تالابها جزو اقتصاديترين بسترها براي كسب و كار در ايران به شمار ميروند. برخي آمارها از وجود توان نهفتهاي بين 7 تا 25 هزار دلار در هر متر تالابهايي نظير «تالاب انزلي» و «شادگان» حكايت دارد. در اطراف تالابها جمعيتهاي ميليوني مستقر شده است و روزانه هزاران صياد و شكارچي در حال كسب درآمد از تالابها هستند. موضوع اقتصاد تالابها با نگاه ويژه به يكي از اقتصاديترين تالابهاي دنيا، محور گفتوگوي دنياي اقتصاد با مديرعامل سازمان شيلات است. او كه در استان گيلان متولد شده است، سالها مديريت تالاب انزلي را برعهده داشته و به دليل تلاش براي احياي اين تالاب، از سازمان ملل متحد جايزه و تقديرنامه دريافت كرده است. دكتر شهرام علينظامي ميگويد: عمق تالاب انزلي از 11 متر به 3متر و در بعضي نقاط به 20 سانتيمتر رسيده است. وزن تقريبي رسوبات كف تالاب انزلي براساس محاسبه دكتر نظامي، بيش از يكهزار ميليارد كيلوگرم است.نظامي در اين گفتوگو هشدار ميدهد كه تالاب انزلي دارد ميميرد.
اواهل گيلان است. قدي كوتاه دارد با چشمهايي آبي. آرام و خونسرد به نظر ميرسد اما درست چند دقيقه پس از آغاز گفتوگو برافروخته ميشود و احساساتي. در تمام طول مدت گفتوگو سعي دارد اثبات كند كه طرفدار محيط زيست است. در طول مصاحبه بارها از دوستي با شغالها و روباهها، پرندهها و ماهيها حرف ميزند. خيلي ساده و بدون ملاحظه اظهارنظر ميكند. ميگويد: شما (مطبوعات) بايد به آقاي اسكندري به خاطر انتخاب من تبريك بگوييد. من تنها مديري هستم كه سياسي كاري نكردهام. اينها گوشهاي از گفتوگوي ما با «شهرام علينظامي» است. مردي كه بعد از انتخاب «محمد اسكندري»در پست وزير جهاد كشاورزي، به عنوان مدير عامل شيلات انتخاب شد. دكتر نظامي 50ساله است و دكتراي هيدروبيولوژي از مجارستان دارد. او سال گذشته در اوگاندا برنده يك جايزه 10هزار دلاري زيست محيطي از سازمانملل شد. اين جايزه به دليل تلاشي چند ساله در حفظ تالاب انزلي به او اهدا شد. در اين گفتوگو كاوه مشكات هم حضور داشت.
«شيلات» همواره مديراني داشته است كه با اين سازمان بيگانه بودهاند يا هيچگاه سابقه و تجربه خاصي در اين سازمان نداشتهاند. شما جزو كدام دستهايد؟
من مدرك دكتراي هيدرو بيولوژي از كشور مجارستان دارم. مدرك كارشناسي من هم در زمينه علوم گياهي و زيستشناسي است.با توجه به اين كه گرايش تحصيلي من در جريان گرفتن مدرك دكترا، «آبهاي داخلي» بوده است و در جريان اخذ مدرك كارشناسي روي گياهان ميكروسكوپي و ماكروسكوپي و باكتريهاي موجود در آب كار كردهام، ميتوانيد قضاوت كنيد كه من به درد مديرعاملي شيلات ميخورم يا نه.
در مورد ماهيها چطور. آيا مطالعه و تحقيق داشتهايد؟
زماني كه شما در زمينه اكوسيستم و گياهان و جانوران ميكروسكوپي مطالعه داشته باشيد، به طور قطع با ماهيها و ديگر آبزيان هم سروكار خواهيد داشت. هنوز از تجربهام سوال نكردهايد اما تا همين جا هم بايد بگويم من اولين مدير تخصصي شيلات در طول سالهاي بعد از انقلاب هستم.
