دامنه تغییرات دردولت نهم هرروز گسترده وگسترده تر می شود.اگر محمد رضا اسکندری،وزیر جهادکشاورزی را ازاین دایره بیرون ببینیم،مسعود میرکاظمی آخرین وزیراقتصادی بازمانده از تیم اصلی دولت است.میرکاظمی دوست سال های دور محموداحمدی نژاد است که درواپسین روزهای عمر مجلس هفتم زیر تیغ استیضاح می رود. درپرونده ویژه شماره 46 "شهروند امروز" گفت وگویی با مسعود میرکاظمی وزیر بازرگانی دولت نهم انجام شده است.

نهاين كه خروج هشتمين يا نهمين وزير از دولت نهم خبر عجيب و ناراحتكنندهاي باشد كه در طول يكي دو سال گذشته بسيار از اين خروجها ديدهايم اما آنچه طرفداران بخش خصوصي را ناراحت ميكند، خروج آخرين اقتصاددان طرفدار اقتصاد آزاد از كابينه است.داوود دانشجعفري را در هيچ شرايطي نميتوانيم از مهمترين وقايع اقتصاد ايران در سالهاي اخير حذف كنيم چراكه او بيشترين نقش را در بازنگري و ابلاغ سياستهاي جديد اصل 44 قانون اساسي ايفا كرده است. شايد از بخت بد بخش خصوصي بود كه ابلاغيه اصل 44 در اوج دولتي ابلاغ شد كه اصولا اعتقادي به سرمايهگذاري و توسعه بخش خصوصي ندارد در غير اين صورت، اگر اين ابلاغيه در دولتي غير از دولت نهم ابلاغ ميشد، شايد شاهد بسط و توسعه اقتصاد رقابتي بوديم.
آنچه نوشتن از داوود دانشجعفري را دشوار ميكند شخصيت آرام و بسيار قابل احترام اوست كه جايگاهش را از حد و اندازههاي مديري سياسي به پايينترين حد تنزل ميدهد.در خوبانديشي وزير اقتصاد دولت نهم هيچكس شك ندارد اما ميگويند او در مواجهه با تصميمات خلقالساعه وطرحهاي غيرفني و غيراقتصادي و اظهارنظرهاي غيراقتصادي مديران دولت اصولگرا سكوت كرده است.كسي چه ميداند شايد داوود دانشجعفري كه بزرگترين اندوختهاش از 5 سال حضور در سرزمين 72 ملت، تقويت روحيه تفاهم بوده، ترجيح داده است تا مسائل دروني دولت را به بيرون نكشد، اگرنه همان پوشههاي بزرگي كه وزير معزول يا مستعفي اقتصادي و دارايي دولت نهم، قصد دارد به آرشيو شخصياش منتقل كند، ميتواند شكوائيهها و گلايههاي او از دولت نهم باشد.اين گفتوگو يك ساعت پيش از وداع غريبانه دانشجعفري با ساختمان بابهمايون انجام شده است؛ ساختماني كه بايد ديد وزير آيندهاش تا چه اندازه با برنامههاي خلقالساعه و بداههنوازيهاي دولت متبوعش همراه خواهد بود.
فرهاد رهبر كه خروجي پرسروصدا از سازمان مديريت و
برنامه ريزي داشت،با سروصداي زياد به دانشگاه تهران آمد تا جاي تنها رئيس روحاني تاريخ دانشگاه تهران را بگيرد.
او يك هفته پس از حضور دردانشگاه تهران،درنشستي مطبوعاتي رودرروي خبرنگاران قرار گرفت ودر مورد دليل پذيرش پست رياست دانشگاه تهران كه ردهاي پايينتر از پست قبلي او دارد، بيپرده گفت «چه كسي گفته است پست رياست دانشگاه تهران كمتراز رياست سازمان مديريت وبرنامهريزي است؟هركسي ميتواند وزير علوم شود اما هركسي نميتواند رئيس دانشگاه تهران باشد.»اظهارات فرهاد رهبر كه اين روزها روزه سكوت 15 ماههاش را شكسته است،نشان ميدهد رئيس جديد دانشگاه تهران دردومين مرحله از تجربه مديريتياش در دولت نهم، با كسي تعارف ندارد حتي با وزيرعلوم.فرهاد رهبر كه پيش ازاين درپستهايي نظير معاونت اطلاعات اقتصادي وزارت اطلاعات و رياست سازمان مديريت وبرنامهريزي فعاليت داشته، به سياسيترين دانشگاه ايران پا گذاشته است.دانشگاه تهران با تمام حاشيهها وجنجالهايش ميتواند عرصه تازهاي براي محك توان مديريتي اقتصادداني باشد كه زماني وظيفه مبارزه با مفاسد اقتصادي را عهدهداربود وزماني ديگر قصد داشت بودجه را عملياتي كند.قرار گفت وگو،دوبار تغيير ميكند ودرنهايت رئيس جديد دانشگاه تهران درشامگاه روزدهم اسفندماه،با اين شرط كه پرسشها به موضوع استعفايش از سازمان مديريت ختم نشود،تن به گفتوگو ميدهد.فرهاد رهبركه درابتداي تشكيل دولت نهم دردسته نزديكان رئيس دولت قرار داشت،به دليل اختلافاتي كه با محمود احمدينژاد پيدا كرد،با نوشتن نامهاي انتفادي،از پست رياست سازمان مديريت وبرنامهريزي استعفا كرد.استعفاي او كه انعكاس زيادي دررسانهها داشت،منجربه گسترش دامنه انتقاد ازدولت شد.با وجود قولي كه به رئيس دانشگاه تهران ميدهم،اورا راضي به گفت وگو درمورد دو مقطع حساس مديريتياش ميكنم ودرپايان از او قول ميگيرم فرصتي دراختيار ديگر همكارانم قرار دهد تا با او درمورد برنامههايش براي اداره دانشگاه تهران گفتوگو كنند.فرهاد رهبركه دربدو پذيرش پست مديريتي دانشگاه تهران،به سوگ مادرنشست،هنوز لباس عزا به تن دارد.
