تبليغاتX
نوشته های من

خبر درگذشت دکتر"حسین کدخدایی" وآزادی "اکبرگنجی" هردو برای من که چندروزاز خبروروزنامه دوربودم،غیرمنتظره بود.خبراول خیلی ناراحتم کرد وخبردوم برایم خوشحال کننده بود.

دکتر" حسین کدخدایی " برای من که سالهاست خبرنگار حوزه بورس وبازارسرمایه هستم،ناشناس وگمنام نیست.من اورااز سال 79 می شناسم وتاالان که خبردرگذشتش را خواندم،حداقل در 30 برنامه ومیزگرد وهمایش با دیدگاه هایش آشناشده ام.

آخرین بار همین چندماه پیش بودکه درجریان انتخابات نهم ریاست جمهوری،از" دکتر"دعوت کردم که دردیدارمدیران وفعالان بورس با اکبرهاشمی رفسنجانی شرکت کند.

اوبه اتفاق 70مدیر وفعال بورس به دیدار هاشمی رفسنجانی آمد.دراین دیدار من مجری برنامه بودم وزمانی که مطابق معمول داشتم حاضرین ،ازجمله دکتر کدخدایی را به هاشمی رفسنجانی، معرفی می کردم،رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام گفت"با دکتر آشنایی کامل دارم ونظراتش را می شناسم"

من خیلی متاسفم که زمانی دارم از دکتر کدخدایی می نویسم که دارفانی را وداع گفته ،والبته تاسفم زمانی بیشترمی شودکه نمی توانم درمراسم ترحیمش شرکت کنم.

"حسین کدخدایی" یکی از معدود کارشناسانی بودکه سال ها وقت خودش را وقف تحقیق درمورد بازار سرمایه کرد.او نخستین کسی بود که برای اصلاح قانون قدیمی بورس آستین بالازد و قانون نوشت.هرچندکه مافیای بازارسرمایه هیچ گاه به اوکه اهل زدوبند نبود ،مجال فعالیت نداد.

دکترکدخدایی قلم خوبی داشت وچندکتاب هم درزمینه بازار سرمایه منتشرکرد.

برای خانواده اش آرزوی صبر دارم.

واما خبردوم،آزادی تنها مردی که پای عقیده اش ایستاد.نترسید،جنگید وتاوانش را پس داد.

به عقیده واندیشه این قهرمان کاری ندارم اما جسارتش را وپایمردی اش را تحسین می کنم.کاش ذره ای از صبرواستقامت اورا اصلاح طلبانی داشتندکه درتمام این مدت زیر کولرهای خنک وروی مبل های مخملین قرمز رنگ به فکر قراردادهای خارجی وپورسانت های کلان بودند.

از آزادی اکبرگنجی خوشحالم وامیدوارم دیگر صبرواستقامتش را خرج آنهایی نکند که موج سواری راخوب بلدند.

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1384ساعت 11 قبل از ظهر توسط محمد طاهری |

   متولد 1340است .لیسانس علوم سیاسی داردوبه اقتضای

   پیوندهای سیاست با دیگر رشته های علوم انسانی، مطالعاتی

     درزمینه اقتصاد،ادبیات،حقوق وفلسفه داشته است.

   روزنامه نگاری را دردهه 60 با چند نشریه ادبی مثل

 "آرمان" و"فرجاد"آغازکرد. بامرگ طبیعی این نشریه ها

 ،به روزنامه" همشهری" رفت ودرحوزه های سیاسی وروابط

 بین الملل نوشت.پابه پای کاردر "همشهری" باصدا وسیما

 هم همکاری  کردکه با انتخابات دوم خرداداین همکاری 

  قطع شد. درماه های نخست انتشار روزنامه "جامعه" ستون

 اقتصاد جهان را راه اندازی کردوهمین موضوع  مشوق ورود او

  به حوزه رونامه نگاری اقتصادی بود.

