دامنه تغییرات دردولت نهم هرروز گسترده وگسترده تر می شود.اگر محمد رضا اسکندری،وزیر جهادکشاورزی را ازاین دایره بیرون ببینیم،مسعود میرکاظمی آخرین وزیراقتصادی بازمانده از تیم اصلی دولت است.میرکاظمی دوست سال های دور محموداحمدی نژاد است که درواپسین روزهای عمر مجلس هفتم زیر تیغ استیضاح می رود. درپرونده ویژه شماره 46 "شهروند امروز" گفت وگویی با مسعود میرکاظمی وزیر بازرگانی دولت نهم انجام شده است.

چهارشنبه ها در شهروند امروز برو بیایی داریم.
تا صبح پنج شنبه کار می کنیم وگاهی،این پایان ماجرا نیست.گاهی کار به بعداز ظهرهای پنج شنبه هم کشیده می شود.جایی که ما پس از 24 ساعت کاروبیداری مداوم مجبوریم در شهروند بمانیم ویا برگردیم وتغییراتی در گفت وگو ها ودیگر مطالب ایجاد کنیم.
جریان مهندس بیطرف وقضایای مرحوم بورقانی را همین جا نوشتم وپس از آن گفت وگوی دکتر دانش جعفری هم قضایای عجیب وغریبی داشت که مجبور شدم با محمد قوچانی وآرش لاجورد به شهروند برگردیم وپس از 24ساعت بیداری مداوم،دوباره صفحات مجله را اصلاح کنیم.
برای من دو یا سه مورد اتفاق افتاده که 30ساعت یا بیشتر بیدار باشم اما برای محمد قوچانی هرهفته ازاین اتفاقات می افتد واو همیشه می ماند وعاشقانه کار می کند.
آنها که با او کار کرده اند می دانند قوچانی درکار چه شخصیتی دارد وبه کار چگونه نگاه می کند. شاید اگر با محمد قوچانی همکار نبودم راحت تر می توانستم درمورد او بنویسم.محمد قوچانی را همه می شناسیم.چه نیازی به بازتعریف توانایی های او؟
بهانه نوشتن این چند سطر،تقدیر انجمن صنفی روزنامه نگاران ازاو وچهار روزنامه نگار دیگر است که روز پنج شنبه هفته گذشته صورت گرفت.
شب قبل از آن محمد قوچانی مطلبی نوشته بود که بعد از حروف چینی خواندمش واحساس کردم صادقانه نوشته شده است.واین را زمانی که داشت نوشته اش را درانجمن صنفی می خواند،بیشتر وبیشتر احساس کردم.
وحالا ضمن تبریک صمیمانه به دلیل موفقیت های همیشگی محمد قوچانی،ازشما دعوت می کنم رنجنامه سردبیر هفته نامه شهروند امروز را بخوانید.
روزنامه نگارشدن چه آسان
روزنامه نگار مردن چه دشوار
روزهایی بود كه در ایران روزنامهنگار شدن دشوار بود روزهایی كه روزنامهها و نشریههای كشور معدود بود و محدود بود به دلخستههای نسل اول روزنامهنگاری ایران كه دو دهه هر دم بر جنازه نشریهای مویه كرده بودند و در سوگ از دست دادن رسانهای سیاهپوش شده بودند و باز هم صبوری كرده و روزنامهنگار مانده بودند. از سیاسینویسی به سینمایینویسی روی آورده بودند اما روزنامهنگار مانده بودند؛ از سیاسینویسی به ادبینویسی روی آورده بودند اما روزنامهنگار مانده بودند؛ از روزنامهنویسی به ماهنامهنویسی روی آورده بودند اما روزنامهنگار مانده بودند؛ از نشریههای عمومی به مجلههای تخصصی تبعید شده بودند اما حتی در تبعید هم روزنامهنگار مانده بودند.....
گفت وگویی که سه شنبه هفته پیش با دکتر دانش جعفری داشتم،حواشی زیادی داشت.وزیر سابق اقتصاد دراین گفت وگو حرف های زیادی زد که تمایلی به انتشارش در گفت وگو نداشت.دانش جعفری البته دیروز در جلسه خداحافظی اش سنت شکنی کرد و خیلی چیزهارا گفت اما یک نکته بامزه باقی مانده که فکر می کنم مطرح کردنش بد نباشد.
از وزیرسابق اقتصاد پرسیدم:
"با وجودی که به عنوان سخنگوی اقتصادی دولت انتخاب شده بودید،چرا حتی یک بارهم رودر روی خبرنگاران قرار نگرفتید؟
دانش جعفری- دردولت نهم همه نقش سخنگوی اقتصادی را بازی می کردند.حتی وزیر اطلاعات و وزیر کشورهم به خود اجازه می دادند دراین مورد اظهارنظرکنند.
با رئیس جمهور دراین مورد خیلی صحبت کردم وشرط کردم ، درصورتی نقش سخنگوی اقتصادی را می پذیرم که هیچ عضو کابینه از جمله شخص رئیس جمهور درمورد مسایل اقتصادی اظهارنظر نکند اما احمدی نژاد نپذیرفت ومن هم زیر بار مسئولیت سخنگوی اقتصادی نرفتم.