نمایی از کارون ۳-نگینی که حبیب الله بیطرف دلبسته آن است

"حبيب الله بيطرف" رادراتاقي ملاقات مي كنيم كه آدرس آن درراهنماي طبقات ساختمان مديريت پژوهشكده نيرو ديده نمي شود.اتاقي درگوشه اي از طبقه همكف ساختمان كه تابلويي هم برآن آويزان نيست.وزيرنيروي دولت اصلاحات كه به نظرمي رسد بيشتروقتش را صرف پژوهش دراموربرق كرده است،باهمان حرارت هميشگي از عملكردخود ودولت خاتمي دفاع مي كند.به سختي اوراحاضربه صحبت مي كنيم اما درطول مدت گفت وگو،اجازه ورود به خيلي از مسايل روزصنعت برق را نمي دهد.درگوشه اي ازاتاق خلوت وزيرنيروي دولت اصلاحات،تصويري از سد ونيروگاه كارون 3ديده مي شود.سدي كه "نگين" خوزستان نام دارد و حبيب الله بيطرف،زماني مجري آن بوده والبته هم چنان دلبسته آن است.وزيرنيروي دولت هاي هفتم وهشتم،بدون اغراق، كارنامه غرورآميزي به يادگارگذاشته است.به بهانه مرورمشكلات فعلي صنعت برق به ديداراو مي رويم اماكارنامه اورنيزمرورمي كنيم.
طهماسب مظاهري پس ازاين كه به رياست بانك مركزي منصوب شد،به واسطه شناختي كه ازحسين قضاوي داشت،اورابه قائم مقامي خود برگزيد.مظاهري قائم مقام كنوني اش را از ساختمان باب همايون مي شناسد.جايي كه حسين قضاوي مديريت دفتر پاسخگويي ونظارت وزارت اموراقتصادي ودارايي را عهده گرفت ورابطه نزديكي با وزير برقراركرد.اين نزديكي تا آن جا ادامه يافت كه طهماسب مظاهري قائم مقامي داوود دانش جعفري دروزارت اقتصاد دولت نهم را رها كرد وبه بانك توسعه صادرات رفت.قضاوي اين بارنيز همكاري با طهماسب مظاهري را ردنكرد وبه عنوان عضو هيات مديره به اين بانك رفت.
زماني كه طهماسب مظاهري از بانك كوچك توسعه صادرات،به بانك مركزي نقل مكان كرد، حسين قضاوي اين شانس را پيداكرد كه پس ازرييس،نفردوم ساختمان معروف خيابان ميرداماد باشد.
او اقتصاد خوانده وآن گونه كه سايت بانك مركزي درمعرفي او عنوان كرده است،تزدكتراي او درزمينه "ارزیابی اثر سیاستهای پولی بر چرخه های تجاری در راستای استحكام امنیت ملی" بوده است.
راست گرايي دراردوگاه چپ ها

محسن صفاييفراهاني نهتنها يك چهره ورزشي، بلكه توامان يك مدير اقتصادي و يك فعال سياسي است. به همين علت است كه او ناگهان كشف ميشود و قابليتهاي خود را در هر مجموعهاي كه قرار ميدهد، نشان ميدهد. در ايران امروز، كمتر كسي را ميتوان چنين يافت كه نهتنها در بطن حوادث ورزشي، بلكه در كوران حوادث سياسي و نيز اقتصاد بيمار خوش بدرخشد و صفاييفراهاني چنين است. تمام مديران اقتصادي از او به نيكي ياد ميكنند، فوتباليستها حسرت بازگشت او به فدراسيون را دارند و سياسيون زماني در تدارك آن بودند كه او را شهردار تهران كنند. اكنون او سوداي هيچ منصبي را ندارد. ميگويد نه در انتخابات مجلس شركت ميكنم، نه ديگر به دولت بازميگردم و نه به فوتبال.
بناي شهروند امروز در گفتوگو با او، اين بود كه نهتنها به خاطر مباحث روز ورزش، بلكه بهوجوه اقتصادي و سياسي او نيز بپردازد و پيدا و پنهان اين چهره را واكاوي كند.دراين گفت وگو به جزمن،اكبرمنتجبي وسيامك رحماني هم حضورداشتند.