بعدها با انتشار روزنامه"دنیای اقتصاد" به این روزنامه پیوست .او گاهی که می خواهد سیاست واقتصاد رااز مظنه روشنفکری واکاوی کند در روزنامه "شرق"هم می نویسد.

 "پرسش ها" را برای پرسه دردنیای مجازی اینترنت وهم کلامی با پرسشگرانی را ه اندازی کرده است که دانش خودرا رایگان برسفره گفت وگو گذاشته اند، به امید یافتن پاسخ.

 دروبلاگش نوشته است"من پرسشگرم ودوستدار پرسشگران.این را ازکتابی آموخته ام به قلم"گلن تنیدر"استاد آمریکایی فلسفه وسیاست.نام کتاب "تفکرسیاسی:پرسش های همیشگی" است که درسال های پایانی دهه 1360 آن را ترجمه کردم وهنوز سایه اش به سرم باقی است."

 وبلاگ محمود صدری این روزنامه نگار مطرح را می توانید دراینجا ببینید

 

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم اسفند 1384ساعت 5 بعد از ظهر توسط محمد طاهری |

با همت مرد اصفهانی(نطنزی) روزنامه "خراسان" وبلاگ گروهی روزنامه نگاران اقتصادی به ثبت رسید.رضا کربلایی رفیق بلای من یک شب مثل "ناصرخسرو"از خواب برمی خیزد وتصمیم می گیرد برای اتحاد روزنامه نگاران اقتصادی یک وبلاگ به ثبت برساند.

من که چیزی از این اتفاق خدادادی که لابد فقط برای صوفی مسلکانی مثل رضا کربلایی رخ می دهد نمی دانم اما خودش می گوید:

"دیشب ساعت ۱ بامداد بی خواب شده بودم و فکری به سرم زد گفتم وبلاگی راه اندازی کنیم با محبت همه دوستان برای چه؟ساده بگویم خبر داشتن از آنچه پیرامون همکاران می گذرد خیلی دشوار شده و برای همین منظور سردرگم شده ایم.اینکه همکاران روزنامه عوض می کنند . اینکه دوستان برای خود وبلاگ و سایت راه انداخته اند. اینکه یکی عروسی دارد و یا دیگری ماتم زده شده .

بی پرده بگویم از همه خبر می دهیم و از خودمان بی خبر مانده ایم 

وآقا رضا کربلایی ازهمه دعوت کرده است که بیایید:

۱- دغدغه ها را بیان کنیم

۲- از خود خبر دهیم

۳- نوشته هامان را لینک بدهیم

۴- منابع را معرفی کنیم

۵- who is who راه اندازی کنیم

۶- از ضعف ها بگوییم

۷- ...

۸- دور هم بمانیم در فضای مجازی و اگر موافق باشید هر از گاهی دور هم جمع شویم.

راستی اگر خواستید عضوشوید به این آدرس کلیک کنید.

 

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم اسفند 1384ساعت 12 بعد از ظهر توسط محمد طاهری |

عکس:رهام وزیری

         مدت ها بودکه گریه نکرده بودم.

              امروز اما سیرگریستم.

 جایی درحاشیه بزرگراه "کردستان"روی صندلی های  مخملی قرمز رنگ یک سالن آمفی تئاترگریه کردم.

 چراغ ها خاموش بودولی همه آنها که آنجا بودندگریه کردند.

   چراغ رابرای این خاموش کردندکه ما روی پرده

   سفید روبرو،کلیپی از دوستان وهمکاران ازدست

   رفته مان ببینیم.چراغ که خاموش شد همه سر

    جایشان نشستند.حتی عکاس ها،

  حتی فیلمبردارها.ومادیدیم که چه دوستانی ازدست

  داده ایم.چراغ که روشن شد،چشم ها قرمز بودو

  برای چند ثانیه درکسی قدرت بلند

  شدن وجودنداشت.صدای ناله مادری هنوز درسالن

 می پیچید که:پسرم چرا رفتی؟

  چند دقیقه بعد ما ازحاشیه بزرگراه کردستان دوباره

  به شهری ریخته شدیم که مردانش معنی گریه مادرنمی فهمند.به شهری ریخته شدیم که بوی   دوستان ازدست رفته را می داد.

