
فكر مي كردم مي توانم با "محمد رضا نعمت زاده" درمورد اقتصاد ايران دردهه 60 گفت وگو كنم و تجربه اش را در مورد همكاري با ميرحسين موسوي جويا شوم اما نعمت زاده،نخستين جرعه چاي سرد را كه نوشيد، خودش را ومن را به روزهاي انقلاب برد.همه، محمد رضا نعمت زاده را وزارت صنايع مي شناسند يا با توانير ومهم تراز همه با پارس جنوبي اما واقعيت اين است كه روحيه او در سال هاي 57 تا 60 شكل گرفته است.جايي كه جواني 33ساله، بر مسند يكي از مهم ترين وزارت خانه هاي استراتژيك آن زمان- وزارت كار- تكيه مي زند واندكي بعد، به وزارت صنايع بحران زده مي رود.محمد رضا نعمت زاده وقتي از روزهاي پرتلاطم انقلاب مي گويد،اشك مي ريزد ودرعين حال گاهي مي خندد.ومن نمي فهمم براي آن روزها وتلاطم هايش بايد همراه با او اشك بريزم يا بخندم.مرد جوان روزهاي انقلاب، اين روزها سالخورده ترازآن شده است كه بتوان با او، يك دهه يا دو دهه از تجربياتش را مروركرد ومهم تراين كه وقت دكترش رسيده بود ومن ديگر نتوانستم با او از سال هاي 60 به بعد صحبت كنم.به قول محمد رضا نعمت زاده" باشد براي بعد"
چراغ قرمز کسری بودجه،عدم تعادل در تراز پرداخت های دولت،عدم تعادل در منابع ومصارف بانک ها،کمبود انرژی وعدم تعادل در بازار کار روشن شده است
دكتر مسعود نيلي را در دفتر رياست دانشكده مديريت واقتصاد دانشگاه شريف، ملاقات مي كنيم.او جزو اقتصاد دانان سرشناس مدافع اقتصاد آزاد است كه هم سابقه حضوري طولاني در سازمان برنامه وبودجه دارد وهم سابقه اي طولاني در تدريس اقتصاد.آخرين تجربه دولتي مسعود نيلي، معاونت اقتصادي سازمان برنامه وبودجه دركنار دكتر محمد علي نجفي بود كه سرانجام به دليل اختلاف نظر آن دو با ديگر مردان اقتصادي دولت اول محمد خاتمي،پاياني خوش نداشت. نجفي ونيلي كه طراحان اصلي قانون برنامه سوم توسعه بودند، سرانجام به دليل اختلاف ديدگاهي كه در مورد نرخ ارز پيدا كردند، از دولت اول اصلاحات خارج شدند. آن چه مورد اختلاف قرار داشت، اصرار نيلي ونجفي بر لزوم افزايش نرخ ارز در دوره اجراي برنامه سوم توسعه بود اما همكاران آنها در دولت هفتم، اين نظريه را برنتابيدند. نيلي كه اكنون بر دانشكده اقتصاد دانشگاه شريف مديريت مي كند،معتقد است رئيس جمهور آينده پنج چالش بزرگ براي اداره اقتصاد كشور پيش رو خواهد داشت. او دراين گفت وگو، از نگراني هاي خود درمورد آينده اقتصاد كشور سخن گفته وبه نامزدهاي دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري درمورد آينده مبهم اقتصاد ايران هشدار داده است .
دراین گفت وگو دوست وهمکار عزیزم مهدی نوروزیان هم حضور داشت.
***

محلهاي در "گلاب دره" و ساختماني كه چسبيده به كوههاي شميرانات تهران است، محل قراري است كه دكتر علينقي مشايخي براي گفت وگو تعيين ميكند.او يكي از قديمي ترين مديران سازمان برنامه وبودجه است كه در دولتهاي رجايي،مهدوي كني وميرحسين موسوي به همراه محمد تقي بانكي مهم ترين پست سازمان را برعهده داشته است. سالها تحصيل وتدريس در رشته مديريت، به اوكمك كرد تا نخستين برنامه جمهوري اسلامي را به همراه محمد طبيبيان تهيه وتنظيم كند.در يك ساعتي كه مجال گفت وگو با دكتر مشايخي فراهم شد، ازاو درمورد دشواريهاي برنامه ريزي ومديريت اقتصادي در دهه 60 پرسيدم و او از فرجام سياستهايي گفت كه در سالهاي آغازين انقلاب اسلامي بلندپروازانه وآرمانگرايانه نگاشته شده بود.گفت وگو، پس از اظهارنظركوتاه دكتر مشايخي در مورد احتمال حضور ميرحسين موسوي، در چهارمين دهه از مديريت جمهوري اسلامي به پايان رسيد تا مهمان او كه دقايقي هم پشت درنشسته بود، مجال ورود پيدا كند.

سازمان امور مالياتي سه ماه است كه از ساختمان شيشهاي و فيروزهاي رنگ خيابان پونك باختري به خيابان باب همايون نقل مكان كرده است. پونكباختري اگر منطقهاي بود در دلخواه طبقه متوسط تهران، خيابان بابهمايون، منطقهاي است در محاصره بازار و بازاريان. 7 سال پيش دستگاه مالياتي كشور، مقر اصلياش را از بابهمايون به شهرك غرب منتقل كرد و اواسط تابستان امسال بود كه دوباره به آغوش بازار بازگشت اما همسايگي سازمان امور مالياتي با بازاريان، ظاهرا بدشگون بوده است كه آنها در اعتراض به سياستهاي مالياتي، بزرگترين اعتصاب پس از انقلاب را رقم زدهاند.سازمان امور مالياتي و علياكبر عرب مازار، در پرحاشيهترين روزهاي فعاليت خود قرار دارند. اجراي طرح ماليات برارزش افزوده، گستردهترين اعتصاب و اعتراض بازاريان در 30 سال گذشته را به دنبال داشته و بحثهاي زيادي ايجاد كرده است. بازاريان و توليدكنندگان كه روزگاري علياكبر عرب مازار را به دليل اصلاح قوانين پيچيده مالياتي و تسهيل امور، تكريم ميكردند، امروز در برابر اصلاحات او و سازمان متبوعش ايستادهاند. در كوران كشمكشها و چانهزنيهاي بازار و دولت، به ديدار علياكبر عرب مازار ميرويم- وارد اتاق نسبتا كوچكش كه ميشويم، برميخيزد و پس از خوشوبشي كوتاه، كتش را تنش ميكند و به شوخي ميگويد: «اجازه بدهيد كتم را بپوشم تا كسي گمان نكند براي دعوا آمادگي دارم.»
منبع: شهروند امروز شماره ۶۹
اين گفت وگو قرار بود سه ماه پيش انجام شود.آن روزهابه بهانه بالا گرفتن اختلاف ميان وزير كاروامور اجتماعي و رئيس كل بانك مركزي، درخواست گفت وگو را مطرح كرديم با اين تصور كه اختلاف ها به اوج رسيده است اما اين گونه نبود واختلاف ها به اوج نرسيده بود.بازهم صبر كرديم تا سرانجام به بهانه نامه اي كه محمد جهرمي براي محمود احمدي نژاد ارسال كرد، مجددا درخواست گفت وگو را مطرح كرديم.اين بار پذيرفته شديم وبعد ازظهر روزي به دفتر آقاي وزير رفتيم كه بخشي از نامه اش درمطبوعات افشا شده بود.
محمد جهرمي در نامه اش از رئيس جمهوري خواسته است كه براي حل بحران اختلاف به وجود آمده درمورد بنگاه هاي زود بازده، شخصا وارد ميدان شود واگرنه، هردو طرف كشمكش را كناربگذارد.
محمد جهرمي كه دردسته وزراي پرقدرت كابينه محمود احمدي نژاد محسوب مي شود، ادامه همكاري با طهماسب مظاهري را ممكن نمي داند بنابراين از رئيس دولت نهم خواسته است كه براي حل بحران مالي بنگاه ها، قفل خزانه بانك مركزي را بشكند.محمد جهرمي با وجود اين كه روزهايي پر حاشيه را پشت سرگذاشته وروزهايي پرحاشيه تر را پيش رو دارد، بسيار آرام وخونسرد پيش روي ما مي نشيند.
گفت وگو با شوخي ما واين جمله كه "شما وزيري راست گرا بوديد آيا مقهور بدنه چپ گراي وزارت كار شده ايد؟" آغاز مي شود وبا شوخي آقاي وزير درمورد "حق وناحق" كردن هاي شهروند امروز به پايان مي رسد.محمد جهرمی که برا یشرکت در مراسم افطاری یکی از بزرگان نظام،باید دفترش را ترک کند،هنگام بدرقه ما- من ورضا طهماسبی- می گوید: هنوز چپ گرا نشده ام.