***
ديدن مرد 86 ساله اي كه دوسال پيش به دليل سال ها مطالعه وتحقيق درمورد نظريه بازي ها موفق به دريافت نوبل اقتصاد شد،به يادماندني وغرورآميزبود.يك روز پس از سخنراني رسمي اش دردانشگاه صنعتي شريف، اورا سرساعت چهاربه اتاقي شيك وتميز راهنمايي كردند تا به چند پرسش كوتاه پاسخ دهد.پاسخي كه حتي درقالب 30دقيقه زمان،براي او دشواربه نظرمي رسيد.پس از30 دقیقه گفت وگو با برنده نوبل اقتصاد درسال 2005،با درک این موضوع که استاد 86 ساله اقتصاد خسته است ورمقی برای ادامه بحث ندارد،اورابا انبوهی از پرسش های طرح نشده ترک می کنیم.
سيداحمد ميرمطهري را در بازار سرمايه همه ميشناسند؛ مردي كه حدود شش سال عهدهدار مسووليت بورس اوراق بهادار تهران بود و پس از آن حدود يك سال هم در سازمان خصوصيسازي حضور داشت.
ميرمطهري كه در 7 سال حضورش در بازار سرمايه به «پدرخوانده» معروف بود، اتهام محافظهكاري منتقدان را به مثابه يك تعريف شيرين ميپذيرد و ميگويد: «اگر محافظهكاري من شفافيت و سلامتي بازار را تضمين كرده است، اجازه بدهيد هميشه محافظهكار بمانم.»
دوسال پیش زمانی که نخستین بودجه دست ساز دولت نهم برای بررسی به مجلس ارایه شده یود،برای بررسی عواقب این بودجه،سراغ دکتر نیلی رفتم.
او درمورد احتمال رشد نقدینگی دردولت نهم هشدارداد وگفت: به زودی تاوان سنگینی برای بودجه انبساطی دولت خواهیم پرداخت.
هفته گذشته نیز زمانی که با او گفت وگو می کردم، من را یاد اظهارات دوسال پیش انداخت وگفت: هنوز شرایط تغییری نکرده وبازهم رشد نقدینگی وتورم اقتصاد ایران را تهدید می کند.
درهرصورت درپرونده این هفته شهروند امروز سراغ دکتر مسعود نیلی رفته ایم واسحاق جهانگیری وغلامرضا تاجگردون.
گفت وگو با مسعود نیلی پیش روی شماست:
درشماره جديد "شهروند امروز "به نقدشيوه ابداعي دولت نهم براي بودجه نويسي پرداخته شده است.
دراين پرونده ويژه، گفت وگوهايي با سه رييس سازمان مديريت وبرنامه ريزي دولت هاي محمد خاتمي يعني محمد علي نجفي،محمد ستاري فر وحميدرضا برادران شركا داشته ايم.
سه رييس سابق سازمان مديريت وبرنامه ريزي،دولت نهم را به دليل عقب گرد تاريخي درشيوه بودجه نويسي به شدت مورد انتقاد قرار داده اند.نجفي از بازگشت بودجه نويسي به شيوه هاي مرسوم درغهد قاجار ياد كرده،ستاري فر آن را بازگشت تاريخي اعلام كرده وبرادران شركا نيز آن را بودجه پارتيزاني خوانده است.

هربار كه بحث تغيير رييس كل بانك مركزي مطرح مي شود، نام طهماسب مظاهري به عنوان نخستين گزينه براي جايگزيني رييس كل، درصفحه اول روزنامه ها مي نشيند.اين سناريو چندسال است كه تكرار شده اما هربار پررنگ تراز قبل، دوباره مطرح مي شود.
طهماسب مظاهري كه درسال هاي پاياني دولت محمد خاتمي، مشاور اقتصادي رييس جمهوربود، با تشكيل دولت دوم اصلاحات، دركسوت وزير اموراقتصادي ودارايي، به كابينه راه يافت. مظاهري حدود دوسال در كابينه دوام آورد اما هيچ كس نفهميد به چه دليل ازسوي محمد خاتمي كنارگذاشته شد تا سيد صفدر حسيني جاي اورا بگيرد. با تشكيل دولت محمود احمدي نژاد، ازطهماسب مظاهري به عنوان يكي ازگزينه هاي ورود به كابينه ياد مي شد اما سهم او از دولت نهم، قايم مقامي وزارت اموراقتصادي ودارايي بود كه پس ازمدتي، بنابه دلايلي نامعلوم، به پايان رسيد. مظاهري بااين حال ازپست قايم مقامي داوود دانش جعفري، به مديرعاملي بانك توسعه صادرات رضايت داد تا نامش هميشه درفهرست ذخيره هاي دولت احمدي نژاد باقي بماند. اكنون كه دوسال از عمردولت نهم مي گذرد، طهماسب مظاهري مطرح ترين گزينه براي رياست بانك مركزي است.