 


روایت دیگران ازاین موضوع:
روز اشک(خاطره وطن خواه)

عکس ها وروایت رهام وزیری

عکس های حنیف مزروعی

 

 

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم اسفند 1384ساعت 10 بعد از ظهر توسط محمد طاهری |

    "شهرام شریف"اگرچه آدم آرامی به نظرمی رسد

    اما درمصاحبه آن قدر پرجنب وجوش است که

    نمی شود کنترلش کرد.ما باهم سابقه چند بار

    گفت وگوی مشترک داریم اما درمصاحبه آخری

      که به اتفاق داشتیم، فهمیدم شهرام نسبت به

  آنچه عقیده دارد،چقدر جنگ جویانه برخورد می کند.

  بنده خدایی که چندهفته پیش میزبان من وشهرام بود،آخر

   کار محترمانه مارا بیرون کرد.ما آنقدر سوال کردیم که

   نفر اول "IT  " کشوربرآشفته شد اما درحالی که سعی

   می کردخونسرد نشان دهد،مارا به بیرون دفترش

   هدایت کرد.

"عبدالمجيد رياضي" در پايان مصاحبه زودتر از ما از  روي صندلي خود برخواست و با لبخند هميشگي‌اش  تا   دم در ما راهنمايي‌ کرد. براي مردي كه عنوان «فرد نخست IT كشور» را  بر دوش مي‌كشد، طرح" اينترنت ملي " آن قدر اهميت داشت كه به جاي 30 دقيقه زمان تعيين شده براي مصاحبه ،90دقيقه با حرارت از آن دفاع کرد. با اين همه در پايان اين 90 دقيقه مي‌شد حدس زد او از قانع نكردن مصاحبه‌گرانش خوشنود نيست، بنابراين، صميمانه گفت: «شما هم بايد از اين حركت ملي حمايت كنيد».

 البته يك هفته بعد ازانجام اين مصاحبه، مجلس به بودجه 10ميليارد توماني اينترنت ملي به دليل نامفهوم بودن آن راي نداد.

راستی اعتراف می کنم دراین گفت وگو من خیلی حرف برای گفتن نداشتم.همه زحمت هارا خودشهرام کشیده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم اسفند 1384ساعت 11 بعد از ظهر توسط محمد طاهری |

زبان فارسی را می شود به شیوه های گوناگونی نوشت.هرکس یک شیوه برای خود انتخاب کرده وبراساس آن فارسی را به طور مثال جدا می نویسد ویا به سرهم نویسی کلمه ها اعتقاد دارد.بعضی ها نسبت به جدانویسی خیلی تعصب دارند.به طورمثال ازبین همکاران مطبوعاتی من "ناصر شهلا"در دوره اول انتشار" روزنامه آسیا" به شدت بر جدانویسی اعتقاد داشت.اوحتی از "احمد شاملو"هم متعصب تربود.

به طورمثال رسم تحریر واژه ای مثل "سهمش"در تحریریه "آسیا" "سهم اش" بود یا "زن اش" و...........

همین "واژه ها در روزنامه ای مثل"شرق" به گونه ای دیگر نوشته می شود.

روزگاری "همشهری"بهترین رسم تحریر را داشت اما شیوه نگارش این روزنامه افت محسوسی  داشته است.

همان طور که اشاره کردم درمورد شیوه نگارش اختلاف نظر زیاد است. ما درروزنامه دنیای اقتصاد هرشب با هم بحث می کنیم که چه شیوه ای درست است وچه شیوه ای نادرست. مشکل اصلی هم این است که یک رسم تحریر خاص درهیچ روزنامه ای وجود ندارد. محوراصلی این بحث ها دررونامه ما "فرهت فردنیا"ست که مطبوعاتی ها خوب می شناسندش.به پیشنهاد او قرار شد من یک فهرست ازرسم تحریر صحیح چند واژه منشا جنجال را پیداکنم .یادم آمدکه"سال های ابری"از مدت ها پیش این بحث را دروبلاگش آغازکرده است.