این گفت وگو در شصت وسومین شماره هفته نامه شهروند امروز وپرونده ویژه ای که تحت عنوان " اختلاف مظاهری وجهرمی بالا گرفت" منتشر شده است.

وقتی رییس مرکز آمار ایران اجازه میدهد این پرسش را مطرح کنم و با حوصله به آن پاسخ میدهد، من هم جرأت میکنم آن را منتشر کنم. پرسش این است «وقتی بعضیها به شوخی و جدی میگویند پرسشنامه طرح تحول اقتصادی، برگه بازجویی ملی است و معتقدند اگر خانوادهها تن به تکمیل آن بدهند، بزرگترین سازمان امنیتی دنیا تشکیل خواهد شد، شما چه میگویید؟» دکتر مصطفی مدد اول میخندد و بعد خیلی جدی پاسخ میدهد. این گفتوگو گپ و گفت سادهای در مورد پرسشنامهای است که بعضیها برای گرفتن آن در صفهای طولانی ایستادهاند، بعضیها آن را گرفتهاند اما هنوز آن را تکمیل نکردهاند و بعضیها اصلاً حاضر نشدهاند نگاهی به آن بیندازند. بعد از اینکه برنامههای دولت برای هدفمندی یارانهها تدوین شد، مرکز آمار ایران ماموریت یافت تا آمارهای مورد نیاز برای شناسایی خانوارهای کم درآمد را در مدت زمانی کوتاه تهیه و پردازش کند. برخی میگویند اجرای این ماموریت فراتر از اساسنامه مرکز آمار ایران و غیرقانونی است. به هر حال دکتر مصطفی مدد در این گفتگو، به تشریح آنچه از سوی برخی کارشناسان به عنوان ماموریتی فراتر از قانون مطرح شده و پرسشهایی در مورد حفظ اطلاعات پس از پایان آمارگیری پاسخ داده است.
جسارت وشجاعت، منجربه شكل گيري اصلاحات درشهرداری شد/ به دنبال مدرن کردن بازار بودم / مخالفان پاساژسازی خودشان پاساژ ساز شده اند/ به خاطر فروشگاه شهروند شهرداری را به دادگاه کشاندند/ ادعاهای میلیاردی مطرح کردند و...

دولت هاشمي رفسنجاني با هدف اصلاح نظام توزيع كالاها ومجموعه اي ازنيازهاوضرورت هاي شهري، نسل دوم فروشگاه هاي زنجيره اي را بنيان گذاشت.نخستين بار،طرح شكل گيري فروشگاه زنجيره اي رفاه، ازدل مصوبات ستاد تنظيم بازار وطرح هاي وزارت بازرگاني بيرون آمد وپس ازآن، فروشگاه زنجيره اي شهروند توسط شهرداري تهران راه اندازي شد تا تهران،براي گذار از سنت، هم مترو داشته باشد وهم فروشگاه زنجيره اي. مردان دولت سازندگي،براي راه اندازي فروشگاه هاي زنجيره اي،همان قدر حاشيه داشتند كه "سام والتون" در ايالت آيوآي آمريكا.غلامحسين كرباسچي،شهردار تكنوكرات دهه 70 از روزهايي مي گويد كه نطفه فروشگاه زنجيره اي شهروند درميدان آرژانتين تهران گذاشته شد .
این گفت وگودرپرونده ویژه اقتصادی "ظهورنسل سوم فروشگاه های زنجیره ای" درپنجاه ونهمین شماره "شهروند امروز" منتشر شده است.
درنجف به دنیا آمده ام/ خواهرزاده دکترداوودی نیستم/ نگاه نهادگرایانه به مسایل اقتصادی دارم / دانش جعفری مدیری احساسی بود / وضع گمرک وسازمان امورمالیاتی نگران کننده شده است / طرح تحول اقتصادی طرح کروبی نیست و................

قرار گفتوگو با سرپرست وزارت امور اقتصادي و جديترين گزينه رئيسجمهور براي فرماندهي اقتصاد ساعت 23 گذاشته ميشود، زماني كه بهجز او و محافظانش هيچكس در ساختمان قديمي وزارت اموراقتصادي نيست.آن چه گفتوگو با دكتر حسين صمصامي را جذاب ميكند، صراحت بينظير او در بيان ديدگاههايش است كه شايد به دليل سابقه او در تحليلگري مطبوعات است.حسين صمصامي كه دانش آموخته خالص مكتب دانشكده اقتصاد دانشگاه شهيد بهشتي است از ساعت 15: 23 تا يك ساعت پس از نيمه شب، فراز و نشيبهاي اقتصاد ايران از سالهاي تعديل، تثبيت و اصلاحات را روايتگري ميكند تا در پايان گفتوگو اين نكته را تاييد كند كه در تمام سالهاي گذشته نهادگرا بوده و از اين دريچه به نقد جدي سياستهاي اقتصادي دو دولت سازندگي و اصلاحات پرداخته است.دومين وزير احتمالي امور اقتصادي و دارايي دولت نهم كه پس از خداحافظي پرسروصداي دكتر داوود دانش جعفري، رسما سكان فرماندهي اقتصادي ايران را در دست گرفت، همچون رئيس دولت نهم سياست انتقاد از خود را در پيش ميگيرد و هدايتگري و مديريت سه سال گذشته سازمانهاي امور مالياتي، گمرك و سيستم بانكي را به چالش ميكشد. بدين جهت بايد او را همراه و همگام با محمود احمدينژاد دانست كه اعتقاد جدي به لزوم تحول در مثلث ماليات، گمرك و بانكها دارد.اين گفتوگو بر اساس آنچه سرپرست وزارت امور اقتصادي با صراحت بيان ميكند، حاوي نكات ريز و درشتي از برنامههاي آينده دولت نهم براي ايجاد تحول اقتصادي است كه دكتر صمصامي بيان ميكند.اگر در سالهاي دور، خواننده نشرياتي همچون روزنامه سلام يا مجله بيان بودهايد، بايد با نام مستعار «ح- اقتصادي» آشنا باشيد كه در دولت سازندگي، سياست تعديل را به چالش ميكشيد و در دولت اصلاحات از ناهماهنگي ميان سياستگذاران اقتصادي سخن ميگفت.«ح- اقتصادي» كسي نيست جز حسين صمصامي مرد 41 سالهاي كه زاده نجف اشرف است و محمود احمدينژاد قصد دارد در يك سال و نيم آينده او را بر كرسي مهمترين وزارتخانه اقتصادياش بنشاند.آيا حسين صمصامي اقتصاددان نهادگرايي كه به شدت طرفدار برقراري سازوكارهاي اقتصاد اسلامي در ايران است، از مهمترين آزمون سياسي – اقتصادي زندگياش، راي اعتماد خواهد گرفت. بايد ايستاد و چالش او و رئيس دولت را با نمايندگان مجلس هشتم نظاره كرد.
منبع: شهروندامروز
دامنه تغییرات دردولت نهم هرروز گسترده وگسترده تر می شود.اگر محمد رضا اسکندری،وزیر جهادکشاورزی را ازاین دایره بیرون ببینیم،مسعود میرکاظمی آخرین وزیراقتصادی بازمانده از تیم اصلی دولت است.میرکاظمی دوست سال های دور محموداحمدی نژاد است که درواپسین روزهای عمر مجلس هفتم زیر تیغ استیضاح می رود. درپرونده ویژه شماره 46 "شهروند امروز" گفت وگویی با مسعود میرکاظمی وزیر بازرگانی دولت نهم انجام شده است.

نهاين كه خروج هشتمين يا نهمين وزير از دولت نهم خبر عجيب و ناراحتكنندهاي باشد كه در طول يكي دو سال گذشته بسيار از اين خروجها ديدهايم اما آنچه طرفداران بخش خصوصي را ناراحت ميكند، خروج آخرين اقتصاددان طرفدار اقتصاد آزاد از كابينه است.داوود دانشجعفري را در هيچ شرايطي نميتوانيم از مهمترين وقايع اقتصاد ايران در سالهاي اخير حذف كنيم چراكه او بيشترين نقش را در بازنگري و ابلاغ سياستهاي جديد اصل 44 قانون اساسي ايفا كرده است. شايد از بخت بد بخش خصوصي بود كه ابلاغيه اصل 44 در اوج دولتي ابلاغ شد كه اصولا اعتقادي به سرمايهگذاري و توسعه بخش خصوصي ندارد در غير اين صورت، اگر اين ابلاغيه در دولتي غير از دولت نهم ابلاغ ميشد، شايد شاهد بسط و توسعه اقتصاد رقابتي بوديم.
