تبليغاتX
نوشته های من - گفت وگو با مدیر مسوول خودم
 

 

 

من هیچ وقت با مدیر مسوول هیچ روزنامه ای گفت وگو نکرده ام .این آدم ها همیشه برای من مرموزی خاصی داشته اند.رابطه من همیشه بااین آدم ها مثل رابطه یک بچه شلوغ با پدرسخت گیرش بوده است.امابایداعتراف کنم که برای نخستین باراست که بایک مدیرمسوول راحت حرف زده ام.گفت وگوبه جای خود."علیرضا بختیاری"خیلی راحت تر از آن است که نشودبااویک گفت وگوی بامزه گرفت اگر اطرافیان بگذارندوبنابراین مطمئن باشید اگرمصلحت نگری نمی شد،این گفت وگوخیلی بهترازاین که هست،منتشر می شد.درضمن این گفت وگورابرای ویژه نامه وروددنیای اقتصاد به چهارمین سال عمرش تهیه کرده ام.

 

 

 

من تا به حال با مدير مسوول خودم مصاحبه نكرده‌ام. براي گفت‌وگو با يك مدير مسوول بايد از كجا شروع كرد؟

 

 مي‌توان از انگيزه انتشار روزنامه و هدف‌هاي آن پرسيد.

 

بسيار خوب. "عليرضا بختياري" كي و چرا صدور مجوز براي انتشار <دنياي اقتصاد> را درخواست كرد؟ آيا جرقه‌اي منجر به خلق اين روزنامه شد؟

 

 به واسطه تحصيلات حوزوي و دانشگاهي، همواره به كارهاي فرهنگي علاقه‌مند بودم.

در دوره كار در ذوب‌آهن اصفهان كه مسووليت روابط عمومي را به عهده داشتم، به اين نتيجه رسيدم كه اگر بتوان اطلاع‌رساني خوبي از امكانات و اوضاع اقتصادي كشور و نيز نهادهاي فعال اقتصادي داشت، مي‌توان مشاركت بيشتري را نيز در پيشبرد امور مختلف انتظار داشت. اطلاع از امكانات عظيم مختلفي كه براي كسب و كار در كشور ما وجود دارد، براي بسياري از فعالان و علاقه‌مندان به منزله اولين گام در سرمايه‌گذاري، كارآفريني، ايجاد اشتغال و پيشبرد توسعه است. با كمي تحقيق، متوجه شدم كه يك روزنامه اقتصادي مي‌تواند بستر مناسبي براي اين كار باشد و بازار خوبي هم  داشته باشد. به همين دليل در سال 1379 رسما درخواست انتشار يك روزنامه اقتصادي با نام <دنياي اقتصاد> را به وزارت ارشاد دارم.

 

سابقه مطبوعات اقتصادي نشان مي‌دهد كه موسسان آنها بيشتر دنبال كسب درآمد بوده‌اند تا فعاليت روزنامه‌نگاري، مگر در مواردي كه انگيزه‌هاي سياسي دخيل هستند. شما كه انگيزه سياسي نداشتيد، با چه هدفي يك روزنامه اقتصادي راه‌اندازي كرديد؟

 

 آدم‌ها افكار و عقايد خاص خودشان را دارند. از هركس بايد مطابق عقايدي كه دارد توقع داشت. ما در زماني كه افراد تحريريه را انتخاب مي‌كرديم، كساني كه براي كار در تحريريه مراجعه مي‌كردند، گاه از حقوق و مزاياي خبرنگاري پرسش داشتند. مي‌گفتيم ضمن آنكه به انگيزه و هدف كسب درآمد در ازاي كار كاملا احترام مي‌گذاريم و چنين افرادي را شايسته قدرداني مي‌دانيم، اما كسي كه در روزنامه كار مي‌كند نبايد هدف و انگيزه‌اش كسب درآمد باشد، بايد هدف‌ها و دغدغه‌هايي از جنس فرهنگ داشته باشد تا بتواند در اين كار پرتلاش و عاشقانه فعاليت كند. همه آنهايي كه روزنامه‌اي را به راه‌ مي‌اندازند هدف‌هاي فرهنگي دارند، اما بديهي است كه دستيابي به هدف، نيازمند منابع مالي است.من فكر مي‌كنم روزنامه يك كارخانه توليدي است كه محصول آن، اطلاعات و انديشه است.اين كارخانه نياز به منابع مالي دارد تا بتواند هزينه‌هاي چاپ و نشر و كاغذ را پوشش بدهد.در اين بين برخي از روزنامه‌ها از منابع دولتي و عمومي استفاده مي‌كنند، اما بقيه وصل به اين منابع نيستند. در اوايل كار يكي از روزنامه‌نگاران پرسابقه‌اي كه با ما همكاري مي‌كرد مي‌گفت كه مي‌خواهم ببينيم آيا ما هم توانايي آن را داريم كه روزنامه‌اي از صفر شروع كنيم و به تدريج با كار، كوشش و خلاقيت‌هاي خودمان آن را به يك موسسه مطبوعاتي بزرگ تبديل كنيم. اكنون فكر مي‌كنم كه هنوز در ابتداي راهي هستيم كه اين دوست و همكار ترسيم مي‌كرد، هرچند كه مسير ناهموار و دشواري را نيز طي كرده‌ايم و به موفقيت‌هاي قابل توجهي هم رسيده‌ايم. البته در اين خصوص، بايد خوانندگان، نظر اصلي را بدهند.