اوچند مطلب با عنوان" درست بنویسیم" دروبلاگش دارد که می توانید دراینجا واینجا مشاهده کنید.

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم اسفند 1384ساعت 5 بعد از ظهر توسط محمد طاهری |

تمام امروز را درگیر بودم.ازصبح ساعت هفت تا ساعت 11شب.به خانه هم که رسیدم،باز کارهایی بودکه باید انجام می دادم.بنابراین تمام روز را از داشتن اینترنت محروم بودم.فقط شاید پنج دقیقه آن لاین شدم.گمانم ساعت هفت بود.الان که دارم این مطالب را تایپ می کنم،چهل وپنج دقیقه از بامداد گذشته است."الهه ناز"خسته از یک روز دوندگی،خوابش برده ومن بیدارم با صدایی که بیداری ام را عمیق تروعمیق ترمی کند.صدای "شب،سکوت،کویر"استاد شجریان.

به وبلاگ دوستان سرمی زنم.ازنیکان که لینکش،آن بالا بالاست تا "شادی شیرازی"که نوشتن را درکوچکی انگشتانش فراموش کرده است.

از پیام های طنزآلوده "محمد خرمی"تا فرصت طلبی های "خاطره وطن خواه"ویا کم پیدایی "سحر شقاقی"

"مرتضی" دروبلاگش،رفقایش را مرورکرده وازمن به عنوان "مدیرکل وبلاگ های دنیای اقتصاد"یادکرده است.می خندم.درتنهایی خودم به خودم می خندم.

"رضا کربلایی"برایم ازروزهایی نوشته است که هوای کشمش وکاشمرو"آیدین نامغ" و"محسن ایلچی" وعصرهای بهاره "توسعه"را داشتم و"خاطره وطن خواه" ازآن جای نوشته رضا خوشش آمده که "«...دوست دارم امروز درباره یک دوست بنویسم که بی هیچ تعارفی او را از همان نگاه اول متفاوت دیدمش"

به همین دلیل به نوشته رضای عزیز لینک داده است.

اما "ایمان ابراهیم بای سلامی" درواگویه هایش به من و"دکتر قاضی زاد"عزیز اشاره کرده وروزهایی که ما به اتفاق در"پول" بودیم .واگویه های" مرد شرقی "طعم "خربوزه باخرز"راندارد حتی اگر خوب مزه مزه اش کنی،می بینی،مثل کونه خیار تلخ است،اما درآن صداقتی بچه گانه موج می زندکه شاید فقط در واگویه های مردی شرقی می شود نوسانش رادید. 

 

 

صدای استاد دربن بست "مدیا پلیر"غروب می کند ومن سیگاربه دست کنارپنجره،به دوستانی می اندیشم که دارمشان اما قدرشان را گم کرده ام.

 

 

 

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم اسفند 1384ساعت 1 قبل از ظهر توسط محمد طاهری |

ماریا مینورسکی"          وارد تحریریه "دنیای اقتصاد"که 

    می شوی،درست روبروی درورودی طبقه   سوم میزی می بینی که یک مرد سربه زیر  پشت آن نشسته است.کرمانشاهی است اما خیلی آرام ترازآن است که ازیک "کرماشانی"انتظارمی رود.چندهفته ای بیش نیست که پدرشده است.دختری به زیبایی همه کردهای عالم،اگرچه مادرش تهرانی است.دارم از"فرهادگوران"

                  می نویسم.