مگر چه سابقهاي در زمينه ماهي و شيلات داريد؟
8 سال مديركل محيط زيست استان گيلان بودهام. مجموع فعاليتهايي كه در اين مدت صورت گرفت، باعث شد كه من به عنوان يك مدير حامي و مدافع طبيعت از سازمان ملل جايزه دريافت كنم. گذشته از آن من موفق شدم نشان مخصوص كنوانسيون رامسر را هم بگيرم كه معتبرترين نهاد براي حفظ و توسعه تالابها در دنيا است. افتخار من اين است كه مسووليت احياي تالاب انزلي را هم داشتهام. به همه اينها گيلاني بودن را هم اضافه كنيد.
آقاي دكتر به عنوان يك مدير دولتي دغدغه محيط زيست داريد يا به عنوان يك گيلاني؟ به طور مثال اگر وزير جهاد كشاورزي شما را به عنوان مديرعامل بانك كشاورزي پيشنهاد كند باز هم دغدغه محيط زيست خواهيد داشت؟
الان در تمام وجود من بحث آب و آبزيان و محيطزيست موج ميزند.وقت خودم را از اول صبح تا ساعت يك بامداد وقف شيلات كردهام. شايد فكر كنيد دارم شعار ميدهم. مهم نيست. اعتقاد قلبي من اين است كه هرگونه كم گذاشتن براي طبيعت حرام است.اين اعتقاد را در وجودم ميتوانيد ببينيد.
جريان سايت رامسر چيست؟
بزرگترين و مهمترين تشكل مربوط به حفظ و احياي تالابها، تشكلي است كه در سال 1971 در ايران در شهر رامسر به ثبت رسيده است.
در اين تشكل بيش از هزار تالاب به ثبت رسيده است. كار اين تشكل مطالعه و تحقيق در مورد تالابها است.
افتخار ثبت و راهاندازي اين تشكل به نام ايران رقم خورده و هر سال صدها محقق، پژوهشگر و مدافع محيط زيست در مجمع آن به ارائه گزارشهايي در مورد تالابها ميپردازند.تالاب پديدهاي زيستمحيطي است كه هزاران نوع موجود زنده را در خود دارد.بنابراين اهميت آن از ديد سازمان ملل و خيلي از نهادها و تشكلهاي مدافع محيطزيست بالا است.از نظر داخلي هم تالاب خيلي اهميت دارد. مثلا اگر تالاب انزلي نباشد، سيل، ماسوله و فومن را نابود ميكند.
پس با اين وضع شما ميتوانيد وضعيت تالابهاي ايران را براي ما تشريح كنيد؟
نگرانكننده و گريهآور.
چرا؟
اول بايد اجازه بدهيد در مورد تالاب انزلي مقدمهاي مطرح كنم. بعد به اتفاق برويم سراغ اينكه چرا تالاب انزلي در وضعيت نگرانكنندهاي قرار گرفته است.بعد از اينكه كنوانسيون رامسر در سال 1971 برگزار شد و تالاب انزلي تحت پوشش «رامسر سايت» قرار گرفت، مسوولان وقت در صدد حمايت از تالابهاي ايران به خصوص تالاب انزلي برآمدند.در كنوانسيون رامسر مطرح شده بود كه بايد اصلاحاتي در مديريت تالاب انزلي انجام شود.مثلا بحث آلودگيها مطرح شده بود و اينكه چه بايد كرد كه دامنه آلودگيهاي اطراف تالابها به حداقل برسد.در كنوانسيون هم به همين دليل ضوابطي به تصويب رسيد و همه تالاببانها موظف شدند به اين ضوابط توجه كنند.
در حقيقت قواعدي يكسان براي پاسداري در تالابها تدوين شد.
بله- موضوع نگهداري از تالابها به هيچعنوان پديدهاي منطقهاي و بخشي نيست.
