواند به كار اصلياش بپردازد و نه دولت.
دولتی ها هنوز از جا ماندن چهار وزیرپیشنهادی،گلایه دارند؟
گاهی می شنویم. درمورد بودجه هم همین طور. البته استيضاح و راي اعتماد، در يك فضاي سياسي بايد اثري آني داشته باشد. اما بعضيها در دولت هنوز از راي نياوردن 4وزير پيشنهادي آقاي رييسجمهور، گلايه ميكنند. فرقي نميكند. در انتخابات هم بايد چنين قاعدهاي پذيرفته شود اما متاسفانه فرهنگ بد ديگري هم در انتخابات داريم كه هر روز بدتر و بدتر ميشود.رقابت انتخاباتي دو ماه است اما بعضيها ميخواهند آن را چهار سال ادامه بدهند. نماينده راهيافته به مجلس، 4سال با نماينده بازمانده از مجلس چالش و درگيري دارد. بعضي از دولتها هم همين عادت ناشايست را دارند. حتي بعضي از روساي جمهوري هم، چنين عادت خلاف قاعده بازي را دارند. زماني كه انتخاب ميشوند به فكر اين هستند كه چگونه ميشود رقيب انتخاباتي را در حاشيه قرار داد. اين رفتارها به هيچ عنوان سياسي و حرفهاي نيست. ما بايد قاعده بازي را بپذيريم. استيضاح و احضار وزراهم حق نمايندگان مجلس است، اما نبايد از صد جلسه علني يكسال مجلس، 20جلسه را به استيضاح بگذرانيم.
* به همين دليل است كه شيوه بازي مجلس با دولت تغيير كرده است؟
كدام بازي؟
* گفته ميشود، مجلسيون، توپ تغييرات كابينه را به زمين رييسجمهوري انداختهاند. يعني به جاي استيضاح، خود رييسجمهور، تركيب كابينه را تغيير دهد. در اين صورت نه بحث اختلافنظر ميان مجلس مطرح ميشود و نه اختلاف ميان اصولگرايان. اين تحليل را قبول داريد؟
نه من اين تحليل را صددرصد تكذيب ميكنم. ما به هيچ عنوان در جريان تغييرات كابينه قرار نميگيريم و همهچيز با اراده و خواست شخص رييسجمهور صورت ميگيرد. لااقل در مورد دو وزيري كه اخيرا تغيير كردهاند، ما در جريان قرار نگرفتهايم.
* شما نميدانيد چرا دو وزيري كه از مجلس راي اعتماد گرفتند، يكسال بعد، به چه دليل كنار گذاشته شدند؟
نه ما در جريان نيستيم. ظاهرا تغييرات كابينه برمبناي تصميم شخص رييسجمهور صورت گرفته است و البته تيمي متشكل از معتمدان آقاي احمدينژاد، به بررسي عملكرد وزرا پرداختهاند كه شايد در تصميمگيريها نقش داشتهاند.
* مجلس در تغييرات كابينه، نقش نداشته است؟
نه. به هيچ عنوان.
* در معرفي وزراي جديد چطور؟ در هر صورت راه يابي 5 نماينده مجلس به كابينه، نميتواند اتفاقي باشد.
در اين مورد، مفصل توضيح دادم. حتي اگر آقاي احمدينژاد، همه كابينهاش را با نمايندگان مجلس هفتم ارنج كند، نبايد تعجب كنيد. اما در مورد نقش مجلس در تغيير و تحولات كابينه، جدا ميگويم. هيچكدام از ما در آن نقش نداشتهايم. ما هنوز نميدانيم، چرا آقاي احمدينژاد، به ترميم كابينه دست زده است، اما چون ترميم كابينه را حق دولت ميدانيم، هيچگاه به دنبال دلايل آن نبودهايم.
* ديدگاه مجلس در مورد تغييرات كابينه چگونه است؟
در صحبت اخيري كه با آقاي احمدينژاد داشتم، ايشان عنوان كرد كه پروژه تغيير وزرا و ترميم كابينه، متوقف شده است. البته تغيير اعضاي كابينه به هيچ عنوان از نظر ما عمل مذمومي نيست و حتي گاهي قابل تقدير به شمار ميرود. اما آقاي رييسجمهور به احتمال زياد پروژه تغييرات كابينه را متوقف خواهد كرد.