نگارش رمانی با فضاوادبیاتی خاص توسط او،بهانه ای شد تا دراین وبلاگ اقتصادی چندکلمه ای ازاو بنویسم.اورا چندسال است که می شناسم.ازروزهای "آسیا"که اودرآن مسوولیت ویرایش مقاله ها ودیدگاه هارا برعهده داشت.همان روزها او "دونادون"را پشت نویسی کرد وبه من هدیه داد.من از"دونادون"چیزی نفهمیدم.

کتابی بودبا فضایی خاص که  نوشتن آن فقط از یک "گوران"برمی آمد.اکنون اما "فرهاد گوران"افکار گذشته اش را روی فضای اینترنت ریخته است.چندبار خواندن باید تابفهمی "گوران"چه نوشته است: 

"اين ها ترجمه ي من از يادداشت هاي پراكنده ي وبلاگ ماريا مينورسكي  در آن هفت روزي است كه اين جا  بود.  مي دانم خوب ترجمه نشده و حتي گاهي غلط غلوط هم هست البته هر جا از متون فارسي  نقل كرده از روي منبع اش روايت كرده ام.حروف را هم خودش در اصل گاه كوچك يا بزرگ كرده . راستش مي خواستم ببرم بيندازمش  رودخانه ي سيروان ؛ جايي كه او ناپديد و اسمش در اتاق شماره ي 118 بايگاني شد. رزوان گفت اين كار را نكن. گفت :   آسيه خانوم بگذارش به عهده ي من....ادامه  "

 

راستی عکس دختری که فرهاد ازاو به عنوان"ماریا مینورسکی" یاد می کند،چه غریبانگی عجیبی دارد.این طور نیست؟

 

 

+ نوشته شده در جمعه نوزدهم اسفند 1384ساعت 11 بعد از ظهر توسط محمد طاهری |

پدرم پلیسی بازنشسته است.خاطرات زیادی ازاو و کارش دارم اما یک روایت اش را نمی توانم هیچ وقت فراموش کنم:

"زنی بود که هشت بچه قد ونیم قد داشت. زن به سختی کارمی کرد تاچرخ زندگی اش را بچرخاند  آخر شوهرش به جرمی (حمل مواد مخدر)به اعدام محکوم شده بود. یکی از بچه های زن،عقب مانده ذهنی بودو روزها وشب ها از کوچه وخیابان جمع اش می کردند.مرد دیگری هم همان حوالی زندگی می کرد که کارش حمل بار واثاث منزل بود.یک روز بچه ها درحال بازی کردن صدای انفجاری شنیدند. کله "عباس"پسر مظلوم زن، زیر چرخ کامیون مرد ترکید.چندروز بعد زن دیگر درخانه کسی کلفتی نکرد. بابت کله عباس،بیمه هفت میلیون تومان به زن داد."

 

شما می دانید من چرا این روایت را اززمانی که دیه 7میلیون تومان بود،هنوز فراموش نکرده ام؟کجای این قصه عجیب است؟

+ نوشته شده در جمعه نوزدهم اسفند 1384ساعت 0 قبل از ظهر توسط محمد طاهری |

ازاین فیلتر شکن استفاده کنید.مستقیم به سایت گویا لینک شده است.

شما هم اگر فیلترشکن داشتید برای استفاده همه ارایه کنید.

 

+ نوشته شده در پنجشنبه هجدهم اسفند 1384ساعت 6 بعد از ظهر توسط محمد طاهری |

عملكرد اقتصادى دولت محمود احمدى نژاد در طول ۶ ماه گذشته، همواره با انتقادهايى از سوى نمايندگان مجلس هفتم و برخى كارشناسان مسائل اقتصادى روبه رو بوده است. برداشت   هاى متعدد از حساب ذخيره ارزى، تدوين لايحه بودجه پرريسك و توزيع سهام عدالت كه جملگى نگرانى  هايى را در مورد رشد نرخ تورم ايجاد كرده، پرانتقادترين برنامه هاى اقتصادى دولت نهم بوده. علاوه بر اين، بروز شائبه در مورد تصميم هاى اقتصادى دولت نگرانى  هايى را درخصوص دور شدن دولت از شعارهاى اوليه  اش همچون كاهش نرخ تورم، افزايش قدرت خريد و رفاه عمومى به وجود  آورده است. اين نگرانى ها و انتقادها در گفت وگويى يك ساعت و نيمه با داوود دانش جعفرى، وزير امور اقتصادى و دارايى، مطرح شده است.