تالاب تكهاي از محيط زيست است كه در آن پرندههايي زندگي ميكنند كه هميشه از اين كشور به آن كشور و از اين تالاب به آن تالاب در حال حركت هستند. در تالاب نوعي زندگي فرامنطقهاي در جريان است بنابراين نميشود ماهيت تالاب را منطقهاي دانست. پس بايد ضوابطي يكسان براي اداره آن تنظيم شود. در ايران اما متاسفانه به دليل ناآگاهي مديران نسبت به استانداردها، در طول سالهاي متمادي آن قدر سهلانگاري شد كه تالاب انزلي در معرض بيماري قرار گرفت. به جز تالاب انزلي، ديگر تالابهاي ايران هم وضعيت نامناسبي پيدا كردند.شهردارها در آلودگي تالابها، مقصر اصلي هستند. خيلي از آنها مديريت شهري را بلد نيستند. سادهترين كار براي آنها، هدايت دور ريختنيها به تالاب است و آنها سادهترين كار را خوب بلدند.
در ايران چند تالاب وجود دارد؟
زياد. اما 20 تالاب ايران در فهرست رسمي كنوانسيون رامسر يا همان رامسر سايت قرار دارد.البته بايد اين توضيح را هم اضافه كنم كه تالابهاي شمال كشور، تفاوت زيادي با تالابهاي جنوب دارند. در جنوب، ما بهترين تالاب اين منطقه، يعني تالاب هامون را از دست داديم. در همين مناطق، تالاب شادگان و هورالعظيم را هم داريم. با اين حال تالابهاي ايران طبقهبندي شدهاند. ما بيش از
20 تالاب ثبت شده داريم كه در زمره غنيترين تالابهاي دنيا به شمار ميروند.
تالابهايي با پتانسيلهاي فوقالعاده اقتصادي، به طور مثال خيلي كم پيش ميآيد كه اطراف يك تالاب فرصتهاي اقتصادي براي يك ميليون نفر مهيا شده باشد.
و اين ويژگي منحصر به فرد تالاب انزلي است. اين طور نيست؟
همينطور است. تالاب انزلي يك ميليون همسايه دارد كه هر روز بر سرش ميكوبند و آلودهاش ميكنند. اما هنوز دارد نفس ميكشد. در اطراف تالاب هامون زندگي ميليوني جاري نبود اما در انزلي يك ميليون نفر در اطراف تالاب زندگي ميكنند.
وضعيت تالاب انزلي چگونه است؟
معلول. تنها و در حاشيه. جسدش را بايد روي ويلچر نشاند. دارد ميميرد. نفس كشيدن برايش دشوار است. ميدانيد چرا؟ به اين دليل كه فاضلاب و ضايعات انساني و ميليونها تن رسوبات هر سال وارد تالاب ميشود و هر روز كود و سموم زيادي شسته شده و به تالاب ريخته ميشود.
فاضلاب يك ميليون نفر هر لحظه به اين تالاب سرازير ميشود. با ادامه اين روند بايد منتظر مرگ تدريجي تالاب انزلي باشيم.
چه علايم هشداردهندهاي در تالاب انزلي بروز كرده است كه بايد اينگونه نگران ادامه حياتش بود؟
عمق تالاب از 11 متر به 3 متر و در بعضي نقاط به 20 سانتيمتر رسيده است. ورودي فاضلابهاي صنعتي و انساني هر روز بيشتر و بيشتر ميشود. ماهيها ديگر توان نفس كشيدن ندارند.
اجازه بدهيد آقاي دكتر. شما چند دقيقه پيش گفتيد به خاطر احياي تالاب انزلي از سازمان ملل جايزه گرفتهايد. پس چرا بايد وضع تالاب اين قدر بحراني شده باشد؟
زمانيكه در بطن احياي تالاب بوديم، سعي كرديم مرگ آن را به تعويق بياندازيم.