* شما درمورد ترمیم کابینه، هيچ توصيهاي به آقاي احمدينژاد نداشتهايد؟
چرا. اتفاقا توصيه من اين بود كه اگر قرار است در كابينه، تغييرات ديگري ايجاد شود، بايد يكجا و يك كاسه صورت بگيرد. نظر شخصي من اين است كه كاش آقاي احمدينژاد، در يك مرحله، به ترميم كابينه اقدام ميكرد. البته در جلسه اخيري كه با آقاي احمدينژاد داشتم، ايشان گفت: ديگر قصد ترميم كابينه را ندارم و فعلاً به همين تغييرات راضي هستم.
* در تعامل مجلس و هفتم و دولت نهم، نقش فراكسيون اقليت چگونه بوده است؟
گروه اقليت مشخص است كه چه موضعي دارد. اين گروه به ظاهر اپوزيسيون است و با دولت و اكثريت مجلس همسويي ندارد. اما اگر بخواهيم در مورد آنها منصفانه قضاوت كنيم، بايد بگويم قواعد بازي را رعايت ميكنند. و برخوردهاي قابل قبول و معقولي از آنها ديدهايم. ما تا حالا با گروه اقليت مشكلي نداشتهايم.آخرين پرسش را ميتوانيد مطرح كنيد.
من باید به یک جلسه مهم بروم.
* در ابتداي بحث، نسبت به فرموليزه نبودن رفتار دولت ابراز نگراني كرديد. آيا در مورد رفتارهاي فيالبداهه و ناگهاني دولت به خصوص در زمينه مسايل اقتصادي نگران نيستيد؟ مصداق بارز اين رفتار، اخيرا در انتقال بخشي از اختيارات سازمان مديريت و برنامهريزي به استانداريها نمود پيدا كرد.
چرا. مجلس نگران چنين رويهاي هست و به طور مداوم. اين نگرانيها را به دولت انتقال ميدهد.ما همیشه به دولت توصیه می کنیم که درموارد خاص، ازدیدگاه های کارشناسی مجلسیون هم استفاده کند.معنی حرف من این نیست که ما درکار دولت دخالت کنیم اما به این دلیل که دولت ومجلس،یک آبشخور فکری سیاسی دارند ومردم همه را دردایره اصولگرایان می بینند،باید یک روح کلی بر سیاست ها حاکم شود.
* فكر نميكنيد مثل جريان حذف دادسراها در زمان رياست قبلي قوهقضاييه و احياي مجدد آن در زمان رياست جديد، مجموعه كشور، دچار آزمون و خطا شود؟
درست ميگوييد و همان طور كه اشاره كردم، ما در مجلس نگران چنين آزمون و خطايي هستیم. البته موضوع اصلاح ساختار سازمان مديريت و برنامهريزي به صورت كاملا شفاف و روشن، در اختيار شخص رييسجمهور است و مجلس نميتواند از ابزارهاي قانوني خود براي تغيير اين رويه استفاده كند. رييسجمهور اين حق را دارد همان طور كه آقاي خاتمي در دولت اول خود ساختار سازمان برنامه و بودجه را تغيير داد. اما در مجموع، تصميم اخير رييسجمهوري مبني بر انتقال بخشي از اختيارات سازمان مديريت به استانداريها يك تصميم خطير و مهم است كه ميتواند عواقب مثبت و منفي زيادي داشته باشد.ما معتقديم اگر مشورت بيشتري ميشد و قبل از ابلاغ بخشنامه مربوطه، كارشناسي بيشتري صورت ميگرفت، به طور قطع بهتر بود. البته ما در حال مذاكره و با رايزني با دولت هستيم. چون كاري كه صورت گرفت نياز به مطالعه بيشتري داشت.