آنچه نوشتن از داوود دانشجعفري را دشوار ميكند شخصيت آرام و بسيار قابل احترام اوست كه جايگاهش را از حد و اندازههاي مديري سياسي به پايينترين حد تنزل ميدهد.در خوبانديشي وزير اقتصاد دولت نهم هيچكس شك ندارد اما ميگويند او در مواجهه با تصميمات خلقالساعه وطرحهاي غيرفني و غيراقتصادي و اظهارنظرهاي غيراقتصادي مديران دولت اصولگرا سكوت كرده است.كسي چه ميداند شايد داوود دانشجعفري كه بزرگترين اندوختهاش از 5 سال حضور در سرزمين 72 ملت، تقويت روحيه تفاهم بوده، ترجيح داده است تا مسائل دروني دولت را به بيرون نكشد، اگرنه همان پوشههاي بزرگي كه وزير معزول يا مستعفي اقتصادي و دارايي دولت نهم، قصد دارد به آرشيو شخصياش منتقل كند، ميتواند شكوائيهها و گلايههاي او از دولت نهم باشد.اين گفتوگو يك ساعت پيش از وداع غريبانه دانشجعفري با ساختمان بابهمايون انجام شده است؛ ساختماني كه بايد ديد وزير آيندهاش تا چه اندازه با برنامههاي خلقالساعه و بداههنوازيهاي دولت متبوعش همراه خواهد بود.
فرهاد رهبر كه خروجي پرسروصدا از سازمان مديريت و
برنامه ريزي داشت،با سروصداي زياد به دانشگاه تهران آمد تا جاي تنها رئيس روحاني تاريخ دانشگاه تهران را بگيرد.
او يك هفته پس از حضور دردانشگاه تهران،درنشستي مطبوعاتي رودرروي خبرنگاران قرار گرفت ودر مورد دليل پذيرش پست رياست دانشگاه تهران كه ردهاي پايينتر از پست قبلي او دارد، بيپرده گفت «چه كسي گفته است پست رياست دانشگاه تهران كمتراز رياست سازمان مديريت وبرنامهريزي است؟هركسي ميتواند وزير علوم شود اما هركسي نميتواند رئيس دانشگاه تهران باشد.»اظهارات فرهاد رهبر كه اين روزها روزه سكوت 15 ماههاش را شكسته است،نشان ميدهد رئيس جديد دانشگاه تهران دردومين مرحله از تجربه مديريتياش در دولت نهم، با كسي تعارف ندارد حتي با وزيرعلوم.فرهاد رهبر كه پيش ازاين درپستهايي نظير معاونت اطلاعات اقتصادي وزارت اطلاعات و رياست سازمان مديريت وبرنامهريزي فعاليت داشته، به سياسيترين دانشگاه ايران پا گذاشته است.دانشگاه تهران با تمام حاشيهها وجنجالهايش ميتواند عرصه تازهاي براي محك توان مديريتي اقتصادداني باشد كه زماني وظيفه مبارزه با مفاسد اقتصادي را عهدهداربود وزماني ديگر قصد داشت بودجه را عملياتي كند.قرار گفت وگو،دوبار تغيير ميكند ودرنهايت رئيس جديد دانشگاه تهران درشامگاه روزدهم اسفندماه،با اين شرط كه پرسشها به موضوع استعفايش از سازمان مديريت ختم نشود،تن به گفتوگو ميدهد.فرهاد رهبركه درابتداي تشكيل دولت نهم دردسته نزديكان رئيس دولت قرار داشت،به دليل اختلافاتي كه با محمود احمدينژاد پيدا كرد،با نوشتن نامهاي انتفادي،از پست رياست سازمان مديريت وبرنامهريزي استعفا كرد.استعفاي او كه انعكاس زيادي دررسانهها داشت،منجربه گسترش دامنه انتقاد ازدولت شد.با وجود قولي كه به رئيس دانشگاه تهران ميدهم،اورا راضي به گفت وگو درمورد دو مقطع حساس مديريتياش ميكنم ودرپايان از او قول ميگيرم فرصتي دراختيار ديگر همكارانم قرار دهد تا با او درمورد برنامههايش براي اداره دانشگاه تهران گفتوگو كنند.فرهاد رهبركه دربدو پذيرش پست مديريتي دانشگاه تهران،به سوگ مادرنشست،هنوز لباس عزا به تن دارد.
نمایی از کارون ۳-نگینی که حبیب الله بیطرف دلبسته آن است

"حبيب الله بيطرف" رادراتاقي ملاقات مي كنيم كه آدرس آن درراهنماي طبقات ساختمان مديريت پژوهشكده نيرو ديده نمي شود.اتاقي درگوشه اي از طبقه همكف ساختمان كه تابلويي هم برآن آويزان نيست.وزيرنيروي دولت اصلاحات كه به نظرمي رسد بيشتروقتش را صرف پژوهش دراموربرق كرده است،باهمان حرارت هميشگي از عملكردخود ودولت خاتمي دفاع مي كند.به سختي اوراحاضربه صحبت مي كنيم اما درطول مدت گفت وگو،اجازه ورود به خيلي از مسايل روزصنعت برق را نمي دهد.درگوشه اي ازاتاق خلوت وزيرنيروي دولت اصلاحات،تصويري از سد ونيروگاه كارون 3ديده مي شود.سدي كه "نگين" خوزستان نام دارد و حبيب الله بيطرف،زماني مجري آن بوده والبته هم چنان دلبسته آن است.وزيرنيروي دولت هاي هفتم وهشتم،بدون اغراق، كارنامه غرورآميزي به يادگارگذاشته است.به بهانه مرورمشكلات فعلي صنعت برق به ديداراو مي رويم اماكارنامه اورنيزمرورمي كنيم.
طهماسب مظاهري پس ازاين كه به رياست بانك مركزي منصوب شد،به واسطه شناختي كه ازحسين قضاوي داشت،اورابه قائم مقامي خود برگزيد.مظاهري قائم مقام كنوني اش را از ساختمان باب همايون مي شناسد.جايي كه حسين قضاوي مديريت دفتر پاسخگويي ونظارت وزارت اموراقتصادي ودارايي را عهده گرفت ورابطه نزديكي با وزير برقراركرد.اين نزديكي تا آن جا ادامه يافت كه طهماسب مظاهري قائم مقامي داوود دانش جعفري دروزارت اقتصاد دولت نهم را رها كرد وبه بانك توسعه صادرات رفت.قضاوي اين بارنيز همكاري با طهماسب مظاهري را ردنكرد وبه عنوان عضو هيات مديره به اين بانك رفت.
زماني كه طهماسب مظاهري از بانك كوچك توسعه صادرات،به بانك مركزي نقل مكان كرد، حسين قضاوي اين شانس را پيداكرد كه پس ازرييس،نفردوم ساختمان معروف خيابان ميرداماد باشد.
او اقتصاد خوانده وآن گونه كه سايت بانك مركزي درمعرفي او عنوان كرده است،تزدكتراي او درزمينه "ارزیابی اثر سیاستهای پولی بر چرخه های تجاری در راستای استحكام امنیت ملی" بوده است.
راست گرايي دراردوگاه چپ ها

محسن صفاييفراهاني نهتنها يك چهره ورزشي، بلكه توامان يك مدير اقتصادي و يك فعال سياسي است. به همين علت است كه او ناگهان كشف ميشود و قابليتهاي خود را در هر مجموعهاي كه قرار ميدهد، نشان ميدهد. در ايران امروز، كمتر كسي را ميتوان چنين يافت كه نهتنها در بطن حوادث ورزشي، بلكه در كوران حوادث سياسي و نيز اقتصاد بيمار خوش بدرخشد و صفاييفراهاني چنين است. تمام مديران اقتصادي از او به نيكي ياد ميكنند، فوتباليستها حسرت بازگشت او به فدراسيون را دارند و سياسيون زماني در تدارك آن بودند كه او را شهردار تهران كنند. اكنون او سوداي هيچ منصبي را ندارد. ميگويد نه در انتخابات مجلس شركت ميكنم، نه ديگر به دولت بازميگردم و نه به فوتبال.
بناي شهروند امروز در گفتوگو با او، اين بود كه نهتنها به خاطر مباحث روز ورزش، بلكه بهوجوه اقتصادي و سياسي او نيز بپردازد و پيدا و پنهان اين چهره را واكاوي كند.دراين گفت وگو به جزمن،اكبرمنتجبي وسيامك رحماني هم حضورداشتند.
***
ديدن مرد 86 ساله اي كه دوسال پيش به دليل سال ها مطالعه وتحقيق درمورد نظريه بازي ها موفق به دريافت نوبل اقتصاد شد،به يادماندني وغرورآميزبود.يك روز پس از سخنراني رسمي اش دردانشگاه صنعتي شريف، اورا سرساعت چهاربه اتاقي شيك وتميز راهنمايي كردند تا به چند پرسش كوتاه پاسخ دهد.پاسخي كه حتي درقالب 30دقيقه زمان،براي او دشواربه نظرمي رسيد.پس از30 دقیقه گفت وگو با برنده نوبل اقتصاد درسال 2005،با درک این موضوع که استاد 86 ساله اقتصاد خسته است ورمقی برای ادامه بحث ندارد،اورابا انبوهی از پرسش های طرح نشده ترک می کنیم.