منبع: شهروند امروز
ايرج جمشيدي اين روزها مشغول بازگشايي روزنامه 
توقيفشده آسياست. آسياي او تاكنون 3 بار توقيف شده
و اگر دوباره روي پيشخوان روزنامهفروشيها قرار گيرد،
براي سومين بار رفع توقيف شده است.نام ايرج جمشيدي، در 3 دوره مطرح شده است. نخستين بار نام او همراه با 11 نفر ديگر به اتهام طراحي نقشه ترور وليعهد در صفحه اول روزنامهها قرار گرفت؛ جرياني كه با اعدام خسرو گلسرخي و كرامت دانشيان به پايان رسيد.دومين بار زماني نام ايرج جمشيدي سر زبانها افتاد كه او سردبير روزنامه ابرار اقتصادي بود و با رسانههاي خارجي، بسيار ارتباط داشت. زماني كه ايرج جمشيدي با حكم محمد صفيزاده، مديرمسوول نشريات ابرار از سردبيري ابرار اقتصادي كنار گذاشته شد، نام او دوباره سر زبانها افتاد. اما در سومين دوره، نام ايرج جمشيدي بيشتر درخشيد زماني كه او روزنامهاي اقتصادي با عنوان «آسيا» را وارد بازار مطبوعات كرد. آسياي ايرج جمشيدي آن روزها در حوزه اقتصاد، جنجالي بود و پرسروصدا تا اينكه چاپ عكسي از «مريم رجوي» نوار تكتازيهاي آسيا را قيچي كرد.جمشيدي پس از آن، مدتي را در زندان سپري كرد تا اينكه هم حكم آزادي او صادر شد و هم حكم آسيا.
بازگشايي مجدد آسيا چندان پرفروغ نبود، هرچند كه ايرج جمشيدي تلاش ميكرد آسياي دور دوم را پرفروغتر از دور اول منتشر كند.
آسياي دور دوم، هيچگاه در حد و اندازههاي آسياي اول نبود اما چاپ عكسي از يك مانكن معروف، لااقل از نظر فرجام، آسياي دور اول و دور دوم را به هم گره زد.به بهانه انتشار مجدد آسيا، به سراغ ايرج جمشيدي ميرويم، اما ناخودآگاه از انتشار مجدد آن حرف نميزنيم. از جريان معروف بهمنماه 1352 با هم گپ ميزنيم. ايرج جمشيدي در طول اين سالها هرگز آدم خاموشي نبوده اما همواره در مورد قضاياي سال 1352 سكوت كرده است. گفتوگوي زير گزيدهاي از دو ساعت همصبحتي با ايرج جمشيدي است؛ مردي كه با روزنامهنگار چپگراي دهه 50 خيلي فاصله گرفته است.
شايد دور از تصور باشد كه يك اقتصاددان با تخصص اقتصادسنجي، اهل ذكر و سماع و عرفان باشد. اما «بيژن بيدآباد» اينگونه است. او شبها ذكر ميگويد و رياضت ميكشد و روزها جدول ميچيند و نمودار ميكشد.زماني كه با او تماس ميگيريم تا زمان گفتوگو را تنظيم كنيم، قرار را ساعت چهار صبح تنظيم ميكند اما بعد از اينكه واكنشما را ميبيند، وعده ديدار را به ساعت هشت صبح منتقل ميكند.
بيدآباد در فاز يك شهرك غرب زندگي ميكند. اتاق او بيشتر به حجره يك درويش شباهت دارد و كمتر از كتابهاي علم اقتصاد در آن ميشود پيدا كرد. در عوض كتابهايي از تصوف، تفسيرهاي مختلف اشعار مولانا، ديوانهاي اشعار كلاسيك ايراني و كتابهايي در زمينه بودا و بودائيسم راميشود در كتابخانه او پيدا كرد.با ظرف كوچكي از كشمش و دو فنجان چاي سرد از ما پذيرايي ميكند تا دو ساعت پاي صحبتهاي او بنشينيم. بيژن بيدآباد متولد 1338 در تهران است. او در رشته علوم سياسي دانشگاه تهران فارغالتحصيل شده اما مدرك فوقليسانس خود را در رشته اقتصاد با تخصص برنامهريزي و توسعه اقتصادي از دانشگاه شيراز دريافت كرده است.بيژن بيدآباد نخستين فارغالتحصيل مقطع دكترا از دانشگاه آزاد اسلامي است. او در اين گفتوگو به صورت مفصل از عقيم ماندن بزرگترين پروژه اقتصادسنجي ايران سخن گفته و براي نخستينبار پشت پرده آن را نمايان كرده است.
از ميان اقتصاددانان ايراني، هستند كساني كه در گذر زمان، تغيير مكتب دادهاند.
اگر چپگرا بودهاند، به انديشه راست غلتيدهاند و اگر از دل راست بيرون آمدهاند، زماني كه بر مسند اجرا نشستهاند، يا برنامهنويسي كردهاند، كاملا به چپ متمايل شدهاند. «دكتر موسي غنينژاد اهري» هيچگاه تختهسياه، گچ، مباحثه، نقد را ترك نكرده، اما در ميانه راه، به تحقيق دريافته است كه بايد سازي ديگر كوك كند. او كه تحتتاثير فضاي چپگراي دهههاي 40 و 50، انديشههاي ماركسيستي داشته، در فرانسه چپزده آن سالها راهي ديگر برميگزيند و به انديشههاي ماركسيستي پشت ميكند.
او اكنون يكي از سرشناسترين پرچمداران اقتصاد نئوكلاسيك در ايران است؛ مكتبي كه اين روزها به دليل عملكرد نامناسب دولتهاي مداخلهگر و تمركزگرا، مورد توجه مديران ارشد و برنامهنويسان جمهوري اسلامي قرار گرفته است.
در حالي كه بر تعداد طرفداران اقتصاد نئوكلاسيك در ايران هر روز افزوده ميشود، دكتر غنينژاد به مزاح ميگويد: «روزي ما را در انتهاي صف، به جرم سوسياليست بودن تيرباران خواهند كرد.»
