تبليغاتX
نوشته های من - ماجرای پرسش من ازرییس جمهوری

 

برای پرسش از رییس جمهوری باید فرمی را پرمی کردیم تا نام ما درنوبت قرار گیرد.من هم مثل خیلی از همکاران،درصف پرسش قرار گرفتم.درفرمی که دوستان اداره روابط عمومی ریاست جمهوری تنظیم کرده بودند،موضوع پرسش،نام خبرنگار ونام نشریه،درخواست شده بود.من هم پس از معرفی خودم و"دنیای اقتصاد" گزینه سوال اقتصادی را انتخاب کردم.

رییس جمهوری با 15دقیقه تاخیر به میان خبرنگاران آمد ودرمحل مخصوص خودقرار گرفت.نام ها خوانده می شد ورییس جمهوری با پاسخ های کوتاه،همه را دست می انداخت(احساس من این بود)

"مهر"آمد و"فارس"رفت و"کیهان"پرسید و همه همکاران دست راستی وخبرنگاران درجه یک(معادل شهروندان درجه یک) آمدند وپرسیدند ورفتند.دراین میان نه نامی ونه یادی از ماشد.نه شرق ،نه اعتماد ملی،نه اعتماد ونه دنیای اقتصاد.

با کت وشلوار به نشست رسانه ای آقای رییس جمهورآمده بودم ومی خواستم محترمانه رفتارکنم.اما به نظرمی رسید عدالت ورزی دوستان روابط عمومی ریاست جمهوری شامل حال من نمی شود.بنابراین آستین بالازدم وباصدای بلند چندبار اعتراض کردم.اعتراض به اینکه روزنامه هایی مثل دنیای اقتصاد-شرق واعتمادملی رادرفهرست پرسش قرارنداده اند.آنقدرسروصدا کردم تا آقای رییس جمهورماراهم مشمول مهرورزی کرد.اما این پایان کار نبود.رفتم تا به جایگاه رسیدم . به گروه محافظان ویژه رییس جمهوری برخوردم که راه ورود به جایگاه را گرفته بودند.یکی ازآنها مثل ستونی ایستاده بود.هرچه تلاش کردم نمی توانستم یک سانتی مترتکانش دهم.زورم به او نمی رسید پس بایدکاردیگری می کردم.گفتم"ببین آقا، من خبرنگارم وکارمن این است که خودم را به رییس جمهوری برسانم شماهم برای این استخدام شده اید که نگذارید کسی به آقای رییس جمهور نزدیک شود.بنابراین با عرض معذرت....) واین گونه بود که حواسش را پرت کردم و خودم را به جایگاه رساندم.پس از آن "بادیگارد"رییس جمهوری هرچه کرد نتوانست من را ازجایگاه بیرون کند.

هرطوری که بود پشت تریبون قرار گرفتم وبه "محمود احمدی نژاد گفتم:

"اجازه می خواهم با یک شوخی پرسشم را مطرح کنم.آقای رییس جمهورشما رییس بانک مهرورزی هستید وماهمه متقاضی وام مهرورزی.تعداد ما زیاداست ومنابع مهرورزی شما محدود واین مثل منابع محدود بانکی می ماند.دولت چگونه به همه قول وام می دهد.بااین موضوع می خواستم پرسش ام را مطرح کنم.آقای احمدی نژاد هفته گذشته بازار سکه متلاطم شد وهمه را نگران کرد.حالا ما نگران این هستیم که نقدینگی جامعه به سمت بازار ارز وبازار مسکن برود وافزایش شدید قیمت این کالاهارا درپی داشته باشد.آیا دولت برنامه ای دارد که ازاین موج وحشتناک جلوگیری کند.وسوال دوم من این است که هدف گذاری دولت برای کاهش نرخ تورم چه عددی است"

وآقای رییس جمهور این گونه پاسخ داد:  هفته گذشته شاهد انتشار اخباري مبني بر افزايش قيمت سكه بوديم كه وقتي سوال كرديم منبع آن مشخص نشد.وي خاطرنشان كرد: بانك كارگشايي سكه را به مزايده گذاشت كه از 165‌هزار تومان تا 175‌هزار تومان قيمت‌گذاري شد اما مشخص نشد كه قيمت در كجا به 200‌هزار تومان رسيد. رييس‌جمهور افزود: برخي از سر بي‌اطلاعي يا از سر عمد، اخباري منتشر مي‌كنند كه به جامعه التهاب وارد مي‌كند.
احمدي‌نژاد نقدينگي را موجودي ملت ايران دانست و گفت: نقدينگي قدرت خريد مردم در بازار خريد است، ولي دولت تلاش مي‌كند تا با كنترل بازار از افزايش قيمت‌ها جلوگيري كند.التهاب‌ها در بازار گاه ساختگي است و بازار مسكن هم روند طبيعي خود را طي مي‌كند و دولت اجازه نخواهد داد كه بازارهاي موازي دست‌خوش تلاطم شود.
رييس‌جمهور خاطرنشان كرد: دولت تلاش مي‌كند نرخ تورم را به زير 2/11‌درصد برساند.

راستی درمورد اینکه "محموداحمدی نژاد"راست گفت یا من اشتباه کرده ام باید آینده گان قضاوت کنند.مطلب "بهروز شهدایی"درهمین مورد.

مطلب "ثمانه اکوان" درهمین مورد

 

 

 

+ نوشته شده در سه شنبه پنجم اردیبهشت 1385ساعت 6 بعد از ظهر توسط محمد طاهری |