سيداحمد ميرمطهري را در بازار سرمايه همه ميشناسند؛ مردي كه حدود شش سال عهدهدار مسووليت بورس اوراق بهادار تهران بود و پس از آن حدود يك سال هم در سازمان خصوصيسازي حضور داشت.
ميرمطهري كه در 7 سال حضورش در بازار سرمايه به «پدرخوانده» معروف بود، اتهام محافظهكاري منتقدان را به مثابه يك تعريف شيرين ميپذيرد و ميگويد: «اگر محافظهكاري من شفافيت و سلامتي بازار را تضمين كرده است، اجازه بدهيد هميشه محافظهكار بمانم.»
دوسال پیش زمانی که نخستین بودجه دست ساز دولت نهم برای بررسی به مجلس ارایه شده یود،برای بررسی عواقب این بودجه،سراغ دکتر نیلی رفتم.
او درمورد احتمال رشد نقدینگی دردولت نهم هشدارداد وگفت: به زودی تاوان سنگینی برای بودجه انبساطی دولت خواهیم پرداخت.
هفته گذشته نیز زمانی که با او گفت وگو می کردم، من را یاد اظهارات دوسال پیش انداخت وگفت: هنوز شرایط تغییری نکرده وبازهم رشد نقدینگی وتورم اقتصاد ایران را تهدید می کند.
درهرصورت درپرونده این هفته شهروند امروز سراغ دکتر مسعود نیلی رفته ایم واسحاق جهانگیری وغلامرضا تاجگردون.
گفت وگو با مسعود نیلی پیش روی شماست:
درشماره جديد "شهروند امروز "به نقدشيوه ابداعي دولت نهم براي بودجه نويسي پرداخته شده است.
دراين پرونده ويژه، گفت وگوهايي با سه رييس سازمان مديريت وبرنامه ريزي دولت هاي محمد خاتمي يعني محمد علي نجفي،محمد ستاري فر وحميدرضا برادران شركا داشته ايم.
سه رييس سابق سازمان مديريت وبرنامه ريزي،دولت نهم را به دليل عقب گرد تاريخي درشيوه بودجه نويسي به شدت مورد انتقاد قرار داده اند.نجفي از بازگشت بودجه نويسي به شيوه هاي مرسوم درغهد قاجار ياد كرده،ستاري فر آن را بازگشت تاريخي اعلام كرده وبرادران شركا نيز آن را بودجه پارتيزاني خوانده است.

هربار كه بحث تغيير رييس كل بانك مركزي مطرح مي شود، نام طهماسب مظاهري به عنوان نخستين گزينه براي جايگزيني رييس كل، درصفحه اول روزنامه ها مي نشيند.اين سناريو چندسال است كه تكرار شده اما هربار پررنگ تراز قبل، دوباره مطرح مي شود.
طهماسب مظاهري كه درسال هاي پاياني دولت محمد خاتمي، مشاور اقتصادي رييس جمهوربود، با تشكيل دولت دوم اصلاحات، دركسوت وزير اموراقتصادي ودارايي، به كابينه راه يافت. مظاهري حدود دوسال در كابينه دوام آورد اما هيچ كس نفهميد به چه دليل ازسوي محمد خاتمي كنارگذاشته شد تا سيد صفدر حسيني جاي اورا بگيرد. با تشكيل دولت محمود احمدي نژاد، ازطهماسب مظاهري به عنوان يكي ازگزينه هاي ورود به كابينه ياد مي شد اما سهم او از دولت نهم، قايم مقامي وزارت اموراقتصادي ودارايي بود كه پس ازمدتي، بنابه دلايلي نامعلوم، به پايان رسيد. مظاهري بااين حال ازپست قايم مقامي داوود دانش جعفري، به مديرعاملي بانك توسعه صادرات رضايت داد تا نامش هميشه درفهرست ذخيره هاي دولت احمدي نژاد باقي بماند. اكنون كه دوسال از عمردولت نهم مي گذرد، طهماسب مظاهري مطرح ترين گزينه براي رياست بانك مركزي است.
منبع: شهروند امروز
ايرج جمشيدي اين روزها مشغول بازگشايي روزنامه 
توقيفشده آسياست. آسياي او تاكنون 3 بار توقيف شده
و اگر دوباره روي پيشخوان روزنامهفروشيها قرار گيرد،
براي سومين بار رفع توقيف شده است.نام ايرج جمشيدي، در 3 دوره مطرح شده است. نخستين بار نام او همراه با 11 نفر ديگر به اتهام طراحي نقشه ترور وليعهد در صفحه اول روزنامهها قرار گرفت؛ جرياني كه با اعدام خسرو گلسرخي و كرامت دانشيان به پايان رسيد.دومين بار زماني نام ايرج جمشيدي سر زبانها افتاد كه او سردبير روزنامه ابرار اقتصادي بود و با رسانههاي خارجي، بسيار ارتباط داشت. زماني كه ايرج جمشيدي با حكم محمد صفيزاده، مديرمسوول نشريات ابرار از سردبيري ابرار اقتصادي كنار گذاشته شد، نام او دوباره سر زبانها افتاد. اما در سومين دوره، نام ايرج جمشيدي بيشتر درخشيد زماني كه او روزنامهاي اقتصادي با عنوان «آسيا» را وارد بازار مطبوعات كرد. آسياي ايرج جمشيدي آن روزها در حوزه اقتصاد، جنجالي بود و پرسروصدا تا اينكه چاپ عكسي از «مريم رجوي» نوار تكتازيهاي آسيا را قيچي كرد.جمشيدي پس از آن، مدتي را در زندان سپري كرد تا اينكه هم حكم آزادي او صادر شد و هم حكم آسيا.
بازگشايي مجدد آسيا چندان پرفروغ نبود، هرچند كه ايرج جمشيدي تلاش ميكرد آسياي دور دوم را پرفروغتر از دور اول منتشر كند.
آسياي دور دوم، هيچگاه در حد و اندازههاي آسياي اول نبود اما چاپ عكسي از يك مانكن معروف، لااقل از نظر فرجام، آسياي دور اول و دور دوم را به هم گره زد.به بهانه انتشار مجدد آسيا، به سراغ ايرج جمشيدي ميرويم، اما ناخودآگاه از انتشار مجدد آن حرف نميزنيم. از جريان معروف بهمنماه 1352 با هم گپ ميزنيم. ايرج جمشيدي در طول اين سالها هرگز آدم خاموشي نبوده اما همواره در مورد قضاياي سال 1352 سكوت كرده است. گفتوگوي زير گزيدهاي از دو ساعت همصبحتي با ايرج جمشيدي است؛ مردي كه با روزنامهنگار چپگراي دهه 50 خيلي فاصله گرفته است.
شايد دور از تصور باشد كه يك اقتصاددان با تخصص اقتصادسنجي، اهل ذكر و سماع و عرفان باشد. اما «بيژن بيدآباد» اينگونه است. او شبها ذكر ميگويد و رياضت ميكشد و روزها جدول ميچيند و نمودار ميكشد.زماني كه با او تماس ميگيريم تا زمان گفتوگو را تنظيم كنيم، قرار را ساعت چهار صبح تنظيم ميكند اما بعد از اينكه واكنشما را ميبيند، وعده ديدار را به ساعت هشت صبح منتقل ميكند.
بيدآباد در فاز يك شهرك غرب زندگي ميكند. اتاق او بيشتر به حجره يك درويش شباهت دارد و كمتر از كتابهاي علم اقتصاد در آن ميشود پيدا كرد. در عوض كتابهايي از تصوف، تفسيرهاي مختلف اشعار مولانا، ديوانهاي اشعار كلاسيك ايراني و كتابهايي در زمينه بودا و بودائيسم راميشود در كتابخانه او پيدا كرد.با ظرف كوچكي از كشمش و دو فنجان چاي سرد از ما پذيرايي ميكند تا دو ساعت پاي صحبتهاي او بنشينيم. بيژن بيدآباد متولد 1338 در تهران است. او در رشته علوم سياسي دانشگاه تهران فارغالتحصيل شده اما مدرك فوقليسانس خود را در رشته اقتصاد با تخصص برنامهريزي و توسعه اقتصادي از دانشگاه شيراز دريافت كرده است.بيژن بيدآباد نخستين فارغالتحصيل مقطع دكترا از دانشگاه آزاد اسلامي است. او در اين گفتوگو به صورت مفصل از عقيم ماندن بزرگترين پروژه اقتصادسنجي ايران سخن گفته و براي نخستينبار پشت پرده آن را نمايان كرده است.