گفت وگوی قبلی من با دکتر غنی نژاد: چپها در لباس نهادگرا
منبع: هم میهن
یك تصادف كوچك، در يكي از خيابانهاي فرعي «وكيلآباد» مشهد باعث ميشود تا به يكي از شعبههاي بيمه پارسيان مراجعه كنيم. ارزياب شركت بيمه پس از معاينه خودرو ما پاي برگهاي را امضا ميكند. نام او آشناست: سيدرضا خيام هاشمي. حدس ميزنم بايد يكي از بازماندگان خانواده خيامي، بنيانگذاران «ايران ناسيونال» قديم يا «ايران خودرو» فعلي باشد. درست حدس ميزنم. او پسرعموي محمود و احمد خيامي، بنيانگذاران ايرانناسيونال است. قرار گفتوگو، همان روز بعدازظهر در پارك لاله مشهد گذاشته ميشود.
این گفت وگو در"هم میهن" منتشر شده است

كاهش نرخ سود تسهيلات بانكي ميتوانست خبر خوبي براي
اقتصاد ايران باشد، اما زماني كه رئيسجمهور در اقدامي غيرمنتظره،
پنج درصد از نرخ سود تسهيلات بانكهاي خصوصي و دو درصد
از نرخ سود تسهيلات بانكهاي دولتي را به صورت دستوري كاهش
داد، اين نگراني به وجود آمد كه محمود احمدينژاد وزارت
امور اقتصادي و دارايي و بانك مركزي را به «چرخ پنجم» تبديل
كرده است.اين موضوع كه وزير امور اقتصادي و دارايي و رئيس كل بانك مركزي در جريان حكم «محمود احمدينژاد» نبودهاند، حتي براي «سيدصفدر حسيني» كه زماني سكان وزارت امور اقتصادي و دارايي دولت هشتم را در دست داشته، غيرقابل باور و دور از انتظار است.
«دكتر حسيني» در حاشيه گفتوگوي كوتاهي كه با او انجام دادهايم، خيلي بيشتر از آنچه در ميان اظهارات رسمياش عنوان ميكند، به انتقاد از اقدام رئيسجمهور ميپردازد. اين گفتوگوي كوتاه، در لابي ساختماني انجام شده است كه وزير سابق امور اقتصادي و دارايي در طبقه دهم آن سكونت دارد.
قسمتی از گفت وگو:
در اوايل انقلاب يك حاكم شرع در يكي از مناطق كشور، حكمي صادر ميكند كه 150 ضربه شلاق به يك نفر زده شود. هنگام اجراي حكم، فرد موردنظر گفت جناب حاكم شرع، اجازه ميدهيد من سوالي از شما بپرسم و پس از اجازه حاكم گفت: شما يا شلاق نخوردهايد يا از عدد سردرنميآوريد...
این گفت وگو نخستین گفت وگوی من برای روزنامه هم میهن است.
چرا دومین مصوبه شورای انقلاب بعد از انحلال ساواک- انحلال کانون حسابداران بود؟
به سختی میشود روی میز کاربزرگ او، جایی برای گذاشتن آرنج، یا گذاشتن ضبط صوت
پیدا کرد. میز کار شلوغ او نشان از پرکاری موسسهاش دارد وزمانی این موضوع بیشتر آشکار میشود که پس از نیم ساعت گفتوگو، چندبار به ساعتاش نگاه میکند.«عباس هشی» اصفهانی است. خیلی نیازی نیست درمورد این موضوع تحقیق یا پرس وجو کنید. با وجود 40سال تهراننشینی، هنوز اصفهانی حرف میزند ومهم تر از همه اینکه، هنوز اصفهانی انتقاد میکند.آنها که او را میشناسند خوب به یاد دارند که او هیچ گاه آرام نبوده است. او با وجود شخصیت صلح طلبی که دارد، همیشه برای «اعتلای حرفه»اش میجنگد.«هشی» به جز مدیریت بر یک موسسه حسابرسی خصوصی، در دانشگاه شهید بهشتی هم تدریس میکند. البته او عضو همه تشکلهای حسابرسی و حسابداري به ثبت رسیده در کشور از جمله جامعه حسابداران رسمي است. براي اينكه بدانيد او هميشه روي مواضع خود پافشاري ميكند بايد بهاين نكته اشاره كنيم كه پس از 40 سال زندگي در تهران هنوز لهجه عباس هشي اصفهاني است.
چيزي به پايان دولت دوم هاشمي رفسنجاني باقينمانده است كه استادان دانشگاه شهيد بهشتي تصميم ميگيرند همايشي براي نقد برنامههاي توسعه ايران برگزار كنند.