دوست عزیزم "علی حق"  زحمت این گفت وگورا برای "شرق" کشیده است.راستی این نخستین گفت وگوی دانش جعفری پس از تصدی وزارت اموراقتصادی با یک خبرنگاراست.دستش درد نکند.

+ نوشته شده در پنجشنبه هجدهم اسفند 1384ساعت 5 بعد از ظهر توسط محمد طاهری |

 

شورای حکام آژانس بين المللی انرژی اتمی در سومين روز نشست خود رأی به گزارش پرونده اتمی ايران به شورای امنيت سازمان ملل متحد داد.گزارش خبرنگار بی بی سی از محل آژانس در وين، پايتخت اتريش حاکی از اين است که اگرچه شورای حکام رأی داده که شورای امنيت به مسئله فعاليت اتمی ايران رسيدگی کند اما همچنان قصد ادامه بازرسی از تأسيسات اتمی ايران را دارد و می خواهد با کمک فشاری که شورای امنيت به ايران وارد خواهد آورد، اين کشور را وادار کند به قطعنامه هايی که تاکنون در مورد اين کشور صادر کرده است عمل کند.

+ نوشته شده در چهارشنبه هفدهم اسفند 1384ساعت 8 بعد از ظهر توسط محمد طاهری |

سروش خسروی "قاطی کرد".

بعد از چند هفته غیبت،سروش خسروی یک باره "قاطی کرد".

خودتان ببینید

+ نوشته شده در سه شنبه شانزدهم اسفند 1384ساعت 5 بعد از ظهر توسط محمد طاهری |

 

دستگاه های مختل کننده امواج تلفن همراه که چندروز پیش از آغاز بررسی بودجه درساختمان مجلس نصب شد،با اظهارنظر یک پزشک نماینده مبنی براینکه "امواج این دستگاه ها باعث اختلال جنسی نمایندگان می شود"موجی از اعتراض را درمجلس ایجادکرده است."حدادعادل" چندروز مانده به آغاز بررسی بودجه سال 85 ،دستورداد دستگاهی درمجلس نصب شودکه امواج آن بتواند مانع استفاده نمایندگان از تلفن همراه شود.

اما نمایندگان معتقدند که ادامه حضوراین دستگاه موجب اختلال جنسی آنها خواهدشد.

دراینکه آیا وجود این دستگاه موجب اختلال جنسی می شود یانه من خبری ندارم اما بدنیست ابراز نگرانی یک نماینده مجلس درهمین زمینه را بخوانید.

 

 

 

+ نوشته شده در سه شنبه شانزدهم اسفند 1384ساعت 3 بعد از ظهر توسط محمد طاهری |

  

اگر تمام سال‌هاي برنامه سوم را بررسي كنيد، متوجه مي‌شويد كه در طول اين سال‌ها، روند افزايش نرخ ارز كمتر از روند تورم بوده و اين پايين بودن روند افزايش نرخ ارز نسبت به تورم به معناي اين است كه ارزش واقعي پول ما صعودي بوده، يعني ارزش واقعي پول ملي يا ريال رو به افزايش نهاده است. فقط طي سال‌هاي برنامه اول و دوم بوده كه اين ارزش به طور واقعي دچار كاهش شده است. در برنامه اول روند كاهش ارزش واقعي پول به دليل ضايعات جنگي و خسارت‌هاي در ارتباط با جنگ و شدت بازسازي‌ها سرعت گرفت و متاثر از آن بازسازي، دچار حجم قابل توجهي بدهي خارجي شديم و تمام اين بدهي‌ها به يكباره در طول پنج ساله برنامه دوم بازپرداخت شد و اين امر مسلما فشار زيادي بر منابع مالي و ارزي وارد كرد و در طول آن سال‌ها يعني برنامه اول و دوم ارزش پول ما دچار كاهش شد. در دوره برنامه سوم، ارزش پول ملي به مفهوم واقعي، دچار كاهش نشد، بلكه دچار افزايش شد.