زماني قصد داشتند يك خط كمربندي را از ميان تالاب عبور دهند. قصد داشتند ميليونها تن خاك به تالاب بريزند. قرار بود اين كمربند آسفالتي، تالاب انزلي را دوشقه كند و اين يعني تشديد مريضي تالاب، فكرش را بكنيد ماهيها و پرندهها چه حالي پيدا ميكردند. با وجود نور چراغهاي ماشين، بوق و دود اگزوز مگر ميشد براي ماهيها گوشهاي امن ساخت؟ از نظر گردشگري و اقتصادي، طرح فوقالعادهاي بود اما از نظر انساني و زيستمحيطي فاجعه بود.جلوگيري از احداث اين خط كمربندي بزرگترين كاري بود كه من افتخار انجام آن را به نام خودم ثبت كردم. همين يككار با تمام نذر و نيازها و دعاها و عبادات عمر من برابري ميكند. تالاب انزلي با اين كار به ادامه حيات خود اميدوار شد. باور نميكنيد برويد از ماهيها و پرندگان بپرسيد.كار ديگري هم كردم. زمانيكه ما با نهادها و گروهها درگير بوديم كه جلوي احداث خطكمربندي گرفته شود، طرفداران محيطزيست هم به كمك ما آمدند. بهطور مثال 13كارشناس و طرفدار محيطزيست از كشور ژاپن، دو سال در تالاب انزلي شب و روز زحمت كشيدند تا به گوشهاي از شگفتيهاي تالاب آشنا شوند. نتيجه كار آنها اين بود كه بايد هرچه سريعتر، در دل تالاب، نقاط امن و كاملا حفاظت شدهاي، ايجاد كرد. ما بلافاصله نقاطي از جمله «سرخان كول»، «چوكا»، «سياكشيم» و «حسين بكنده» را كه چيزي حدود 4000هكتار مساحت داشت به عنوان 4نقطه حساس و كاملا حفاظت شده در نظر گرفتيم.سعي كرديم با ترفندهاي گوناگون، شرايطي فراهم كنيم كه پرندگان، اين نقاط را براي زندگي ترجيح دهند. نخستين بار زماني خوشحال شديم كه چيزي حدود 100پرنده، همين نقاط حفاظت شده را براي زندگي برگزيدند.در همين زمينهها من بيش از 60مورد برنامه تلويزيوني داشتم و دهها مصاحبه انجام دادم تا در مورد تالاب انزلي هشدار داده باشم.
و شما به خاطر همين فعاليتها بود كه به عنوان مدير نمونه، از سازمان ملل جايزه دريافت كرديد.
گزارش كار ما به سازمان ملل رفت و آنها كمك بيشتري كردند براي اينكه ما در كارمان موفق باشيم. حمايتهاي داخلي و خارجي كه بالا گرفت، ما سراغ تالابهاي ديگر هم رفتيم. همين الگو را با توجه به تنوع زيستگاهي در تالابهاي ديگري مثل «تالاب آق»، «چاف»، «جوكندان»، «اژدهابلوچ» و «پارك ملي بوجاق» پياده كرديم. در «زيباكنار» و «كياشهر» و «سفيدرود» هم با تكيه بر همين الگو، نقاط امني براي پرندهها و محيطزيست ايجاد كرديم. در شرق گيلان هم در منطقه «امير كلايه» تنوع زيستگاهي ايجاد كرديم. ميدانيد دور شدن يك پرنده از خطر انقراض چه هديه بزرگي براي يك طرفدار محيطزيست است. من اين هديه را از خدا و از طبيعت بارها دريافت كردم. الان صدها نوع پرنده در تالاب انزلي رفت و آمد ميكنند و جالب اين است كه اين پرندگان ميتوانند جاي امن را از جاي ناامن تشخيص دهند.نميدانم در مورد اين جمله كه ميخواهم بگويم شما و خوانندهها چگونه قضاوت خواهيد كرد اما دوست دارم از پرندهها بپرسيد. پرندهها و ماهيها، من را حامي خود ميدانند. من عاشق طبيعت هستم. با شغالها سابقه دوستي و سلام عليك دارم. خيلي وقتها كه براي بازديد از جايي گذرمان به جنگل ميافتاد، دولتيها از دوستي من با شغالها و روباهها، با پرندگان و ماهيها، متعجب ميشدند. شغال، نامرد ببيند، فرار ميكند و من هيچ وقت در حق آنها نامردي نكردم.
آقاي دكتر باورش كمي سخت است. قبول كنيد كه پذيرفتن اين حرفها، اين روزها آسان نيست. با اين حال اگر تمايل داريد باز هم در مورد تالاب انزلي صحبت كنيم. ميخواهم در مورد تالاب انزلي اطلاعات بيشتري ارائه كنيد. مثلا در مورد پتانسيلهاي اقتصادي تالاب.