 

گفتيد كه درخواست صدور مجوز را در سال 79 به ارشاد داديد؟

 

 در نيمه دوم سال 1381 بود كه مجوز انتشار "دنياي اقتصاد"را گرفتم. اولين كسي كه با او در اين‌باره صحبت كردم جناب آقاي دكتر آستاني بود و بعد بلافاصله با فخرالدين بلادي و جنان صفت مشورت كردم. "علي ميرزاخاني"، "محمود صدري" و "فرهت فردنيا" هم به ما پيوستند و جمع اوليه "دنياي اقتصاد" شكل گرفت.اولين كار تهيه مكان مناسب براي انتشار روزنامه بود. بعد از اين كه گشت و گذار زيادي داشتيم، ساختماني را در خيابان نادري، بين بلوار كشاورز و خيابان ايتاليا، اجاره كردم. 4ميليون تومان پول رهن و 600هزار تومان اجاره‌بها. ساختماني بود كه 50سال عمر داشت اما مناسب كار ما بود. اتفاقا مالك ساختمان، هم نام خود من بود و خيلي‌ها فكر مي‌كردند با هم نسبت داريم. فكر مي‌كنم يك‌سال و 4ماه در اين ساختمان كار كرديم و بعد ساختمان فعلي را خريديم.

 

 

قطعا روز‌هاي سختي داشتيد. يك بار يادم هست خودتان آن ساختمان را "شعب ابي‌طالب" نام گذاشته بوديد.

 

 بله. اول هر كاري سخت است. من خيلي نگران بودم. هزينه‌ها سنگين بود و چند ماه طول كشيد تا روزنامه بتواند روي پاي خودش بايستد. حتي مجبور شدم براي پرداخت حقوق چند ماه اول بچه‌ها، پول قرض كنم. اما به هر صورت دوران سختي ما در شعب ابي‌طالب تمام شد.روزي 18 ساعت كار مي‌كردم. باورتان مي‌شود؟

 

در ماه‌هاي اول تيراژ روزنامه‌ چقدر بود؟

 

 دنياي اقتصاد در دو ماه اول، تيراژ محدودي داشت 16 صفحه بود و 32 نفر در تحريريه آن كار مي‌كردند. در مجموع 60نفر پرسنل داشتيم. فخرالدين بلادي، آن روز‌ها خيلي زحمت كشيد. در شوراي سردبيري هم، علي ميرزاخاني و صادق جنان صفت و محمود صدري حضور داشتند. اينها را گفتم براي اين كه تاكيد كنم كه تيم را اين‌گونه بستم كه بشود روي كيفيت و تك‌فروشي روزنامه حساب كرد.فكر مي‌كردم اين تيم مي‌تواند خلا موجود را پر كند.سعي كردم با انتشار يك روزنامه سنگين، بر تعداد مخاطبان  اضافه كنيم.

البته همين سياست بعدها جواب داد و طيف وسيعي از انسان‌هاي متفكر، روشنفكر و فعالان اقتصادي، مخاطب اين روزنامه شدند.روزهاي اول فقط 20درصد روزنامه فروش مي‌رفت اما بعدها برعكس شد و حتي نسبت فروش بالاتر هم رفت.

 

از سال دوم انتشار بگوييد. سالي كه شما ديگر مديريت هزينه نمي‌كرديد. درآمد خوبي داشتيد و خوب خرج مي‌كرديد.

