تبليغاتX
نوشته های من

"علی حق" دوست روزهای پرخاطره ام، ازمن خواسته است دربازی جدید بلاگر ها شرکت کنم.این هم از تاثیر گذارترین آدم ها یا پدیده هایی که مسیر زندگی ویا فکر من را تغییر داده اند.

۱-       همسرم. الهه. صبور ودوست داشتنی.

2-       "غلامرضا عید محمدزاده" معلم شیروانی هنر که درسال های خیلی دور، الفبای تئاتر ونمایشنامه نویسی را یادم داد.

3-   آقای "علی طباطایی" معلم ادبیاتم که زنگ های انشا جایش را به من می داد تا من کلاس را اداره کنم.من هم "بوف کور" صادق هدایت یا "ماهی سیاه کوچولو" صمد بهرنگی ویا ... رو سر کلاس می خواندم ونقد می کردم.

4-       برتولت برشت- نمایشنامه نویس آلمانی(اگرچه کمونیست بود)

5-   دکتر فرهاد ناظر زاده کرمانی- استاد مکتب شناسی تئاتر- اولین بار او بود که به ژورنالیسم تشویقم کرد.هرچند استاد تئاتر بود.

6-       فرهاد جعفری- عزیزی که به نوشته هایم جسارت بخشید.

7-        محسن ایلچی – باوجود تمام غرزدن هایش.

8-       دکتراحمد میرمطهری- ازاو یاد گرفتم سالم زندگی کنم.

9-       دکترموسی غنی نژاد- او تکلیف یک عمر کلنجار رفتنم با چپ گرایی ولیبرالیزم را مشخص کرد. 

 

من هم برای ادامه بازی از رهام وزیری- امیر لعلی- شهرام شریف-  پرویز صداقت- -پویان مشایخ- حامدصمدی-محمد درویش  وبهراد مهرجو  و بهزاد افشاری عزیزدعوت می کنم.

+ نوشته شده در دوشنبه سی و یکم اردیبهشت 1386ساعت 9 قبل از ظهر توسط محمد طاهری |

با مردی گفت وگو کرده ام که می گوید یک درصد تولید ناخالص داخلی ایران است.این آقا،پدرخوانده یک تراست خانوادگی است که سهام  بیش از84 شرکت را درپرتفوی دارد.این پرتفوی، دومیلیارد دلار دارایی می ارزد.دربورس همه اورا می شناسند.او قبله آمال خیلی از سهامدارن است.رسیدن به دارایی افسانه ای او،برای خیلی ها آرزویی دست نیافتنی به شمار می رود.نمی خواهم به صراحت ازاو نام ببرم اما اگر اشاره کنم که او مالک شرکت هایی هم چون"آرتاویل تایر"،"مهرام"،شیمیایی رازی (تولید کننده چسب رازی)" ، "مینو" سرمایه گذاری ملت" وده ها شرکت کوچک وبزرگ دیگر است،حتما می فهمید منظورم کدام سرمایه گذارمعروف است.بله درست حدس زدید.او "رسول تقی گنجی" است.سه سال پیش،او با خرید سهام شرکت سرمایه گذاری بانک ملت،درمیان رادیو وتلویزیون های لس آنجلسی شهرتی به هم زد."شهرام همایون" مدیر شبکه سیاسی کانال یک، چندین برنامه علیه گنجی پخش کرد وسعی کرد القا کند که او(گنجی) یکی از میلیاردرهایی است که مشاور سرمایه گذاری چند چهره معروف  سیاسی کشور است."بنیاد الزهرا" نام اورا به چند چهره معروف جمهوری اسلامی پیوند زد وباعث شد نام "رسول تقی گنجی" خیلی بیش تر از ارزش پرتفویی که داشت،درگیر حاشیه میلیاردرها شود.درگفت وگوی سه ساعته ای که با اوانجام داده ام،خیلی از حرف وحدیث های اطراف اورا بازخوانی کرده ام.