بررسيهاي ما نشان ميدهد كه يك هكتار تالاب به نوعي از 7 تا 25هزار دلار ارزش اقتصادي براي هر سال نهفته است.از انواع ماهي بگيريد تا پرندهها و گياهان مختلف.
اين رقم كه محاسبه كردهايد، پتانسيل نهفته در تالاب است يا جنبه واقعي هم به خود گرفته است؟
ظرفيتهاي نهفته در تالاب خيلي بيشتر است. با اين حال شما فكر ميكنيد يك ميليون نفري كه اطراف تالاب زندگي ميكنند از كجا كسب درآمد دارند؟اما متاسفم اعلام كنم، هر روز كه ميگذرد از ظرفيتهاي نهفته در تالاب كاسته ميشود. به طور مثال زماني در تالاب انزلي 10ميليون كيلوگرم انواع ماهي وجود داشته است اما الان اين رقم به زير يكميليون كيلوگرم رسيده است. حتما ميدانيد كه قيمت يككيلوگرم ماهي سفيد حداقل 5هزار تومان است. 10ميليون كيلوگرم را در قيمت روز ماهي ضرب كنيد و بينيد فقط در يك قلم كالا چه پتانسيلي نهفته است. احتمالا هر سال ميشود حدود 50ميليارد تومان ماهي سفيد از اين تالاب صيد كرد.
راستي تعداد صيادان موجود در تالاب انزلي چند نفر است؟
چيزي حدود 3هزار نفر در تالاب انزلي قلاب ميزنند. صيد با قلاب در اين تالاب بايد مجاز باشد و صيد با تور هم بايد قاچاق محسوب شود. اما متاسفانه حدود يكهزار صياد دامگستر در اين تالاب مشغول هستند كه اين تراكم خيلي نگرانكننده شده است.
خيار اين مصاحبه به جاي تلخش رسيد. لطفا از خطرهايي بگوييد كه تالاب انزلي را تهديد ميكند.
فاضلابهاي انساني ماهيت بيولوژيكي دارد. چرخه تبديل فاضلاب انساني راحت است اما در اين گونه فاضلابها دو نوع باكتري وجود دارد كه براي ماهيها و جانوران تالاب زيان دارد. اين باكتريها قابليت بازگشت دوباره به اكوسيستم تالاب را ندارند. البته اين قابليت وجود دارد كه اينگونه فاضلابها را قبل از ريزش به تالاب، تصفيه كرد. اما موضوع نگرانكننده كه حيات تالاب انزلي را به خطر مياندازد، فاضلاب صنعتي است. سميترين و خطرناكترين آلودگي فعلي در حوزه تالابهاي ايران، سرازير شدن فاضلاب صنعتي و شيميايي است. به طور مثال پلاستيك، سالها در چرخه طبيعت ميماند. مواد هيدروكربني سالها در چرخه طبيعت ميمانند. در همه جاي دنيا دعوا بر سر همين نوع فاضلاب است. در محدوده تالاب انزلي و ديگر تالابهاي ايران كارخانههايي وجود دارد كه طبيعت منطقه را به خطر انداختهاند. اگر روزي ديديد من مردهام اما دستم از تابوت بيرون مانده، بدانيد به خاطر شكايت از مديران كارخانه چوكا است. اين كارخانه قديمي است و تا شعاع 10كيلومتري خود را آلوده ميكند.سيمان لوشان هم جزو كارخانههاي آلودهكننده محيط زيست است و يك كارخانه آسفالت هم در جيرده وجود دارد كه من هر چه تلاش كردم نتوانستم جلوي تعرض آنها به محيط زيست را بگيرم.اما خطر ديگري كه تالاب انزلي را ميان فراموشي ما مدفون كرده است. خاك و سنگ و بطريهايي است كه گردشگران در طول سالهاي گذشته به تالاب انزلي انداختهاند. به همين دليل است كه عمق تالاب از 11متر به 3متر رسيده و اگر چند بار كف تالاب را لايروبي كنند باز هم نميشود عمق آن را به سالهاي طلايي تالاب برگرداند.