 

بعد از 16 ماه اقامت در ساختمان خوش‌يمني كه گاهي دلم برايش تنگ مي‌شود، با كمك وزارت ارشاد، 300ميليون تومان وام گرفتيم و همين ساختماني را خريديم كه الان داريم در آن كار مي‌كنيم. ساختماني كه الان در آن مستقر هستيم 320 متر زمين دارد كه 800 متر ساختمان مفيد در آن بنا شده است.بابت وامي كه از ارشاد گرفتيم، هر ماه داريم 6ميليون تومان قسط مي‌پردازيم. باز هم بگويم؟

 

حتما. ظاهرا هنوز پرده را پس نزده‌ايد تا ببينم آن پشت‌ها چه خبر است.

 

كم‌كم دارم احساس مي‌كنم كه بندگان خدا مديران و كارشناسان از دست شما خبرنگاران چه مي‌كشند.

 

به هر صورت شما الان مصداق همان خياطي هستيد كه در كوزه افتاده‌ايد. بد نيست مردم به كوزه‌ افتادن يك مدير مسوول را ببينند.حالا بگوييد، روزنامه در ماه چقدر درآمد دارد؟

 

چرا نمي‌گوييد چقدر مخارج دارد؟

 

چقدر مخارج دارد و چقدر درآمد؟

 

هر ماه حدود 250ميليون تومان بابت خريد كاغذ. چاپ و انتشار و توزيع، بايد هزينه كنيم. يعني هر روز بايد چيزي حدود 10ميليون تومان خرج كنيم تا مطالب روزنامه تهيه و چاپ و توزيع شود.ما بعد از روزنامه شرق بيشترين تيراژ را در بين روزنامه‌هاي بخش خصوصي داريم. به 100هزار تا نمي‌رسد اما اگر خدا خواست و ارزش جاري بورس ما به 100ميليارد دلار رسيد و تعداد سهامداران كشور هم دو برابر حالا شد، مطمئن باشيد كه تيراژ ما هم از 100هزار نسخه در روز خواهد گذشت.در مورد درآمد هم حتما مي‌دانيد كه قيمت روزنامه دنياي اقتصاد 50 تومان است.با اين قيمت ما روي تك فروشي، حساب ويژه‌اي باز نكرده‌ايم الان حدود 5تا 10درصد تيراژ ما به انبار بر مي‌گردد و بقيه را مي‌فروشيم بنابراين جذب آگهي مهم‌ترين درآمدي است كه ما مي‌توانيم روي آن حساب كنيم.

 

روزي چقدر؟

 

 با وجود مدت زمان زيادي كه از انتشار دنياي اقتصاد مي‌گذرد، تعداد زيادي از شركت‌ها به روند انتشار آن اعتماد كرده‌اند. مي‌دانيد كه ثبات و پايداري از جمله مهم‌ترين اصولي است كه سرمايه‌گذاري بايد بر اساس آن صورت گيرد. انتشار با ثبات و مهم‌تر از همه پافشاري بر اصولي كه از ابتدا در دستور كار ما بوده است، حالا جواب داده و شركت‌ها به ما اعتماد كرده‌اند. همين حالا كه دارم با شما صحبت مي‌كنم، نيمي از شركت‌هاي فعال بورس، دنياي اقتصاد را به عنوان مرجع اطلاع‌رساني مجامع و سهامداران خود برگزيده‌اند. صد‌ها شركت خارج از بورس هم ما را به عنوان روزنامه رسمي خود انتخاب كرده‌اند. بنابراين دنياي اقتصاد از نظر درآمد، الحمدوا... وضعيت رو به بهبودي دارد كه دست ما را در سرمايه‌گذاري‌هاي آينده باز گذاشته است.

 

فكر مي‌كنيد روزي چند نفر، اخبار و گزارش‌هاي دنياي اقتصاد را بخوانند؟

 

 ما چيزي حدود 3هزار مشترك ثابت داريم. متوسط بازديد از وب سايت روزنامه هم، چيزي حدود 30 تا 40هزار نفر در شبانه‌روز است. فروش روزانه ما هم حداقل 40هزار نسخه در روز است. فكر مي‌كنم حدود 100هزار نفر در روز مخاطبين روزنامه دنياي اقتصاد باشند. جاي دوري نرويد، كافي است به موتورهاي جست‌وجوگر اينترنت، واژه‌هاي كليدي اقتصاد را وارد كنيد. مطمئن باشيد بيشترين منابع را از "دنياي اقتصاد" در اختيار شما قرار خواهد داد. من خيلي با اين مقوله آشنا نيستم اما بچه‌هاي فني مي‌گويند"گوگل" و "ياهو" رتبه خوبي به وب سايت ما داده‌اند.