از ميان اقتصاددانان ايراني، هستند كساني كه در گذر زمان، تغيير مكتب دادهاند.
اگر چپگرا بودهاند، به انديشه راست غلتيدهاند و اگر از دل راست بيرون آمدهاند، زماني كه بر مسند اجرا نشستهاند، يا برنامهنويسي كردهاند، كاملا به چپ متمايل شدهاند. «دكتر موسي غنينژاد اهري» هيچگاه تختهسياه، گچ، مباحثه، نقد را ترك نكرده، اما در ميانه راه، به تحقيق دريافته است كه بايد سازي ديگر كوك كند. او كه تحتتاثير فضاي چپگراي دهههاي 40 و 50، انديشههاي ماركسيستي داشته، در فرانسه چپزده آن سالها راهي ديگر برميگزيند و به انديشههاي ماركسيستي پشت ميكند.
او اكنون يكي از سرشناسترين پرچمداران اقتصاد نئوكلاسيك در ايران است؛ مكتبي كه اين روزها به دليل عملكرد نامناسب دولتهاي مداخلهگر و تمركزگرا، مورد توجه مديران ارشد و برنامهنويسان جمهوري اسلامي قرار گرفته است.
در حالي كه بر تعداد طرفداران اقتصاد نئوكلاسيك در ايران هر روز افزوده ميشود، دكتر غنينژاد به مزاح ميگويد: «روزي ما را در انتهاي صف، به جرم سوسياليست بودن تيرباران خواهند كرد.»
گفت وگوی قبلی من با دکتر غنی نژاد: چپها در لباس نهادگرا
منبع: هم میهن
یك تصادف كوچك، در يكي از خيابانهاي فرعي «وكيلآباد» مشهد باعث ميشود تا به يكي از شعبههاي بيمه پارسيان مراجعه كنيم. ارزياب شركت بيمه پس از معاينه خودرو ما پاي برگهاي را امضا ميكند. نام او آشناست: سيدرضا خيام هاشمي. حدس ميزنم بايد يكي از بازماندگان خانواده خيامي، بنيانگذاران «ايران ناسيونال» قديم يا «ايران خودرو» فعلي باشد. درست حدس ميزنم. او پسرعموي محمود و احمد خيامي، بنيانگذاران ايرانناسيونال است. قرار گفتوگو، همان روز بعدازظهر در پارك لاله مشهد گذاشته ميشود.
این گفت وگو در"هم میهن" منتشر شده است

كاهش نرخ سود تسهيلات بانكي ميتوانست خبر خوبي براي
اقتصاد ايران باشد، اما زماني كه رئيسجمهور در اقدامي غيرمنتظره،
پنج درصد از نرخ سود تسهيلات بانكهاي خصوصي و دو درصد
از نرخ سود تسهيلات بانكهاي دولتي را به صورت دستوري كاهش
داد، اين نگراني به وجود آمد كه محمود احمدينژاد وزارت
امور اقتصادي و دارايي و بانك مركزي را به «چرخ پنجم» تبديل
كرده است.اين موضوع كه وزير امور اقتصادي و دارايي و رئيس كل بانك مركزي در جريان حكم «محمود احمدينژاد» نبودهاند، حتي براي «سيدصفدر حسيني» كه زماني سكان وزارت امور اقتصادي و دارايي دولت هشتم را در دست داشته، غيرقابل باور و دور از انتظار است.
«دكتر حسيني» در حاشيه گفتوگوي كوتاهي كه با او انجام دادهايم، خيلي بيشتر از آنچه در ميان اظهارات رسمياش عنوان ميكند، به انتقاد از اقدام رئيسجمهور ميپردازد. اين گفتوگوي كوتاه، در لابي ساختماني انجام شده است كه وزير سابق امور اقتصادي و دارايي در طبقه دهم آن سكونت دارد.
قسمتی از گفت وگو:
در اوايل انقلاب يك حاكم شرع در يكي از مناطق كشور، حكمي صادر ميكند كه 150 ضربه شلاق به يك نفر زده شود. هنگام اجراي حكم، فرد موردنظر گفت جناب حاكم شرع، اجازه ميدهيد من سوالي از شما بپرسم و پس از اجازه حاكم گفت: شما يا شلاق نخوردهايد يا از عدد سردرنميآوريد...
این گفت وگو نخستین گفت وگوی من برای روزنامه هم میهن است.
چرا دومین مصوبه شورای انقلاب بعد از انحلال ساواک- انحلال کانون حسابداران بود؟
به سختی میشود روی میز کاربزرگ او، جایی برای گذاشتن آرنج، یا گذاشتن ضبط صوت
پیدا کرد. میز کار شلوغ او نشان از پرکاری موسسهاش دارد وزمانی این موضوع بیشتر آشکار میشود که پس از نیم ساعت گفتوگو، چندبار به ساعتاش نگاه میکند.«عباس هشی» اصفهانی است. خیلی نیازی نیست درمورد این موضوع تحقیق یا پرس وجو کنید. با وجود 40سال تهراننشینی، هنوز اصفهانی حرف میزند ومهم تر از همه اینکه، هنوز اصفهانی انتقاد میکند.آنها که او را میشناسند خوب به یاد دارند که او هیچ گاه آرام نبوده است. او با وجود شخصیت صلح طلبی که دارد، همیشه برای «اعتلای حرفه»اش میجنگد.«هشی» به جز مدیریت بر یک موسسه حسابرسی خصوصی، در دانشگاه شهید بهشتی هم تدریس میکند. البته او عضو همه تشکلهای حسابرسی و حسابداري به ثبت رسیده در کشور از جمله جامعه حسابداران رسمي است. براي اينكه بدانيد او هميشه روي مواضع خود پافشاري ميكند بايد بهاين نكته اشاره كنيم كه پس از 40 سال زندگي در تهران هنوز لهجه عباس هشي اصفهاني است.
200 روز از ابلاغیه سیاست های اصل 44 توسط مقام معظم رهبری می گذرد ودراین مدت، مقامات دولتی می گویند؛ مشغول سیاست گذاری وبرنامه ریزی برای اجرای صحیح این ابلاغیه هستند.هفته گذشته سرانجام لایحه خصوصی سازی ، به عنوان یکی از مهم ترین گام های اجرایی دولت برای اجرای سیاست های اصل 44، به دولت رفت تا اندکی از فشار منتقدان دولت کاسته شود."دکتر محمد زاهدی وفا" معاون اقتصادی وزیر اموراقتصادی ودارایی، اگرچه، پیش از نهایی شدن لایحه خصوصی سازی ، با "دنیای اقتصاد" به گفت وگو نشسته است اما دراین نشست به طور مفصل، درمورد ویژگی های آن سخن گفته است. به گفته او، لایحه جامع خصوصی سازی دربرگیرنده چند سیاست راهبردی از جمله، مبارزه با انحصار، ضد تراست، وتنظیم کننده بازاراست.
معاون جوان
وزیر اموراقتصادی ودارایی در مورد
شائبه مخالفت دولت نهم
با خصوصی سازی
به شدت موضع می گیرد ومعتقداست " اگر اموراجرایی خصوصی سازی آرام به پیش
می رود، به معنای مخالفت دولت نیست،
ما تلاش داریم خصوصی سازی را دربستری
آرام ومطمئن به پیش ببریم "
با این توضیح که دکتر زاهدی وفا، رییس دانشکده اقتصاد دانشگاه امام صادق(ع) نیزهست، از شما دعوت می کنیم به این گفت وگو توجه کنید.
چهارمين گفتوگوي من با محققان اقتصاد اسلامي را پيش رو داريد.
اين گفتوگو برخلاف سه گفتوگوي قبلي، ماهيتي نظري دارد. بحث با تاريخچه و نحوه شكلگيري شالوده فكري «اقتصاد اسلامي» آغاز ميشود و با بررسي ديدگاههاي اسلام در مورد مفاهيمي همچون، ثروت، توليد، سرمايه، پول، ماليات و بازار به پايان ميرسد. رودرروي ما، «دكتر عيوضلو» قرار گرفته است. او به جز عضويت در هياتعلمي دانشگاه امامصادق(ع)، عضو هياتمديره انجمن اقتصاد اسلامي و بانك توسعه صادرات نيز هست. از «دكتر عيوضلو» كتابهايي با عنوان «عدالت و كارايي در تطبيق با نظام اقتصاد اسلامي»، «بررسي فقهي، اقتصادي امكان انتشار اوراق قرضه در اقتصاد ايران» و مجموعه ميزگردهاي «فلسفه اقتصاد اسلامي»، منتشر شده است.
برای خواندن این گفت وگو روی ادامه مطالب کلیک کنید.