فكر ميكنم بيش از هزار ميليارد كيلوگرم مواد زايد و رسوبات در كف تالاب تهنشين شده است. گذشته از آن هر سال ميليونها تن خاك وارد تالاب ميشود و هر روز متر به متر تالاب توسط اهالي اطراف آن تصرف ميشود اينها را اضافه كنيد به ميليونها بطري شيشهاي و لاستيكي و آن وقت قضاوت كنيد كه وضعيت تالاب چگونه است.اين حجم گسترده از مواد زايد غيرقابل بازگشت به طبيعت، باعث شده است كه نسل ماهي سفيد به خطر بيافتد. «ماهي سيم» و «ماهي ماش» و «ماهي سوف» هم در معرض انقراض قرار دارند. ديگر كسي دستهاي از اين ماهيها را در تالاب انزلي نديده است كه از كانال اين تالاب بگذرند تا در رودخانههاي اطراف تخمگذاري كنند. از ميان پرندهها هم، «درناي سيبري»، «اردكهاي سرسبز»، «اردك بلوطي» و خيلي ديگر از گونههاي ايراني و غيرايراني در معرض انقراض قرار دارند. خدا كند اين وضع ادامه پيدا نكند.
تاثير گردشگري بر حيات تالابها چگونه بوده است؟
فكر ميكنيد بطريها و آشغالهاي اطراف تالاب از كجا ميآيند. در ايران فرهنگ گردشگري وجود ندارد. خيلي از گردشگران آدمهايي هستند كه همه چيز را به استخدام خود درآوردهاند. ماشين خوب، غذاي خوب و امكانات مناسب. آنها تمايل دارند طبيعت را هم به استخدام خود درآورند. در طبيعت هر كاري كه دلشان بخواهد ميكنند. درختان را زخمي ميكنند. جنگل را آتش ميزنند. در رودخانهها آشغال ميريزند. حيوانات را فراري ميدهند و آبها را آلوده ميكنند. كاش آنها همان قدر كه نگران ماشين خود هستند، به فكر آينده طبيعت هم باشند.
درست ميگوييد اما مگر جنگلباني، محيطزيست و يا شيلات، اقدامي براي محافظت از جنگلها، تالابها و رودخانهها انجام نميدهند؟
براي پاسخ به اين سوال بايد مهاجمان محيطزيست را به دو دسته تقسيم كنيم. دسته اول گردشگران و يا مردمان ناآگاهي هستند كه به خاطر فرهنگ پايين، جريان تخريب طبيعت را تسريع ميكنند. اما دسته دوم قاچاقچيان و افرادي هستند كه از تخريب طبيعت، سود اقتصادي ميبرند. در مورد دسته اول، بايد فرهنگسازي كرد و آموزش داد. اما مشكل اصلي برخورد با گروه دوم است. مهاجمان طبيعت، جنگل را ويران و درختان را قطع ميكنند. پرنده ميكشند و نسل ماهيها را از بين ميبرند. شما هيچ ميدانيد هر سال چند جنگلبان و محيطبان در جريان برخورد با مهاجمان طبيعت، به شهادت ميرسند.
چند نفر؟
در سالهاي گذشته خيلي از همكاران ما به دست سودجويان شهيد شدهاند. تعدادشان كم نيست. يك محيطبان يا حافظ محيطزيست دو راه دارد يا تن به همكاري با قاچاقچيان بدهد كه در اين صورت به جاي دريافت 200هزار تومان حقوق در ماه، ميتواند با فروش يك ماهي خاوياري، به طور مثال 7ميليون تومان درآمد داشته باشد. در حالي كه اگر مقابل موج سوءاستفاده بايستد، يا زخمياش ميكنند و يا او را ميكشند.
الان وضعيت قاچاق و تخريب محيطزيست در طبيعت شمال چگونه است؟
در بحث شكار و فروش پرنده، بايد بگويم بعد از احياي زيستگاهها و نقاط امن تالابها، ديگر شاهد قاچاق كمتري هستيم. دايره حفاظتها تشديد شده و بازار هم به صرفه نيست. اما در بحث ماهي و قاچاق ماهي، بايد اعتراف كنم كه شاهد غارت درياي خزر و چند رودخانهاي هستيم كه ماهيان خاوياري و استخواني در آن تخمريزي ميكنند. در حوزه درياي خزر متاسفانه شاهد غارت منابع ملي هستيم.