البته اين توضيح را اضافه كنم كه ما هم در مجلس از هر گونه اصلاح ساختاري در سازمان مديريت و برنامهريزي استقبال ميكنيم و معتقديم، سازمان مدیریت در طول سالهاي گذشته، بسيار تمركز گرا شده بود. بعضي از مديران سازمان مديريت، در مورد بودجه و نحوه اختصاص آن به بخشهاي مختلف، حتي از وزرا و اعضاي كابينه هم اختيارات بيشتري داشتند اما ترديد مجلس در مورد نحوه اصلاح ساختار و ابلاغ ناگهاني بخشنامه آن است. به همين دليل بخشهاي مختلف مجلس، از جمله مركز پژوهشها و كميسيونهاي اقتصادي و برنامهريزي در حال مطالعه و بررسي عواقب ابلاغ تصميم اخير آقاي احمدينژاد هستند.
* فكر ميكنيد چه نتيجهاي خواهد داشت؟
من وشما به اتفاق، منتظر ميمانيم تا ببينيم نتيجه تحليل همكاران ما چه خواهد بود.
* اكثريت مجلس منتقد اين ابلاغيه است؟
هنوز نميدانيم. بايد ببينيم نتيجه بررسيها چه خواهد بود. رويه كار اين است كه ما به طور كامل ابلاغيه رييسجمهور را بررسي كنيم و بعد در مورد آن وارد مذاكره با دولت شويم.
* اگر مجلس به اين نتيجه رسيد كه اقدام اخير آقاي احمدينژاد، نتايج زيان باري براي اقتصاد كشور دارد. فكر ميكنيد چه اتفاقي خواهد افتاد؟
بايد مذاكره كنيم. عرض كردم كه تنظيم امور سازمان مديريت، در اختيار رييسجمهور است و در حيطه اختيارات مجلس نيست. در اين جريان چند اگرواما وجود دارد كه اگر به اثبات برسد، ما با دولت وارد مذاكره خواهیم شد. اگر موضع ما انتقادي بود، مذاكره خواهيم كرد و اگر به اين نتيجه رسيديم كه تصميم اخير دولت، نتايج خوبي دارد، ما هم با آنها همسو خواهيم شد اما احتمالا پرسش شما این است که اگر دولت نظر كارشناسي مجلس را نپذيرفت چه اتفاقی خواهد افتاد؟ که باید بگویم، ما از ابزارهاي قانوني محدودي كه در اختيار داريم، استفاده خواهيم كرد.البته فراموش نکنید که اقدام آقای احمدی نژاد درنوع خود، شجاعانه است.
* و به عنوان آخرين پرسش، ميخواهم نظر صريح شما را در مورد يك موضوع بدانيم. اخيرا شاهد فشارهاي زيادي ازسوی دولت به بخش خصوصي هستيم . دولت اين فشارها را با شعار مبارزه با فساد، اعمال ميكند پرسش من اين است كه آيا شما موافق اظهارنظرهاي منفی شخص اول دولت در مورد يك بنگاه خصوصي هستيد؟
ميدانيد كه من خودم را مدافع بخش خصوصي ميدانم. از 28 سالگي طرفدار توسعه بخشي خصوصي هستم و به شعارهاي اقتصاد رقابتي و اقتصاد آزاد اعتقاد دارم. در هر صورت ميدانيد كه فساد ضد توسعه است اين قاعده را همه دنيا پذيرفته است.با توجه به دستورات شفاف و مشخص، مقام معظم رهبري در مورد مبارزه با مفاسد اقتصادي، ما بايد راهكارهاي لازم را تهيه و تدوين كنيم اما همه چيز بايد در بستر يك سيستم صورت بگيرد. نبايد افراط و تفريط كنيم و نبايد دچار زيادهروي شويم. بايد مراقب باشيم به بهانه مبارزه با مفاسد اقتصادي با بخش خصوصي برخورد نشود و به بهانه حمايت از بخش خصوصي از فساد اقتصادي حمايت نشود. جدا كردن اين دو خيلي ظرافت ميخواهد. و البته همه بايد مراقب اظهارنظرها و سخنرانيهاي خود باشيم. همه سیاست ها بايد دربستر يك سيستم كارآمد دنبال شود. من درپایان از روزنامه دنیای اقتصاد به دلیل اطلاع رسانی درستی که درپیش گرفته است،تشکر می کنم واگر اجازه می دهید برای شرکت در جلسه مهمی که دارم،از شما خداحافظی می کنم.