اگرچه نام اين همايش، «اسلام و توسعه» است، اما در شرايطي كه كمتر از سه ماه تا انتخابات رياستجمهوري زمان باقي است، بياختيار به سراشيبي نقد سياستهاي اقتصادي دولت اكبر هاشمي رفسنجاني ميغلطد.افراد زيادي در همايش شركت كردهاند. از همه جناحها و گروهها. بنابراين همه پيشبيني ميكنند كه همايش جنجالي و پرسروصدا باشد، اما هيچكس نميتواند تصور كند كه از ميان «پانلنشينان» همايش، محمد خاتمي، راه خيابان پاستور را در پيش خواهد گرفت و حسين نمازي، راه خيابان بابهمايون را. در ميانههاي راه، همايش به جنجال كشيده ميشود. نقد سياستهاي اقتصادي هاشمي رفسنجاني آنقدر تنشزا ميشود كه از سوي نهادهاي امنيتي، حكم تعطيل همايش صادر ميشود، اما دكتر علياكبر عربمازار كه دبير آن همايش جنجالي است، به تنهايي مسووليت اداره آن را برعهده ميگيرد تا منتقدان سياستهاي اقتصادي اكبر هاشمي رفسنجاني بتوانند به كار خود ادامه دهند.بعدها علياكبر عربمازار، دبير همايش «اسلام و توسعه» راه سازمان امور مالياتي را در پيش ميگيرد تا حلقه استادان دانشكده اقتصاد دانشگاه شهيد بهشتي در دولت اول محمدخاتمي تكميل شود.
200 روز از ابلاغیه سیاست های اصل 44 توسط مقام معظم رهبری می گذرد ودراین مدت، مقامات دولتی می گویند؛ مشغول سیاست گذاری وبرنامه ریزی برای اجرای صحیح این ابلاغیه هستند.هفته گذشته سرانجام لایحه خصوصی سازی ، به عنوان یکی از مهم ترین گام های اجرایی دولت برای اجرای سیاست های اصل 44، به دولت رفت تا اندکی از فشار منتقدان دولت کاسته شود."دکتر محمد زاهدی وفا" معاون اقتصادی وزیر اموراقتصادی ودارایی، اگرچه، پیش از نهایی شدن لایحه خصوصی سازی ، با "دنیای اقتصاد" به گفت وگو نشسته است اما دراین نشست به طور مفصل، درمورد ویژگی های آن سخن گفته است. به گفته او، لایحه جامع خصوصی سازی دربرگیرنده چند سیاست راهبردی از جمله، مبارزه با انحصار، ضد تراست، وتنظیم کننده بازاراست.
معاون جوان
وزیر اموراقتصادی ودارایی در مورد
شائبه مخالفت دولت نهم
با خصوصی سازی
به شدت موضع می گیرد ومعتقداست " اگر اموراجرایی خصوصی سازی آرام به پیش
می رود، به معنای مخالفت دولت نیست،
ما تلاش داریم خصوصی سازی را دربستری
آرام ومطمئن به پیش ببریم "
با این توضیح که دکتر زاهدی وفا، رییس دانشکده اقتصاد دانشگاه امام صادق(ع) نیزهست، از شما دعوت می کنیم به این گفت وگو توجه کنید.
چهارمين گفتوگوي من با محققان اقتصاد اسلامي را پيش رو داريد.
اين گفتوگو برخلاف سه گفتوگوي قبلي، ماهيتي نظري دارد. بحث با تاريخچه و نحوه شكلگيري شالوده فكري «اقتصاد اسلامي» آغاز ميشود و با بررسي ديدگاههاي اسلام در مورد مفاهيمي همچون، ثروت، توليد، سرمايه، پول، ماليات و بازار به پايان ميرسد. رودرروي ما، «دكتر عيوضلو» قرار گرفته است. او به جز عضويت در هياتعلمي دانشگاه امامصادق(ع)، عضو هياتمديره انجمن اقتصاد اسلامي و بانك توسعه صادرات نيز هست. از «دكتر عيوضلو» كتابهايي با عنوان «عدالت و كارايي در تطبيق با نظام اقتصاد اسلامي»، «بررسي فقهي، اقتصادي امكان انتشار اوراق قرضه در اقتصاد ايران» و مجموعه ميزگردهاي «فلسفه اقتصاد اسلامي»، منتشر شده است.
برای خواندن این گفت وگو روی ادامه مطالب کلیک کنید.
درهمین زمینه بخوانید:
بازنگری قانون بانکداری بدون ربا در گفت وگو با عباس موسویان
ایرادهای شرعی کارت های اعتباری در گفت وگو با عباس موسویان
ایرادهای شرعی اوراق مشتقه در گفت وگو با مجید رضایی
نزدیک انتخابات که می شود،با اجازه ، بد جوری حالت استفراغ پیدا می کنم.اول از تبلیغات مزحرف تلویزیون دولتی برای بالابردن مشارکت مردم وبعد،از شعارهای پوپولیستی ومزخرف بعضی ها.امروز یکی از کاندیداها، درحوالی میدان هفتم تیر،برای جلب آرای مردمی، تخم مرغ پخش کرده است.یکی دیگر هم ،در کلنیک دندان پزشکی اش را رایگان به روی مردم باز کرده است.نمی دانم با این همه جمعیت، چرا یکی از کاندیداها، بروشور تنظیم خانواده یا کاندوم توزیع نمی کند؟
ازاین ها که بگذریم، باید بگویم خوشبختانه در مورد نیمی از کسانی که باید به آنها رای بدهم، به جمع بندی رسیده ام.
اول- دکتر نجفی که به قول خیلی ها، اندازه اش در حد ریاست جمهوری است.او عقل گرا است ومی تواند در هرترکیبی، وزنه کارشناسی گروه را بالاببرد.