درهمین زمینه بخوانید:
بازنگری قانون بانکداری بدون ربا در گفت وگو با عباس موسویان
ایرادهای شرعی کارت های اعتباری در گفت وگو با عباس موسویان
ایرادهای شرعی اوراق مشتقه در گفت وگو با مجید رضایی
نزدیک انتخابات که می شود،با اجازه ، بد جوری حالت استفراغ پیدا می کنم.اول از تبلیغات مزحرف تلویزیون دولتی برای بالابردن مشارکت مردم وبعد،از شعارهای پوپولیستی ومزخرف بعضی ها.امروز یکی از کاندیداها، درحوالی میدان هفتم تیر،برای جلب آرای مردمی، تخم مرغ پخش کرده است.یکی دیگر هم ،در کلنیک دندان پزشکی اش را رایگان به روی مردم باز کرده است.نمی دانم با این همه جمعیت، چرا یکی از کاندیداها، بروشور تنظیم خانواده یا کاندوم توزیع نمی کند؟
ازاین ها که بگذریم، باید بگویم خوشبختانه در مورد نیمی از کسانی که باید به آنها رای بدهم، به جمع بندی رسیده ام.
اول- دکتر نجفی که به قول خیلی ها، اندازه اش در حد ریاست جمهوری است.او عقل گرا است ومی تواند در هرترکیبی، وزنه کارشناسی گروه را بالاببرد.
دوم- خاله معصومه ابتکار که مثل همیشه طرفدار محیط زیست است.شاید اگر آدمی مثل او درشورای شهرباشد،دیگر کسی بهانه پیدا نکند که یک شبه،هفت هزار درخت را شهید کند.
سوم- مسجد جامعی .به این دلیل که میانه رو است واین روزها خیلی بیشتر ازتندروها، به درد اصلاحات می خورد.
شهاب- رفیق وهمکار ما.جوان وجویای نام.طرفدار نوسازی وبه هم ریختن.
پیروز حناچی- متخصص امورشهرسازی. پشت پرده عبدالعلی زاده ومهندس شهرساز.
سید کامل تقوی نژاد- دوسال پیش ،زمانی که معاون صفدر حسینی در وزارت اقتصاد بود، به خاطر چاپ یک خبر از من شکایت کرد اما درطول دادرسی ها، با او دوست شدم.اگر درمورد امورشهری هم مثل شکایتی که از من کرد، پی گیر باشد، تهران دیگر مشکلی نخواهد داشت.
واما از فهرست اصولگرایان:
رسول خادم- به خاطر رفتار معقول گذشته اش.
طلایی- جاه طلب است ، مثل خیلی از نظامی ها . اما عاقلانه رفتار می کند. تن به خشونت و سرکوب نمی دهد.
چمران- او هم آدم عاقلی است واهل دعوای سیاسی نیست.هرچند اصول گرای اصیلی است اما مگر اصول گراها، آدم نیستند؟
درمورد اصلاح طلبان اطمینان دارم که فهرست ام تکمیل است اما از گروه طرفداران قالیباف، یکی دونفر دیگر را انتخاب خواهم کرد.
تا یادم نرفته بگویم که، گفت وگوی متفاوتی با شهاب دارم که بد نیست ببینید.
دکتر محمد علی نجفی، 
یکی از چهرههای شاخص ائتلاف اصلاحطلبان است. فرهنگیان، نجفی را از وزارت آموزش و پرورش میشناسند و اقتصادیون هم دکتر نجفی را از سازمان مدیریت و برنامهریزی. او در دولت هاشمیرفسنجانی عهده دار اصلاح ساختار وزارت آموزش و پرورش بود و در دولت اول محمد خاتمیهمین وظیفه را در سازمان مدیریت و برنامهریزی بر عهده گرفت. مرد ریاضی خوانده اصلاحطلب که سابقهای در بودجهنویسی و بودجهریزی کشور دارد، برای اصلاح ساختار شهرداری تهران، بودجه را هدفگیری کرده است. به گفته او اگر اصلاحطلبان پيروز ميدان انتخابات شوراي شهر تهران باشند، به طور قطع اصلاح ساختار شهرداري تهران و اصلاح منابع و مصارف آن را در دستور كار قرار خواهند داد. دكتر نجفي ميگويد: اگر ائتلاف اصلاحطلبان اكثريت شوراي شهر تهران را در دست گيرد، هر شش ماه يك بار بيلان عملكرد شهرداري تهران منتشر خواهد شد.
عکس این گفت وگورا علی طاهری گرفته است.با هم نسبتی نداریم وفقط همکاریم.ناگفته نماند که علی گرافیک باسلیقه ای است.
دانش آموختگان سال های قبل "دانشگاه مفید" این روزها فرصتی یافته اند تا نتیجه سال ها مطالعه درزمینه اقتصاداسلامی را دراختیار مدیران وتصمیم گیران کشور قراردهند.
گروهی ازاین روحانیون اقتصاد خوانده،درحال بازنگری قوانین بانکداری بدون ربا هستند وعده ای دیگر درتکاپوی بازتعریف عقود اسلامی. عده ای هم درحال برنامه ریزی هستند تا میان ابزارهای مدرن مالی وعقود اسلامی،رابطه ای شرعی پیدا کنند." مجيد رضايي"هم یکی ازروحانیون اقتصاد خوانده ای است که بیشتر تلاش اش را بر مطالعه وتحقیق روی ابزارهای مدرن مالی متمرکز کرده است.او متولد شهرآبادان است وگذشته از تلمذ طلبگی در حوزه علمیه قم، درحال تحصیل دررشته دکترای اقصاد هم هست.گفت وگوی پیش رو، در مورد تطابق "ابزارهای مالی مشتقه" با احکام اسلامی است که ازدید "مجید رضایی" مطالعه کمی درمورد آن صورت گرفته است.

در قسمت قبلي گفتوگو با مهندس مهدي كريمي در مورد كودكي «نگين فيروزهاي زاگرس» كه حالا عروس استان خوزستان است، صحبت كرديم. آقاي كريمي براي ما شرح داد كه «نگين» چگونه متولد شد و چگونه به سن نوجواني رسيد.در قسمت دوم گفتوگو، معاون اجرايي پروژه براي ما در مورد ويژگيهاي فني سدكارون3 صحبت خواهد كرد و در نهايت در قسمت پاياني گفتوگو شما ميتوانيد با ديدگاه معاون اجرايي پروژه در مورد چالش دفن ميراث فرهنگي آشنا شويد.در قسمت پيشرو، مهندس كريمي، از فراز و نشيبهاي 14 سال كار روي سدكارون3 سخن گفته است. فراز و نشيبهايي كه با درگذشت 61نفر از مهندسان و كارگران كشور، تلخ ميشود و با تمجيد كارشناسان و مهندسان برجسته بينالمللي از سدكارون 3 به شيريني ميگرايد.نگاه و خاطره مهندس كريمي از بازديد دو رييسجمهور از سد كارون 3 هم خواندني است. معاون اجرايي سد كارون3 از 14سال فعاليت مهندسان ايراني روي بزرگترين سد ايران سخن گفت و تا آنجا پيش رفتيم كه سد به مرحله بهره برداري رسيد. در قسمت پاياني گفتوگو آنچه اهميت دارد اظهار نظر مهندس كريمي در مورد به زير آب رفتن ميراث فرهنگي كشور است به اعتقاد او انگشت اتهام نبايد به سوي سد سازان نشانه رود. او ميگويد:ما 3میلیون کامیون خاكبرداری کردهايم، آیا سازمان میراث فرهنگی در این مدت، نمیتوانست بهاندازه 300کامیون، خاك بردارد.
"...با خودم می گویم، در 14 سال گذشته، دنیای سیاست، سه رییس جمهور،پنج دولت وپنج مجلس را دیده است. دراین مدت راست ها آمده اند وچپ ها رفته اند. چپ ها دوباره قدرت گرفته اند و راست ها کنار رفته اند اما همه آنهایی که دراین پروژه جان کنده اند، هر روز با صدای دریل و چکش وسنگ شکن بیدار شده اند وبا صدای دینامیت وریزش کوه وسیلاب به خواب رفته اند.ما به دور از هیاهوی سیاسی، برای این کشور، نگینی تراشیده ایم که به آن افتخار می کنیم..."
با این چند خط، فکر می کنید گفت وگو با یک مهندس ایرانی، چه نیازی به مقدمه دارد؟مردی که با او گفت وگو کرده ام، " مهدی کریمی "نام دارد.کوچه وخیابان های تهران را خیلی به یاد ندارد.راه بهارستان وپاستور را بلد نیست واز 14 سال پیش،کمتر فرصت پیدا کرده است تا در "رستوران نایب" یا "رستوران حاتم" قرارهایش را تنظیم کند.15 سال پیش ،نیویورک را ترک کرده است تا در"ایذه" زندگی کند.14 سال است که کوه می شکافد وسنگ می شکند وسیلاب مهار می کند تا روشنایی هدیه کند.ساده است وبی پیرایه.می گوید " نگین زاگرس" مثل دختر من است .فکر این که ممکن است روزی دریاچه فیروزه ای کارون 3 را نبینم، عذابم می دهد"به اندازه دشواری وجان سختی کوه هایی که منفجر کرده است وبه اندازه قدرت سیلاب هایی که پشت سد بتونی کارون 3 مهار کرده است،به سد وسد سازی عشق می ورزد.