اگر علاقه دارید بدانید طی سال های گذشته چه بر سر "ریال"آمده است، توصیه می کنم این گفت وگو را بخوانید.

راستی "سحر"مصاحبه های خوبی می کند.

+ نوشته شده در دوشنبه پانزدهم اسفند 1384ساعت 11 بعد از ظهر توسط محمد طاهری |

محمد آقای عزیز سلام!

لطف کرده بودی و چیزی نوشته بودی در وصف کمالات و حالات و حرکات من. که صد البته ناشی از لطف تو بود و گرنه من که در خود نمی یابم این همه وجنات را!

اما از شوخی گذشته، در یادداشت ات در باره ی من به نوشته ای از محمد جواد روح هم دوستان را حواله داده بودی. که هم از تو و هم از محمد جواد روح شیرازی ی همچنان اصلاح طلب ممنونم.

اما یک نکته: 
در نوشته ی جواد به این مطلب( و به نقل از
رضا خجسته ی رحیمی) اشاره شده است که من یک سال پیش از شروع انتخابات نهم ریاست جمهوری تحلیل کرده بودم که: کاندیدای نظام برای دور آینده سردار قالیباف است و رقابت نهایی بین محسن سازگارا و او در خواهد گرفت. و جواد به شوخی نتیجه گرفته که دست کمی از نوستر آداموس ندارم!

این روایت البته تا حدودی صحیح است و حتی یکی دو یادداشت هم در این زمینه (کاندیدای نظام قالیباف است)در همان هنگام نوشتم و برای رضا فرستادم تا در شرق چاپ شود که نشد( لابد برای اینکه حفظ آبروی من شده باشد و آنوقتی که پیش بینی ام غلط از آب در می آید، سرافکنده و خجل نشوم!).
اما روایت جواد روح عزیز، دست کم در یک قسمت نادرست و در یک قسمت دیگر مجمل است و البته تقصیری هم متوجه او نیست:
1) ممکن نیست من از فرایندی که قبل از هر چیز رای گیری ست، تحت عنوان انتخابات نام ببرم. بنابر این تحلیل من ناظر به هر رویدادی در رای گیری نهم برای تعیین ریاست جمهوری بوده است. انتخابات تا آنجایی که من می دانم چیز دیگری ست که کمتر و به ندرت در ایران برگزار شده است. این یک نکته!

2) به شیوه ای که جواد نقل قول کرده، هرکس این نوشته را بخواند اگر چه مرا به خاطر پیش بینی کاندیداتوری سردار قالیباف _آن هم یک سال و دو سه ماه پیش از رای گیری_ تحسین خواهد کرد، اما در برابر؛ به خاطر در نگرفتن رقابت نهایی بین محسن سازگارا و او؛ لابد بهم خواهد خندید!
یا رضا از سر بی حوصلگی تحلیل مرا به خوبی به جواد منتقل نکرده، یا جواد حوصله نداشته همه ی آن را روایت کند.(در هر حال ایرادی به هیچکدام نیست).