 

آقاي بختياري با اين توصيف اگر خريداري پيدا شد، آيا حاضريد لوگوي روزنامه را مثلا 10ميليارد تومان بفروشيد؟

 

 اگر 10 برابر آن را هم بدهند، نمي‌فروشم. <دنياي اقتصاد> دارايي خاصي ندارد. زمين و ساختمان و دارايي‌هاي مشهود ما كمتر از يك ميليارد تومان است اما نيروي انساني روزنامه اعم از تحريريه، فني و اداري بالاتر از اين حرف‌ها ارزش دارد.

 

چه ديدگاهي در مورد نيروي انساني روزنامه داريد؟

 

 به شدت به كار آنها اعتقاد دارم. از سردبير روزنامه تا آخرين كسي كه شب‌ها فني را ترك مي‌كند. موفقيت دنياي اقتصاد را مديون زحمات همه آنهايي مي‌دانم كه براي روزنامه زحمت مي‌كشند. دوستان زيادي در گذشته و حال كه هر كدام بار سنگيني از "دنياي اقتصاد" را بر دوش كشيدند. از علي ميرزاخاني و صدري بگيريد تا گروه‌هايي كه بعدها به جمع ما پيوستند. مي‌خواهم ياد كنم از دوستاني مثل حسين بختياري، فخرالدين بلادي، حسين نظريان و عليرضا دژدار و فرهت فردنيا همه كساني كه در روزهاي سخت روزنامه، ياور ما بودند.در عين حال حضور علي ميرزاخاني، كسري بيرانوند، خانم منصوري، منصور نمايشي و همه بر و بچه‌هاي فني و تحريريه، مايه دلگرمي من است.

 

روزي چند ميليون تومان آگهي در روزنامه شما چاپ مي‌شود؟

 

بازار جذب آگهي براي رسانه‌ها ارتباط مستقيمي با وضعيت اقتصادي كشور، نقدينگي بنگاه‌ها و تفكرات مديريتي دارد. فشارهاي بين‌المللي در مورد برنامه هسته‌اي، اوضاع بورس، تغييرات مديريتي و سياست‌هاي اعمال شده قطعا تاثير نامناسبي  روي بازار آگهي داشته است.الان وضع كمي بهتر شده است اما تابستان امسال، به هيچ عنوان زمان مناسبي براي روزنامه‌داران نبود. دنياي اقتصاد هم شرايط مشابهي داشت و اعتراف مي‌كنم ما را مجبور به صرفه‌جويي و كاهش هزينه‌ها‌ كرد.

 

 ارزيابي من اين است كه شما علاقه‌ داريد  به اينكه روزنامه‌اي منتشر كنيد كه ضمن داشتن مخاطبيني مردمي، زياد وارد مباحث پوپوليستي و عمومي نشود.

 

 اشتباه نكنيد، قصد من انتشار روزنامه‌اي اقتصادي است كه دو قشر را كاملا راضي كند.

 قشر اول مديران و سياستگذاران  اقتصاد كشور است. براي همين است كه سعي كرده‌ايم سطح روزنامه را متناسب با پرستيژ مديران اقتصادي كشور، تنظيم كنيم. از طرف ديگر، روزنامه دنياي اقتصاد در  حوزه‌‌هاي كاملا مردمي اقتصاد مثل شركت‌هاي سهامي، بانك‌ها و بيمه‌ها و بازار سرمايه، بيشترين مخاطب را دارد و اين دسته از خوانندگان هم طيف وسيعي از مخاطبان ما را تشكيل داده‌‌اند.من فكر مي‌كنم خيلي از كساني كه روزانه يكي از روزنامه‌هاي سياسي مطرح را با هدف دستيابي به اطلاعات و تحليل‌هاي سياسي و اجتماعي مي‌خوانند، دنياي اقتصاد را هم براي آگاهي از وضعيت اقتصاد كشور مي‌خوانند.