با این پیش درآمد، گفت وگو را بخوانید وبه مهندسان ایرانی درود بفرستید.بازهم دست رهام درد نکند به خاطر عکس ها
بعضی ها هنوز به فکر درحاشیه قرار دادن رقبا هستند
نیم ساعت پشت درهای شمالی وشرقی مجلس منتظر می مانیم تا سرانجام مجوز ورود به دفتر"آقای مهندس" صادر می شود.از راهروی طولانی هیات رییسه می گذریم تا به دفتراو می رسیم.وارد دفتر که می شویم،حدود 40 دقیقه از زمان گفت وگو باقی مانده وما باید خیلی از پرسش ها را مطرح نکنیم،چون آقای مهندس باید پذیرای مهمانان دیگری هم باشد.مرد همیشه در صحنه مجلس شورای اسلامی 54 سال دارد واز27 سال پیش،همیشه تاثیرگذاری خاصی برجریان سیاسی گروه موسوم به راست واصولگراها،داشته است.البته "محمد رضا باهنر"این روزها،بیشتر از هرزمانی،تاثیر گذاراست .او 54 ساله است وبیشتر از 20 سال ازاین زمان را درمجلس شورای اسلامی گذرانده است. عمر فعالیت های سیاسی او به 30 سال پیش برمی گردد وازآن زمان، او همواره در رایزنی ولابی گری استاد بی بدیلی بوده است. اغراق نیست اگر اورا لیدر اصلی جریان راست بدانیم.
گفتوگو با دكتر «موسی غنینژاد» در مورد «اندیشه نهادگرایی» بازتاب زیادی در محافل اقتصادی و دانشگاهی داشت. طبیعی و قابل پیشبینی بود كه این گفتوگو پاسخهایی هم داشته باشد ازجمله نگارش مقالهای تحت عنوان «آیا نهاد گرایی فقط لباس چپ جديد ايراني است؟» كه به قلم «علی نصیری اقدم» در روزنامه كیهان منتشر شد. همزمان، دكتر «احمد میدری» استاد دانشكده اقتصاد علامه طباطبایی، هم برای انجام گفتوگویی اعلام آمادگی كرد تا برخلاف آقایغنینژاد كه به نهادگرایان ایرانی تاخته بود، از اندیشه نهادگرایان ایرانی دفاع كند.«احمد ميدري» ليسانس اقتصاد نظري را از دانشگاه شيراز گرفته، دورههاي فوقليسانس و دكترا را در دانشگاه تهران گذرانده و در دانشگاههاي مختلف هم تدريس داشته است. او در مركز تحقيقات استراتژيك، وزارت اقتصاد و مركز پژوهشهاي مجلس محقق و مشاور و در مجلس ششم هم نماينده مردم آبادان بوده است. «ميدري» به گفته خودش، بر سه حوزه اقتصاد نهادگرايي متمركز است. نخست «حكمراني يا حاكميت شركتي» كه رساله دكتري او بر همین اساس نوشته شده است. دوم «توانمندسازي دولت يا حكمراني خوب» كه كتابي تحت همين عنوان منتشر كرده است و در نهایت «بازار خوب و بد» كه موضوع تازه مورد علاقه او به شمار ميرود.
گفت وگوی پیش رو در زمینه کارت های اعتباری وماهیت شرعی آن است.
....بعضى ها نقطه آغازين کارت های اعتباری را همان " بن"هاى اعتبارى ميدانند كه شركت "نساجى انگلستان" بين كاركنان خود توزيع كرد .آن روزها كاركنان شرکت نساجی انگلستان، با استفاده از "بن" از مراكز تجارى طرف قرارداد خريد ميكردند. شركت، بهاى كالاهاى خريدارى شده را ميپرداخت ، بعد به صورت قسطی از حقوق كاركنان کم ميكرد .
این یک روایت از تاریخچه کارت های اعتباری است. اما بعضی دیگر از تاریخ نگاران اقتصادی، ابداع كارت هاى اعتبارى را به فردى به نام" جان سيبگينز" كارشناس اعتبارى مصرفى بانك نيويورك نسبت ميدهند. طرح اوليه او كه تحت عنوان «CHARGE IT» در سال 1946 مطرح شد،برای خريدهاى كوچك از فروشگاه های محلی مورد استفاده قرارگرفت.ازاین طرح خیلی استقبال شد. همین طرح باعث شد تا ساير بانكهای آمریکایی هم طرحهاى مشابهی را مورد بررسى اوليه قرار دهند...
گفت وگو با "عباس موسویان" درمورد کارت های اعتباری درایران.
قاچاقچیان بیشترازدولت خاویار صادرمی کنند
"شعبانعلی نظامي" 50ساله است و دكتراي هيدروبيولوژي از مجارستان دارد.
او شش ماه پیش درگفت وگوی مفصلی که درهمین صفحه منتشر شد،ازتشدید بحران در تالاب های ایران خبر داد وحالا می خواهد زنگ خطر خاویار ایران را به صدا درآورد.دکتر نظامی می گوید" در سال 84 ما فقط 18تن خاويار از درياي خزر برداشت كرديم. ما تنها كشوري هستيم كه مجوز صادرات 44تن خاويار را داريم".
ودرادامه می گوید"... معادل صيد خاويار، قاچاق خاويار صورت ميگيرد. يعني در حدود همان 18تن قاچاق خاويار وجود داشته است.بعضی ها می گویند سهم قاچاقچیان حتی بیشترازدولت است"
آقای نظامی معتقد است" پرورش ماهيان خاوياري بايد بيست سال قبل شروع ميشد. اما در اين زمينه فقط شعار داده شد و عملي صورت نگرفت، زمان زيادي را از دست داديم. در كشور آلمان در يك سالن يازده تن خاويار توليد و صادر شده بود. اما ما در هزار كيلومتر خط ساحلي 18تن توليد كرديم. آلمانيها براي توسعه در حال ساخت يك سالن ديگر بودند تا ظرفيت توليد را به 36تن افزايش دهند. از نقطهنظر پرورش ما در نقطه صفر هستيم"
ودرنهایت خبر از تمایل آلمانی ها برای سرمایه گذاری درخاویار ایران می دهد" آلمانيها متقاضي هستند تا در ايران دست به پرورش ماهي خاوياري بزنند زيرا ميدانند كه خاويار توليد شده در ايران را ميتواند با چند برابر قيمت خاويار توليدي در آلمان به فروش برساند"
با یاد آوری این نکته که دکتر نظامی سال گذشته در اوگاندا برنده جايزه ای زيست محيطي از سازمانملل شد، شمارا به خواندن این گفت وگو دعوت می کنم.
داخلی ایران (GDP) است.
این آقا،پدرخوانده یک تراست خانوادگی است که سهام بیش از84 شرکت را درپرتفوی دارد.این پرتفوی، دومیلیارد دلار دارایی می ارزد.
دربورس همه اورا می شناسند.او قبله آمال خیلی از سهامدارن است.رسیدن به دارایی افسانه ای او،برای خیلی ها آرزویی دست نیافتنی به شمار می رود.
نمی خواهم به صراحت ازاو نام ببرم اما اگر اشاره کنم که او مالک شرکت هایی هم چون"آرتاویل تایر"،"مهرام"،شیمیایی رازی (تولید کننده چسب رازی)" ، "مینو" سرمایه گذاری ملت" وده ها شرکت کوچک وبزرگ دیگر است،حتما می فهمید منظورم کدام سرمایه گذارمعروف است.
بله درست حدس زدید.او "رسول تقی گنجی" است.
سه سال پیش،او با خرید سهام شرکت سرمایه گذاری بانک ملت،درمیان رادیو وتلویزیون های لس آنجلسی شهرتی به هم زد.
"شهرام همایون" مدیر شبکه سیاسی کانال یک، چندین برنامه علیه گنجی پخش کرد وسعی کرد القا کند که او(گنجی) یکی از میلیاردرهایی است که مشاور سرمایه گذاری چند چهره معروف سیاسی کشور است.
"بنیاد الزهرا" نام اورا به چند چهره معروف جمهوری اسلامی پیوند زد وباعث شد نام "رسول تقی گنجی" خیلی بیش تر از ارزش پرتفویی که داشت،درگیر حاشیه میلیاردرها شود.