اين حوزه به طور مستقيم به مديريت شما بر ميگردد چه برنامهاي براي كاهش اين روند داريد؟
در گيلان همه من را ميشناسند. تعارف ندارم. در طول چند هفته اخير به طور متوسط، روزي 40تا 60كيلومتر «دام» از درياي خزر بر چيدهايم. قول نميدهم كه بساط قاچاق را به طور كامل برچينم اما قول ميدهم آن را به حداقل برسانم. به كمك نياز دارم. بايد عزم مسوولين را جزم كنم. هر چند با مشكلات خندهداري مثل كمبود نيرو، قايق و حتي بنزين مواجه شدهايم اما قول ميدهم لكه ننگ قاچاق در منطقه خزر را به حداقل برسانم. براي من خط قرمزي وجود ندارد. با هيچ كس تعارف ندارم و اگر قوه قضائيه و نيروي انتظامي همكاري كنند، بساط قاچاق را از درياي خزر برميچينم. وقتي ميگويم خط قرمزي ندارم، تعارف نميكنم. خط قرمز من فقط مقام معظم رهبري هستند.
وزير جهاد كشاورزي چطور؟
آقاي وزير آدم بسيار محترمي است. اينكه ميگويم تعارف ندارم واقعا ندارم. رييسجمهور و يا وزير كه اهل سوءاستفاده نيستند. آنها كه نميآيند در درياي خزر، قاچاق كنند.
داشتيد از خطرهايي ميگفتيد كه ماهيها را تهديدي ميكند.
داشتم از قاچاق ميگفتم.
از قاچاق بگوييد.
براي مبارزه با قاچاق هيچ وقت آستينها به صورت ملي بالا زده نشده است. گذشته از آن من معتقدم به جاي تفنگ دست گرفتن، بايد انگيزه قاچاق را كم كرد و بعد هزينه آن را بالا برد. مبارزه با قاچاق در حوزه
درياي خزر، نياز به عزم ملي دارد.اما با كمال احترام ميخواهم از قوهقضاييه انتقاد كنم به اين دليل كه در خيلي موارد، همكاري لازم را ندارد.
ديگر نهادها و سازمانها چطور؟
نگهداري از يك تالاب يا حفاظت از يك دريا، اتحاد ميخواهد. فرض كنيد با كمك بانك جهاني ما بتوانيم از ريزش فاضلاب به تالاب انزلي جلوگيري كنيم، آن وقت فكر ميكنيد بدون كمك جنگلباني ميشود تالاب را حفظ كرد؟ يا بدون كمك وزارت صنايع و معادن.
براي احياي محيطزيست ماهيها، به طور مشخص شما چه برنامهاي داريد؟
اجازه بدهيد تا مفصل توضيح بدهم. اگر حرفم را قطع نكنيد كامل توضيح ميدهم.
بله، حتما
خوشبختانه طرح اصلاح شبكه فاضلاب انزلي با وام 200ميليون دلاري بانك جهاني، به زودي به بهرهبرداري خواهد رسيد. بنابراين ماهيها هم مجال پيدا خواهد كرد كه در تالاب انزلي، تخمريزي كند. قصد داريم در تالاب انزلي تخمماهي، «فيتوفاك» بريزيم.
گونههاي در حال انقراض زيادي هم وجود دارد از جملهماهي سفيد كه ما قصد تكثير آن را داريم. بانك جهاني مبلغ 100هزار دلار به ما كمك كرده است تا نگذاريم نسل ماهي سفيد پاييزي از بين برود. به صيادها سفارش كردهايم كه هر كس ماهي مولد پاييزي را صيدكنند، از او به مبلغ قابل توجهي خريداري كنيم و با اين كار نگذاريم اين ماهي از آبهاي ايران قهر كنند.