 

بر فرض كه اظهارات شما درست باشد، فكر مي‌كنيد، وزين و سنگين بودن روزنامه را مديون چه سياست‌هايي هستيد؟

 

 از همان روز اول سطح كار بزرگ و حرفه‌اي تنظيم شد. از آدم‌هاي حرفه‌اي و خوشنام دعوت كردم و در عين حال، هر چه جلوتر رفتيم، سعي كرديم از استادان بنام و صاحب ديدگاه اقتصادي كمك بگيريم.ما روزنامه‌اي با درون مايه اخبار و اطلاعات حوزه اقتصاد هستيم.به همين دليل مركزي را تشكيل داديم براي اينكه بتوانيم در هسته اصلي آن از چهره‌هاي صاحب نام اقتصاد كشورمان كمك فكري بگيريم. الان مركز تحقيقات دنياي اقتصاد تحت نظر دكتر موسي غني‌نژاد اداره مي‌شود كه حاصل فعاليت‌‌هاي اين مركز را هر ماه مي‌توانيد در ضميمه ماهانه دنياي اقتصاد ببينيد.

 

از نظر نيروي انساني و تيم تحريريه چطور؟

 

 من فكر مي‌كنم با توجه به سطح مطبوعات ايران، ما بهترين نيروها را در تحريريه خودمان داريم، شما همه را مي‌شناسيد.

 

 در زمينه خريد و ايجاد چاپخانه چطور؟

 

 دنياي اقتصاد چاپخانه ندارد، اما ليتوگرافي چرا.من معتقدم سرمايه‌گذاري بايد توجيه داشته باشد، به سرمايه گذاري ضعيف هم اعتقاد ندارم. بنابراين روي خريد چاپخانه برنامه‌ريزي نكرده‌‌ام.در ضمن فكر مي‌كنم بازار چاپ در ايران اشباع شده و با توجه به سياست‌هاي فعلي، نمي‌‌شود روي رونق چاپخانه‌داري حساب باز كرد.

 

از سرمايه‌گذاري  گفتيد. پرتفوي شما در بورس بايد چندميليارد تومان بيارزد؟

 

 شما نمي‌‌توانيد حتي يك سهم در بورس تهران به نام من يا خانواده‌‌ام پيدا كنيد. اعتقادي به سرمايه‌گذاري در بورس ندارم چرا كه خودم را فردي مي‌دانم كه ابزار تاثير‌گذاري بر بازار سهام را دارد. نمي‌‌خواهم از روزنامه استفاده ابزاري كنم. يك بار دكتر عبده‌ دبير كل قبلي بورس پيشنهاد سرمايه‌گذاري در بورس  را به من داد اما من قبول نكردم. به همه بچه‌‌هاي فعال در صفحه بورس هم تاكيد كرده‌ام كه از مبادلات تجاري حوزه بورس پرهيز كنند. باز براين نكته تاكيد مي‌كنم كه اگر سطح درآمدهاي روزنامه 100 برابر حالا شود، باز هم براي توسعه روزنامه‌ سرمايه‌گذاري خواهيم كرد. به اين باور رسيده‌ام كه بهترين سرمايه‌گذاري توسعه فعاليت‌هاي "دنياي اقتصاد" است.

 

"دنياي اقتصاد" و به طور كل مطبوعات ايران به نوعي به يك بن‌بست رسيده‌اند. خودتان كه مي‌دانيد. ظرفيت خوانندگان روزنامه در ايران خيلي محدود است.

 

 چون ظرفيت اقتصاد ما محدوداست. اگر رونق اقتصادي بيشتر  شود، تيراژ ما هم چند برابر خواهد شد. ما سعي خواهيم كرد روزنامه را به سمت كيفيت مطلوب هدايت كنيم. برنامه بعدي ما ايجاد يك شركت انتشاراتي فعال در حوزه اقتصاد است.

 

روزنامه را وارد بورس نخواهيد كرد؟

 

 باور كنيد اگر شرايط مهيا باشد، همين فردا، درخواست پذيرش خواهيم كرد. اما ورود روزنامه به بورس نياز به زيرساخت‌هايي دارد كه همه آنها به حوزه اقتصاد مربوط نيست.

 

آقاي بختياري، اگر مديرمسوول دنياي اقتصاد نبوديد، دوست داشتيد در كدام صفحه آن كار كنيد؟

 

 قطعا دوست داشتم در صفحه صنعت بنويسم.