درگفت وگوی سه ساعته ای که با اوانجام داده ام،خیلی از حرف وحدیث های اطراف اورا بازخوانی کرده ام.اگر بلای آسمانی برسر این مصاحبه نازل نشود،مطمئن باشید یکی از جنجالی ترین مصاحبه هایی است که تا حالا خوانده اید.

"سیدعباس موسویان" یکی از روحانیونی است که هم اقتصاد خوانده وهم در حوزه علمیه قم تلمذ کرده است.او این روزها درحال رفت وآمد مداوم میان حوزه و محافل اقتصادی است تا مدیران ومحققان را به تجدید نظر وبازنگری قانون بانکداری بدون ربا،تشویق کند.
"موسویان " ساکن قم است وروزهای چهارشنبه به تهران می آید تا درجلسه های مهم معاونت اقتصادی وزارت اموراقتصادی شرکت کند.احتمالا یکی ازمهم ترین بحث های دردستور کاراین معاونت،تحقیق درمورد اقتصاد اسلامی است.شاید به همین دلیل است که "سید عباس موسویان" ازما می خواهد برای انجام گفت وگو به معاونت اقتصادی وزارت اموراقتصادی ودارایی،در میدان احتشامیه برویم.
"سيد عباس موسويان" دکتر اي فقه اقتصادي دارد ودرحال حاضر به عنوان مدير گروه اقتصاد پژوهشگاه فرهنگ وانديشه اسلامي فعالیت می کند.او اهل تبريز است وتحصیلات حوزوی اش را درحوزه علميه قم به پایان رسانده ودرعین حال در دانشگاه شهید بهشتي تهران، مدرک کارشناسی و دردانشگاه مفيد، مدرک کارشناسی ارشد گرفته است."موسویان"همچنین درحوزه علمیه قم فقه اقتصادي خوانده است.
او 46 سال دارد وساکن قم است.ازاین محقق حوزه واقتصاد، آثاری در مورد بانکداري اسلامي وابزارهای مدرن مالی خوانده ایم.درعین حال او درحال نگارش کتابی است درزمینه بازار سرمايه اسلامي که به بررسي ابزارهاي معاملاتي از ديدگاه فقهي مي پردازد."سید عباس موسویان" درمجله اقتصاد اسلامي هم مقاله های زیادی منتشر کرده است.
پس از تغییرات جنجالی اواخرسال گذشته دراتاق تهران که منجربه آمدن "دکترمحمد نهاوندیان"به این اتاق شد، محمد مهدی راسخ به سمت دبیر کلی اتاق تهران منصوب شد.اوفارغ التحصیل رشته مهندسی صنایع دانشگاه صنعتی امیر کبیراست وپیش ازاین عضو کمیته حمل و نقل کشور،مدیریت شرکتهای ملی شده و تحت پوشش وزارت بازرگانی ،عضو هیات مدیره شرکت فروشگاههای بزرگ زنجیره ای قدس و مشاور وزیر بازرگانی و رئیس هیات مدیره و مدیر عامل سازمان قند و شکر کشوربوده است .
قرار گرفتن او درکنار "محمد نهاوندیان"که برخی،اورا پدر تجارت الکترونیکی ایران می دانند،این انتظار رابه وجود آورده است که مدیریت جدید اتاق تهران،بتواند بسترلازم برای تجارت مدرن درایران را فراهم کند.
به همین دلیل محور عمده برنامه های مدیران جدید اتاق تهران،بر اساس ابزارهای اینترنتی شکل گرفته است."راسخ" می گوید:کارت بازرگانی اعضای اتاق تهران 48 ساعته تمدید ویا صادرمی شود ومتقاضیان می توانند ازطریق اینترنت وبدون نیاز به حضورفیزیکی،از اتاق تهران خدمات دریافت کنند.
خاتمی دیگر در آکادمی المپیک ورزش نمی کند
مهرعلیزاده فکر می کند هنوز مالک سالن ورزشی آکادمی المپیک است
بعد از انتشار مطلبی در مورد ورزش کردن آقای خاتمی در سالن آکادمی المپیک که سروصدای زیادی در اینترنت به پا کرد،امروز یک نفر از سازمان تربیت بدنی با من تماس گرفت واز لغو برنامه هایی خبر داد که آقای خاتمی در بهترین ساعات ممکن،برای ورزش ونرمش شخصی خود تنظیم کرده بود.ظاهرا رییس جمهور سابق اعلام کرده است که دیگر در سالن آکادمی المپیک ورزش نخواهد کرد تا مانع تمرین حرفه ای ورزشکاران در بهترین ساعت های ممکن ( 3 بعدازظهرتا 9 شب) نشود.
این موضوع را امیررضا خادم هم در وبلاگ شخصی اش تایید کرده والبته یک کارمند سازمان تربیت بدنی هم در بخش پیام های وبلاگ امیررضا خادم انصراف آقای خاتمی از ورزش کردن در آکادمی المپیک را تایید کرده است.
پیش ازاین آقای خادم گفته بود: سالن بدن سازی آکادمی المپیک سه روز درهفته، دربهترین ساعات ممکن( 3بعداز ظهر تا 9شب) دراختیار محمد خاتمی ومحسن مهر علیزاده وچند چهره سیاسی دیگر است.
به گفته خادم، سیاست مداران ایران علاقه ندارند با لباس ورزشی درمنظر عمومی ظاهر شوند به همین دلیل سالن های بزرگ را به صورت انحصاری دراختیار می گیرند والبته مانع حضور ورزشکاران واقعی دربهترین ساعت های ممکن برای تمرین، می شوند.
روزی که این موضوع را در"بلاگ نوشته های من"عنوان کردم فکر نمی کردم آن قدر سروصدا کند که جنجال رسانه ای آن باعث لغو انحصار از یک سالن ورزشی شود اما امروز خوشحال هستم که طرح موضوع ،با منش وبزرگواری آقای خاتمی منجر به لغو انحصارسالن آکادمی ملی المپیک شده است.
خاتمی درجریان انتشار این خبر،به گونه ای مخصوص که فقط در خود او سراغ داریم (یعنی با فروتنی) اعلام کرده است که دیگر مزاحم تمرین حرفه ای ورزشکاران نخواهد شد اما پی گیری های من نشان می دهد محسن مهرعلیزاده رییس سازمان تربیت بدنی در دولت آقای خاتمی، چنین تصمیمی نگرفته وظاهرا احساس می کند هنوز مالک سالن ورزشی آکادمی المپیک است.
فکر که می کنم،می بینم دقیقا امیررضا خادم وخیلی های دیگرکه نگران آقای خاتمی هستند،فهمیده اند که چه فاصله عمیقی از نظر اخلاقی میان ایشان و|آدم هایی مثل محسن مهرعلیزاده وجود دارد که با وجود اختلاف دیدگاه سیاسی، به خاتمی احترام می گذارند اما به برخی نزدیکان او نه.
درعین حال فکر می کنم این روزها امیررضای عزیز به اندازه کافی اذیت شده است که دروبلاگ خود به دلجویی از رییس جمهور سابق پرداخته است.
بدون هیچ حرف اضافه دیگری ازشما دعوت می کنم به گفت وگوی امیررضا خادم عزیز توجه کنید.
این گفتوگو نیاز به هیچ مقدمهای ندارد.
چرا که هم دکتر موسی غنینژاد را میشناسیم و هم اندیشههای او را. او یکی از منتقدین جدی شاخههای تفکر اقتصاد دولتی است و در مقابل به شدت از اقتصاد رقابتی طرفداری ميکند.موسی غنینژاد اگر چه دانش آموخته فرانسه چپگرای سالهای 1978 تا 1982 است اما در اقتصاد، تفکر لیبرالیستی دارد. موسی غنینژاد اتفاقا در آن سالها به اندیشه مارکس علاقه داشت اما زمانی که برای تز دکترا روی «نظریه ارزش کار» مارکس، تحقیق ميکرد متوجه ایرادهایی شد که بازگشت او از اندیشه مارکسیستی را رقم زد. در این گفتوگو سعی کردهایم، ضمن بازخوانی پرونده تفکر نهادگرایی درمیان اقتصاددانان، درمورد نحوه شکلگیری نسخه ایرانی این تفکر در ایران هم با آقای غنینژاد بحث کنیم. با این توضیح که سلسله گفتوگوهای «روزنامه دنیای اقتصاد» درمورد تبارشناسی اندیشه اقتصادی در میان اقتصاددانان ایرانی، ادامه خواهد یافت، از شما دعوت ميکنیم به این گفتوگو توجه کنید. شاید اگر دیگر اقتصاددانان ایرانی هم با ما همراهی کنند، بتوانیم هفتهای یک گفتوگو درمورد سیر اندیشه اقتصادی در ایران تهیه و منتشر کنیم.