دوم- خاله معصومه ابتکار که مثل همیشه طرفدار محیط زیست است.شاید اگر آدمی مثل او درشورای شهرباشد،دیگر کسی بهانه پیدا نکند که یک شبه،هفت هزار درخت را شهید کند.
سوم- مسجد جامعی .به این دلیل که میانه رو است واین روزها خیلی بیشتر ازتندروها، به درد اصلاحات می خورد.
شهاب- رفیق وهمکار ما.جوان وجویای نام.طرفدار نوسازی وبه هم ریختن.
پیروز حناچی- متخصص امورشهرسازی. پشت پرده عبدالعلی زاده ومهندس شهرساز.
سید کامل تقوی نژاد- دوسال پیش ،زمانی که معاون صفدر حسینی در وزارت اقتصاد بود، به خاطر چاپ یک خبر از من شکایت کرد اما درطول دادرسی ها، با او دوست شدم.اگر درمورد امورشهری هم مثل شکایتی که از من کرد، پی گیر باشد، تهران دیگر مشکلی نخواهد داشت.
واما از فهرست اصولگرایان:
رسول خادم- به خاطر رفتار معقول گذشته اش.
طلایی- جاه طلب است ، مثل خیلی از نظامی ها . اما عاقلانه رفتار می کند. تن به خشونت و سرکوب نمی دهد.
چمران- او هم آدم عاقلی است واهل دعوای سیاسی نیست.هرچند اصول گرای اصیلی است اما مگر اصول گراها، آدم نیستند؟
درمورد اصلاح طلبان اطمینان دارم که فهرست ام تکمیل است اما از گروه طرفداران قالیباف، یکی دونفر دیگر را انتخاب خواهم کرد.
تا یادم نرفته بگویم که، گفت وگوی متفاوتی با شهاب دارم که بد نیست ببینید.
دکتر محمد علی نجفی، 
یکی از چهرههای شاخص ائتلاف اصلاحطلبان است. فرهنگیان، نجفی را از وزارت آموزش و پرورش میشناسند و اقتصادیون هم دکتر نجفی را از سازمان مدیریت و برنامهریزی. او در دولت هاشمیرفسنجانی عهده دار اصلاح ساختار وزارت آموزش و پرورش بود و در دولت اول محمد خاتمیهمین وظیفه را در سازمان مدیریت و برنامهریزی بر عهده گرفت. مرد ریاضی خوانده اصلاحطلب که سابقهای در بودجهنویسی و بودجهریزی کشور دارد، برای اصلاح ساختار شهرداری تهران، بودجه را هدفگیری کرده است. به گفته او اگر اصلاحطلبان پيروز ميدان انتخابات شوراي شهر تهران باشند، به طور قطع اصلاح ساختار شهرداري تهران و اصلاح منابع و مصارف آن را در دستور كار قرار خواهند داد. دكتر نجفي ميگويد: اگر ائتلاف اصلاحطلبان اكثريت شوراي شهر تهران را در دست گيرد، هر شش ماه يك بار بيلان عملكرد شهرداري تهران منتشر خواهد شد.
عکس این گفت وگورا علی طاهری گرفته است.با هم نسبتی نداریم وفقط همکاریم.ناگفته نماند که علی گرافیک باسلیقه ای است.
دانش آموختگان سال های قبل "دانشگاه مفید" این روزها فرصتی یافته اند تا نتیجه سال ها مطالعه درزمینه اقتصاداسلامی را دراختیار مدیران وتصمیم گیران کشور قراردهند.
گروهی ازاین روحانیون اقتصاد خوانده،درحال بازنگری قوانین بانکداری بدون ربا هستند وعده ای دیگر درتکاپوی بازتعریف عقود اسلامی. عده ای هم درحال برنامه ریزی هستند تا میان ابزارهای مدرن مالی وعقود اسلامی،رابطه ای شرعی پیدا کنند." مجيد رضايي"هم یکی ازروحانیون اقتصاد خوانده ای است که بیشتر تلاش اش را بر مطالعه وتحقیق روی ابزارهای مدرن مالی متمرکز کرده است.او متولد شهرآبادان است وگذشته از تلمذ طلبگی در حوزه علمیه قم، درحال تحصیل دررشته دکترای اقصاد هم هست.گفت وگوی پیش رو، در مورد تطابق "ابزارهای مالی مشتقه" با احکام اسلامی است که ازدید "مجید رضایی" مطالعه کمی درمورد آن صورت گرفته است.