 

 

كدام صفحه روزنامه را بيشتر مي‌خوانيد؟

 

 چون نگران جهت‌گيري‌هاي سياسي بچه‌هاي تحريريه هستم، اخبار را بيشتر مي‌خوانم.

 

كدام صفحه را بيشتر دوست داريد؟

 

 صفحه بورس را.

 

كدام صفحه براي شما مهم‌تر است؟

 

 صفحه اول .

 

نگران كدام صفحه هستيد كه دردسرساز است ؟

 

 صفحه گفت‌وگو مي‌ترسم كار دست همه بدهد. شما خيلي تند مي‌نويسيد.

 

به توسعه كدام صفحه علاقه‌مند هستيد؟

 

 باز هم گفت‌وگو. توقع زيادي از اين صفحه دارم.

 

خط قرمزهاي دنياي اقتصاد در انتقاد چيست؟

 

 قانون مطبوعات و قوانين رايج كشور، خطوط ما را ترسيم كرده‌‌اند. ما مبنا را بر اين گذاشته‌‌ايم كه فضايي ايجاد نكنيم كه انتقادهاي شخصي مطرح شود. سياسي هم نيستيم و درعين حال از سياسي‌ها انتقاد هم مي‌‌كنيم. اصولا دنياي اقتصاد روزنامه تندي به شمار نمي‌رود.

 

تا حالا چند بار در دادگاه مطبوعات حاضر شده‌ايد؟

 

 در مجموع سه بار كه دفعه اول با شكايت شركت <تايد واتر> به دادگاه رفتيم. دومين بار با شكايت <نفت بهران> و در نهايت يك بار هم با شكايت "گلد‌كوئيست".كه در همه آنها روزنامه تبرئه شد و ما روزنامه رسمي شركت تايدواتر هم شديم.

 

ياد داريد كه به خاطر حملات تند بچه‌هاي تحريريه به مديران اقتصادي دچار عذاب وجدان شده باشيد؟‌

 

بله. همين چند وقت پيش، بچه‌ها به شبكه <تاليا> حمله كردند و خيلي انتقادها تند بود. با وجودي كه از بچه‌ها دفاع كردم اما ته دلم از شدت انتقادها ناراضي بودم. چند بار هم از آقاي مرعشي در سازمان گردشگري انتقادهاي شديدي شد كه البته حق را به بچه‌ها دادم، اما از اين حمله‌ها به آدم محترمي مثل آقاي مرعشي خوشحال نبودم.

 

در مورد آدم‌هاي دولت قبلي چطور؟

 

 ما به دولت آقاي خاتمي انتقادهاي زيادي داشتيم اما برخورد آنها هم منصفانه بود. ما همواره اصول را رعايت كرده‌‌ايم. در دولت قبلي، گاهي پيش مي‌آمد كه از ما گلايه مي‌شد براي اينكه تند مي‌نويسيم اما هيچ وقت منجر به درگيري و شكايت نشد. در مورد دولت آقاي احمدي‌نژاد، همان روند گذشته خودمان را در پيش خواهيم گرفت. هر جا كه پاي منافع ملي و منافع اقتصاد كشورمان در ميان باشد، قطعا انتقاد خواهيم كرد. به هر صورت ما خارج از نگاه‌‌ها و ديدگاه‌هاي سياسي داريم انتقاد مي‌‌كنيم و فكر مي‌كنم در حوزه اقتصاد كسي با انتقادهاي ما مشكلي ندارد. مردان اقتصادي دولت چهره‌اي متفاوت‌تر از آدم‌‌هاي سياسي دارند. اصول كار ما بر اين مبنا است كه همه انتقادها برپايه حفظ و حراست از منافع ملي باشد، به موضوع مي‌پردازيم و نه افراد و شخصيت‌ها. تحقير، توهين و يا استهزاء، در كار ما جايي ندارد. براي حل مسائل و مشكلات فقط پيشنهادها را مطرح مي‌كنيم و احكام قاطع صادر نمي‌كنيم. هدف ما اطلاع‌رساني و مشاركت بيشتر مردم در امور اقتصادي است. خود را به اين سرزمين، مردم و نظام متعهد مي‌دانيم و قصد تخريب هيچ‌كس هيچ چيزي را نداريم. اميدواريم كه مردم و مسوولان هم ما را در اين هدف ياري كنند.

 

+ نوشته شده در شنبه سوم دی 1384ساعت 6 بعد از ظهر توسط محمد طاهری |