این گفت وگو نخستین گفت وگوی من برای روزنامه هم میهن است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1386ساعت 10 بعد از ظهر توسط محمد طاهری |

 

گروه اقتصادی روزنامه "هم میهن" خوشبختانه، همان طوری که دوست داشتم، شکل گرفت. چندتا از بهترین، سالم ترین و پرانگیزه ترین بچه های اقتصادی نویس، دورهم جمع شده اند تاهرروز سه صفحه تحلیلی وخبری، منتشر کنند.

حوزه بازار مالی را "محسن یعقوبی" و" پوپک محبعلی" پوشش می دهند. محسن یعقوبی از کارگزاران به هم میهن آمده وخانم محب علی هم که نسبتی به آبجی معروف ما" نیلوفر محب علی" ندارد، قرار است در قالب مترجم به ماکمک کنند.

 چهار یاردیرین من، یعنی "فرهاد انتصاری"،" کامیار فراهانی"،" حامد صمدی" و" بهروز شهدایی" که درزمره بهترین تحلیل گران بازار سرمایه به شمارمی روند، درصفحه بورس، ستون های ثابتی دارند که توصیه می کنم حتما دنبال کنید. "پرویز گیلانی" هم دوباره قلم دست گرفته است تا "خاطرات روزانه یک میلیاردر" را منتشر کند.

"بهروز شهدایی"  که صاحب چند اثر تالیفی در بازار سرمایه است،ازدیدگاه یک تحلیل گر بنیاد گرا، وقایع روزانه بورس واقتصاد را تحلیل می کند.

درمقابل او" کامیار فراهانی که اوهم صاحب چند اثر تالیفی در حوزه تحلیل گری است، قرار است ستون " توهمات یک چارتیست" را درقالب تحلیل گری " تکنیکال" بنویسد.

فرهاد انتصاری وحامدصمدی عزیزکه هردو آموزگار تحلیل گری تکنیکال هستند، هم قول داده اند ستون" فارکس" را به اتفاق، بنویسند.

در حوزه اقتصاد کلان، وبرای پوشش اخبار وزارت اموراقتصادی ودارایی وسازمان مدیریت وبرنامه ریزی واخبار حوزه صنعت، قرار است با " مهدی نوروزیان" همکاری کنیم.بچه بسیار خوب ودوست داشتنی که پیش ازاین، با " منصور بی طرف"، " علی حق" و"بیژن رمضانی" و"علی یزدانی"  روزگار گذرانده است.

درحوزه نفت وانرژی، با دوست بسیار مودب ومتینی به نام "علی خرد پیر" آشنا شده ام که مطمئنم روزگار خوبی باهم خواهیم داشت. علی خردپیر، پیش ازاین درروزنامه های "سرمایه" و"جهان صنعت" کار کرده است.

اما "علیرضا اشراقی" دوست سال های دورم، دوست عزیزی را به من معرفی کرده که قرار است درحوزه جهادکشاورزی وتعاون با او همکاری کنیم."کامران ملک پور" هم پیش ازاین درروزنامه های سرمایه وآسیا کارکرده وتبحر خوبی در "اسکندری آزاری" دارد.

درحوزه IT هم خانم "رویا راوری" به ما کمک خواهند کرد تا به خوبی اخبار این حوزه مهم را پوشش دهیم.ضمن این که خانم راوری قرار است در حوزه بازرگانی هم به ما کمک کنند.

اما "نیما نامداری" عزیزو " علی سرزعیم " دوست داشتنی هم قراراست مارا یاری کنند تا صفحات اقتصادی روزنامه "هم میهن" با شعار "اقتصاد آزاد" منتشر شود.

دراین زمینه جا دارد از همکاران خیلی عزیزم، "علی میرزاخانی" و" محمد صادق جنان صفت" به خاطر کمک هایی که کرده اند تشکر کنم.

 

فردا هم میهن را از روزنامه فروشی ها بگیرید. یادتان نرود.