در قسمت قبلي گفتوگو با مهندس مهدي كريمي در مورد كودكي «نگين فيروزهاي زاگرس» كه حالا عروس استان خوزستان است، صحبت كرديم. آقاي كريمي براي ما شرح داد كه «نگين» چگونه متولد شد و چگونه به سن نوجواني رسيد.در قسمت دوم گفتوگو، معاون اجرايي پروژه براي ما در مورد ويژگيهاي فني سدكارون3 صحبت خواهد كرد و در نهايت در قسمت پاياني گفتوگو شما ميتوانيد با ديدگاه معاون اجرايي پروژه در مورد چالش دفن ميراث فرهنگي آشنا شويد.در قسمت پيشرو، مهندس كريمي، از فراز و نشيبهاي 14 سال كار روي سدكارون3 سخن گفته است. فراز و نشيبهايي كه با درگذشت 61نفر از مهندسان و كارگران كشور، تلخ ميشود و با تمجيد كارشناسان و مهندسان برجسته بينالمللي از سدكارون 3 به شيريني ميگرايد.نگاه و خاطره مهندس كريمي از بازديد دو رييسجمهور از سد كارون 3 هم خواندني است. معاون اجرايي سد كارون3 از 14سال فعاليت مهندسان ايراني روي بزرگترين سد ايران سخن گفت و تا آنجا پيش رفتيم كه سد به مرحله بهره برداري رسيد. در قسمت پاياني گفتوگو آنچه اهميت دارد اظهار نظر مهندس كريمي در مورد به زير آب رفتن ميراث فرهنگي كشور است به اعتقاد او انگشت اتهام نبايد به سوي سد سازان نشانه رود. او ميگويد:ما 3میلیون کامیون خاكبرداری کردهايم، آیا سازمان میراث فرهنگی در این مدت، نمیتوانست بهاندازه 300کامیون، خاك بردارد.
"...با خودم می گویم، در 14 سال گذشته، دنیای سیاست، سه رییس جمهور،پنج دولت وپنج مجلس را دیده است. دراین مدت راست ها آمده اند وچپ ها رفته اند. چپ ها دوباره قدرت گرفته اند و راست ها کنار رفته اند اما همه آنهایی که دراین پروژه جان کنده اند، هر روز با صدای دریل و چکش وسنگ شکن بیدار شده اند وبا صدای دینامیت وریزش کوه وسیلاب به خواب رفته اند.ما به دور از هیاهوی سیاسی، برای این کشور، نگینی تراشیده ایم که به آن افتخار می کنیم..."
با این چند خط، فکر می کنید گفت وگو با یک مهندس ایرانی، چه نیازی به مقدمه دارد؟مردی که با او گفت وگو کرده ام، " مهدی کریمی "نام دارد.کوچه وخیابان های تهران را خیلی به یاد ندارد.راه بهارستان وپاستور را بلد نیست واز 14 سال پیش،کمتر فرصت پیدا کرده است تا در "رستوران نایب" یا "رستوران حاتم" قرارهایش را تنظیم کند.15 سال پیش ،نیویورک را ترک کرده است تا در"ایذه" زندگی کند.14 سال است که کوه می شکافد وسنگ می شکند وسیلاب مهار می کند تا روشنایی هدیه کند.ساده است وبی پیرایه.می گوید " نگین زاگرس" مثل دختر من است .فکر این که ممکن است روزی دریاچه فیروزه ای کارون 3 را نبینم، عذابم می دهد"به اندازه دشواری وجان سختی کوه هایی که منفجر کرده است وبه اندازه قدرت سیلاب هایی که پشت سد بتونی کارون 3 مهار کرده است،به سد وسد سازی عشق می ورزد.
با این پیش درآمد، گفت وگو را بخوانید وبه مهندسان ایرانی درود بفرستید.بازهم دست رهام درد نکند به خاطر عکس ها
بعضی ها هنوز به فکر درحاشیه قرار دادن رقبا هستند
نیم ساعت پشت درهای شمالی وشرقی مجلس منتظر می مانیم تا سرانجام مجوز ورود به دفتر"آقای مهندس" صادر می شود.از راهروی طولانی هیات رییسه می گذریم تا به دفتراو می رسیم.وارد دفتر که می شویم،حدود 40 دقیقه از زمان گفت وگو باقی مانده وما باید خیلی از پرسش ها را مطرح نکنیم،چون آقای مهندس باید پذیرای مهمانان دیگری هم باشد.مرد همیشه در صحنه مجلس شورای اسلامی 54 سال دارد واز27 سال پیش،همیشه تاثیرگذاری خاصی برجریان سیاسی گروه موسوم به راست واصولگراها،داشته است.البته "محمد رضا باهنر"این روزها،بیشتر از هرزمانی،تاثیر گذاراست .او 54 ساله است وبیشتر از 20 سال ازاین زمان را درمجلس شورای اسلامی گذرانده است. عمر فعالیت های سیاسی او به 30 سال پیش برمی گردد وازآن زمان، او همواره در رایزنی ولابی گری استاد بی بدیلی بوده است. اغراق نیست اگر اورا لیدر اصلی جریان راست بدانیم.
گفتوگو با دكتر «موسی غنینژاد» در مورد «اندیشه نهادگرایی» بازتاب زیادی در محافل اقتصادی و دانشگاهی داشت. طبیعی و قابل پیشبینی بود كه این گفتوگو پاسخهایی هم داشته باشد ازجمله نگارش مقالهای تحت عنوان «آیا نهاد گرایی فقط لباس چپ جديد ايراني است؟» كه به قلم «علی نصیری اقدم» در روزنامه كیهان منتشر شد. همزمان، دكتر «احمد میدری» استاد دانشكده اقتصاد علامه طباطبایی، هم برای انجام گفتوگویی اعلام آمادگی كرد تا برخلاف آقایغنینژاد كه به نهادگرایان ایرانی تاخته بود، از اندیشه نهادگرایان ایرانی دفاع كند.«احمد ميدري» ليسانس اقتصاد نظري را از دانشگاه شيراز گرفته، دورههاي فوقليسانس و دكترا را در دانشگاه تهران گذرانده و د