ميخواهيد تكثيرش كنيد؟
بله در كارگاه آستانه اشرفيه، قصد تكثير آن را داريم. ميخواهيم ماهيهاي يك گرمي اين نوع را به رودخانهها بريزيم.به احتمال زياد 5ميليون قطعه از اين ماهي را به رودخانهها خواهيم سپرد.
از طرف ديگر قصد داريم چند ميليون ماهي «فيتوفاكروم» را براي مصرف گياهان ميكروسكوپي و تغيير وضعيت گياهي تالاب انزلي، به آن بسپريم. ماهيهاي فراموش شدهاي مثل «سيم»، «سوف» را نيز به زودي به 10ميليون قطعه خواهيم رساند.«ماشماهي» را هم دوباره زنده خواهيم كرد.
الان جمعيت بچهماهيهاي خاوياري در خزر خوب است اما قصد تقويت آن را داريم. از جنگلباني خواستهايم كه به هر شكل ممكن، جلوي ريزش رسوبات به تالابها را بگيرد. بايد كمك كنيم تا جلوي ريزش هزاران ميليارد كيلوگرم رسوب را بگيرند.
نفوذ رسوبها در حوزه وظايف كدام سازمان است؟
به جنگلباني بايد كمك كنيم تا بافت جنگلها را ترميم كند. از چراي بيرويه و تخريب نگرانكننده جنگلها بايد جلوگيري كنيم تا تالابها در امان بمانند. ژاپنيها 30سال پيش از ايران خواستند كه اجازه لايروبي تالاب انزلي به آنها داده شود. قصد داشتند تالاب را رايگان لايروبي كنند و در مقابل اجازه داشته باشند رسوبات را از ايران خارج كنند و با هواپيما، روي كوههاي ژاپن بريزند. دولت ما هم اگر بودجه داشته باشد، بايد تالاب را لايروبي كند و خاك آن را بريزد روي دامنههاي البرز غربي. در اين صورت هم تالاب نفس ميكشد و هم كوهها بارور ميشوند.كار من و شما همين است. بايد هر روز سر و صدا كرد تا حواس همه به طبيعت جمع شود.
انعكاس انتخاب شما به عنوان مدير دولتي مدافع محيطزيست در رسانهها و دولت چه بود؟
هيچ، انگار كه اتفاقي نيافتاده بود. دولت هم اعتنايي نكرد. فكر نميكنم حتي خبر به گوش رييسجمهوري رسيده باشد. هيچكدام از اعضاي دولت و هياتوزيران نفهميدند كه چه اتفاقي افتاده است. نميدانم چرا اما آدم احساس تنهايي ميكند. مگر چند نفر تا حالا در زمينه محيطزيست جايزه جهاني گرفتهاند، در حالي كه يك فوتباليست عطسه ميزند يا كشتيگير كاهش وزن ميدهد همه عالم خبردار ميشوند.
اما برعكس اين هميشه اتفاق افتاده است. مديران استانهاي گيلان از من تنفر دارند. غر ميزنم، مزاحم تفريح آنها ميشوم، دعوا ميكنم و تهديد ميكنم... عليه من طومار نوشتهاند، تهديدم كردهاند. در جريان اجبار كارخانههاي استان گيلان به اصلاح شبكه تصفيه دود و آلودگيها، همه از من دلخور شدند اما من موفق شدم 70درصد صنايع استان را به سيستم تصفيه مجهز كنم.در كياشهر عليه من طومار نوشتند اما من از NGOها دفاع كردم.يكبار آقاي هاشمي رفسنجاني به انزلي آمد و از تالاب بازديد كرد. در حين بازديد نكاتي را براي ايشان گفتم كه به مذاق خيليها خوش نيامد. مشكلات تالاب را بازگو كردم و ايشان قول رسيدگي داد.
نگاه دولت نهم به اين مقوله چگونه است؟
شخص آقاي وزير نگاهي بسيار انساني به مسائل زيستمحيطي دارند. آقاي احمدينژاد هم در همين زمينه قول مساعد دادهاند و من اگر احساس كنم لازم باشد از همه بزرگان كشور براي احياي محيط زيست كمك خواهم گرفت.