 

+ نوشته شده در شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1386ساعت 10 قبل از ظهر توسط محمد طاهری |

 

در "هم میهن" همه چیز روند طبیعی خودش رو طی می کنه. این روزنامه قراره 24 صفحه شامل اخبار وتحلیل های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی وفرهنگی داشته باشه.

علاوه براین، قراره روزنامه دومی هم در 16 صفحه با قطع کوچک، هرروز منتشر بشه.

درمورد قیمت روزنامه هنوز چیزی نمی دونم.

"هم میهن" سه صفحه اقتصادی داره که یکی ازاین صفحه ها به رویدادهای روزانه اقتصادی اختصاص داده شده. یک صفحه هم برای تحلیل وقایع اقتصادی ونقد سیاست گذاری ها درنظر گرفته شده ودرنهایت یک صفحه هم برای تحلیل اخبار بازار مالی اختصاص داده شده است.

دراین صفحه ها، ستون های ثابتی داریم که ازهمین الان به همه پیشنهاد می کنم دنبالشون کنند.

نگاه "هم میهن" به اقتصاد، نگاه به اقتصاد آزاد است وفکر می کنم در کنار روزنامه های شرق، کارگزاران ودنیای اقتصاد، مربع خوبی برای تحلیل وقایع اقتصاد ایران از دید اقتصاد آزاد تشکیل شود. 

شرق هم می آید

 بچه های شرق هم درتکاپوی راه اندازی مجدد روزنامه شناخته شده ومعتبر سال های گذشته هستند.اون جا هم همه چیز مرتبه وهمه دارند خودشونو آماده می کنند تا خورشید دوباره از شرق طلوع کنه.

 

 

+ نوشته شده در سه شنبه هجدهم اردیبهشت 1386ساعت 9 قبل از ظهر توسط محمد طاهری |

 

 

دارم سعی می کنم به فضای جدید عادت کنم. گوشه یکی از سوئیت های "هم میهن" میزی گذاشته اند برای بچه های گروه اقتصادی.

اجتماعی ها، با محوریت "مریم خرسند" همسایه ما هستند وآن طرف هم، بچه های حوادث می نشینند.

بچه های گروه سیاسی روزنامه در سوئیت کناری ما می نشینند.آن جا "جواد روح" است و"رضا خجسته رحیمی" و البته " اکبر منتجبی". بچه های بین الملل هم هستند.

آرام آرام همه چیز دارد سر جای خودش قرار می گیرد. کامپیوترها را کم کم سر هم می کنند. اینترنت راه می افتد. خیلی ها شیرینی به دست توی تحریریه می چرخند. چهره های جدید. چهره های قدیمی.لیوان های چای. سیگارهایی که دود می شود. آدم هایی که عجله دارند وآدم هایی که به آینده روزنامه فکر می کنند.

هرکسی گوشه ای از کار را گرفته است. همه چیز نظم خاصی دارد. آدم ها به هم معرفی می شوند. دوستی های جدید آغاز می شود.کدورت های قدیمی به فراموشی سپرده می شود. هرکس طرح جدیدی برای اداره صفحه اش دارد.

سنگ های استفاده شده در کف راهرو ها صاف است. خیلی ها می سرند ودست می گیرند به نرده ها. آسانسور بالا وپایین می رود.

این جا " هم میهن" است.

" هم میهن" در گذشته ای نه چندان دور، روزنامه ای معتبر بوده است. روزنامه ای که در عمر کوتاه فعالیت اش، بسیار موفق نشان داد.من، پا جای بزرگان اقتصادی این روزنامه گذاشته ام ومی بینم که جای پای آنها خیلی بزرگ تراز من است.

دیرزمانی، مسوولیت گروه اقتصادی این روزنامه ، با " علی میرزاخانی" بوده است. او هنوز به خاطر دارد که روز اول چگونه وارد روزنامه شد.

" دخترم بهاره، روزی متولد شد که رفتن من به هم میهن قطعی شده بود. ازبیمارستان که بیرون آمدم، از شیرینی فروشی نانسی، شیرینی خریدم وبه روزنامه رفتم"

درگروه اقتصادی این روزنامه، روزگاری، "محمد صادق جنان صفت"، " محمود صدری"،" محسن ایلچی"،" مرجان شهریاری" و" رضا قزی پور" هم، قلم فرسایی کرده اند.آقایان "جنان صفت" و" صدری"  اکنون، عضو بزرگان روزنامه های دنیای اقتصاد وکارگزاران هستند.

محسن ایلچی دبیر گروه بورس دنیای اقتصاد است ومرجان شهریاری هم دبیر گروه خودرو همین روزنامه.رضا قزی پور از مطبوعات کنار کشیده و در بانک کارآفرین، مدیریت می کند وعلی میرزاخانی هم سردبیر دنیای اقتصاد است.

 

 

 

 

+ نوشته شده در یکشنبه شانزدهم اردیبهشت 1386ساعت 1 بعد از ظهر توسط محمد طاهری |

 

نزدیک به دوسال است که در روزنامه دنیای اقتصاد قلم می زنم.

دراین مدت روزگارخوبی داشته ام.هیچ شکی ندارم که جدایی از

این روزنامه،تا مدتی سیستم احساسی من را مختل خواهد کرد.روزها وشب های خاطره انگیزی در این روزنامه داشته ام.یاد ساعت های با علی بودن. با رهام وشهرام سیگار کشیدن وبا محسن ایلچی شوخی کردن  هیچ وقت از یادم نمی رود.دنیای اقتصاد روزنامه ای است که دوست اش دارم ومی دانم جدایی ازآن خیلی سخت است.حالا که دارم از این روزنامه جدا می شوم، نمی توانم احساس ام را در مورد علی میرزاخانی، سردبیر موفق دنیای اقتصاد، عیان نکنم.او بدون شک، یکی از سالم ترین، باسواد ترین روزنامه نگاران اقتصادی کشور است.

دراین مدت برای او حاشیه های زیادی داشته ام ومی دانم که همیشه پای من ایستاده است ومی دانم که بهتر از هرکسی، شرایط رفتن من را درک می کند .

اما درمورد "مدیر مسوول خودم".

به خدا دروغ نمی گویم.چاخان هم نمی کنم. غلو هم نمی کنم.

"علیرضا بختیاری" یکی از بهترین مدیران مسوولی است که تا حالا با او کارکرده ام. آدمی زیرک، مهربان، دست ودل بازو سالم.این ها خصوصیت هایی است که در طول دوسال گذشته دراو یافته ام. باور کنید، بااین وجود، جدایی از روزنامه دنیای اقتصاد خیلی سخت است.

از "دکتر غنی نژاد" چه بگویم؟

آزاده مردی که همیشه طرفدار همه نوع آزادی است. به خصوص از جنس اقتصادی اش. روزهای یک شنبه وچهارشنبه، به روزنامه می آمد وما کلی از حضوراش استفاده می کردیم.به نظر شما سخت نیست که "دکتر غنی نژاد" را نبینید؟

اما "منصور نمایشی"که به صورت اسمی، مدیر روابط عمومی روزنامه است اما به صورت رسمی "عسل" روزنامه.

همیشه وقتی از کاروحواشی آن خسته می شدم، به دفتر او می رفتم وبعداز چند دقیقه درد دل کردن" کاتارسیس" می شدم وبرمی گشتم.جدا آدم با صفایی است.

دیگر باید از کی یاد کنم؟ از مسعود سیفی اعلا،مجید اسکندری،علی رضا باغانی، همایون دارابی، حمید رجبی، جعفر پورحسن،محسن اسدی، کتایون همایونی، خانم بلوکی، خواهران گل ریز، برادران کثیری و...

اسم زیاد دارم، با احساسات زیاد.

 اما قرار است به کجا بروم؟

 

حالاکه "رامین رادنیا " لطف کرده است واجازه من رااز بزرگان دنیای اقتصاد گرفته است، باید بگویم از روز شنبه، پشت میز اقتصادی روزنامه "هم میهن" می نشینم.روزنامه ای به مدیر مسوولی" غلامحسین کرباسچی" وسردبیری" محمد قوچانی".

پس درک می کنید اگر بگویم این طرف قضیه هم خوشایند است.کارکردن با دوستان قدیمی.

 

 

+ نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم اردیبهشت 1386ساعت 11 قبل از ظهر توسط محمد طاهری |

 

چرا دومین مصوبه شورای انقلاب بعد از انحلال ساواک- انحلال کانون حسابداران بود؟

 

 به سختی می‌شود روی میز کاربزرگ او، جایی برای گذاشتن آرنج‌، یا گذاشتن ضبط صوت پیدا کرد. میز کار شلوغ او نشان از پرکاری موسسه‌اش دارد وزمانی این موضوع بیشتر آشکار می‌شود که پس از نیم ساعت گفت‌وگو، چندبار به ساعت‌اش نگاه می‌کند.«عباس هشی» اصفهانی است. خیلی نیازی نیست درمورد این موضوع تحقیق یا پرس وجو کنید. با وجود 40سال تهران‌نشینی، هنوز اصفهانی حرف می‌زند ومهم تر از همه اینکه، هنوز اصفهانی انتقاد می‌کند.آنها که او را می‌شناسند خوب به یاد دارند که او هیچ گاه آرام نبوده است. او با وجود شخصیت صلح طلبی که دارد، همیشه برای «اعتلای حرفه»‌اش می‌جنگد.«هشی» به جز مدیریت بر یک موسسه حسابرسی خصوصی، در دانشگاه شهید بهشتی هم تدریس می‌کند. البته او عضو همه تشکل‌های حسابرسی و حسابداري به ثبت رسیده در کشور از جمله جامعه حسابداران رسمي است. براي اينكه بدانيد او هميشه روي مواضع خود پافشاري مي‌كند بايد به‌اين نكته اشاره كنيم كه پس از 40 سال زندگي در تهران هنوز لهجه عباس هشي اصفهاني است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه هشتم اردیبهشت 1386ساعت 0 قبل از ظهر توسط محمد طاهری |

او را به خوبی می شناسیم. صدای فریادهایش را. اعتراض هایش را. صداقت اش را و جسارت اش را.در طول چند سال گذشته، حجم وسیعی از فرصت زندگی اش را برای حفاظت ازمحیط زیست، برای پاس داشت تاریخ این کشور وبرای بزرگ داشت نام ایران، بیابانی کرده است.

بیابان زدای بلاگستان که تا دیروز فریادهایش را وزنجموره هایش را می شنیدیم وغم بادهای ایرانی اش را می دیدیم، دراعتراض به آب گیری سد سیوند و غرق آب شدن تمدن تنگه بلاغی، تصمیم به سکوت گرفته است.درویش که در طول چندماه گذشته، به اندازه یک خبرگزاری، ازمحیط زیست وبیابان های ایران خبر وگزارش تولید کرده است، حالا می خواهد دست از کیبورد بکشد.نمی دانم خسته شده است ویا به تجدید قوا نیاز دارد اما هرچه هست، عادت ندارم اورا ونوشته هایش را نخوانم.

درویش عزیز:

اگرچه به تو حق می دهم اما فکر می کنم سکوت تو در جنجال های دیگران گم می شود.شمعی که برای محیط زیست ایران برافروخته ای، غنیمت است واز تو می خواهیم بمانی وباز هم برای ما از بیابان بنویسی واز بیابان بگویی.

 

 

+ نوشته شده در دوشنبه سوم اردیبهشت 1386ساعت 12 بعد از ظهر توسط محمد طاهری |