اما به طور مختصر و برای اینکه خواننده های متن جواد روح که تو به آن لینک دادی روشن شوند ناچار از این توضیح هستم که :
اگر به خاطر داشته باشید آن روزها گمانه زنی های وسیعی در مورد کاندیدا شدن یا نشدن هاشمی رفسنجانی در گرفته بود. برخی معتقد بودند که او پا به میدان نخواهد گذاشت و عده ای می گفتند که او حتما می آید.من اما تحلیل متفاوتی داشتم و آمدن یا نیامدن او را مشروط کرده بودم. و شرط و شروطی هم که گذاشته بودم، ناشی از برداشتی بود که از یک جمله ی اساسی او در آن هنگام فهم کرده بودم. خبرنگاری از او پرسیده بود که آیا بالاخره به میدان خواهد آمد یا خیر که او چنین پاسخ داده بود: آخرین خدمت من به مردم و کشور فراهم کردن زمینه برای حضور کسانی ست که از گذشته و حتی پیش از انقلاب دل در گرو "کشور" و "دین" و "انقلاب" داشته اند.
چیزی که من از این جمله برداشت کردم این بود که:
هیچکدام از نامزدهای احتمالی رسمی که به بازی نهم وارد خواهند شد و جزیی از پیکره ی نظام سیاسی محسوب می شوند (از جمله معین و کروبی و روحانی و قالیباف و لاریجانی و احمدی نژاد و...) هرگز مشکلی در خصوص تایید صلاحیت ندارند که لازم باشد هاشمی رفسنجانی شرایط را مهیای ورود آنان به این عرصه کند. و آنچنان این اقدام او  با ارزش باشد که خودش آن را آخرین خدمت اش به مردم بخواند.بنابراین؛ سخن او ناظر به کسانی ست که اولا برای اخذ تایید صلاحیت مشکل خواهند داشت (لطفا شوخی رد صلاحیت معین را بهم یادآوری نکنید!) و ثانیا در تعریف او می گنجند. یعنی از گذشته و پیش از انقلاب هم دل در گرو دین و کشور داشته اند!هر چه بیشتر فکر می کردم که چه بزرگوارانی هستند که «از گذشته دل در گرو دین و کشور و انقلاب داشته اند؟» و «کدام شان هستند که از پرستیژ ریاست جمهوری هم برخوردارند؟» و « ممکن است با اقبال عمومی هم مواجه شوند»؛جز به چند اسم نمی رسیدم. که به ترتیب اولویت به نظرم اینها بودند: ابراهیم یزدی، غلامحسین کرباسچی ،عطا الله مهاجرانی و محسن سازگارا.

روی اسم مهاجرانی خط کشیدم چون مشکل حادی داشت( بین خودمان بماند. نروی توی کوچه و برزن جار بکشی!).روی اسم کرباسچی خط کشیدم چون منع قانونی از فعالیت های اجتماعی سیاسی داشت.روی اسم ابراهیم خان یزدی هم خط کشیدم چون تابعیت امریکا را هم داشت( این را هم یکوقت به کسی نگویی!).بنابر این به این نتیجه رسیدم که هدف نخست هاشمی رفسنجانی از طرح این سخنان و اندوهناکی نهفته در این جمله و منتی که بر سر مردم و کشور گذاشته می شد(...آخرین خدمتم به مردم و...) چیزی نیست جز:
فراهم کردن زمینه برای تایید کسی چون محسن سازگارا که اگر چه مشکل نامه نگاری به رهبری را داشت، اما از حیث اخلاقی و مالی انسان سالمی ست و چیزی به او نمی چسبید و تابعیت ایرانی هم داشت و برای مداوا به انگلستان رفته بود(نه چیزی آن هنگام بیشتر) و یک مدیر اجرایی قوی هم به شمار می رود. ضمن آنکه می توانست با استقبال خودی های نسبتا مدرن( کارگزاران و مشارکتی ها و بهزاد نبوی و.... مگر حسود هایشان) هم مواجه شود.
اما به رضا گفتم که: چنانچه هاشمی به هر دلیل نتواند زمینه را برای کاندیداتوری و تایید او فراهم کند، آن هنگام است که از سر اکراه و اجبار پا به میدان خواهد گذاشت و گرنه محال است که یکبار دیگر بخت خود را در این زمینه بیازماید در حالی که می داند و می بیند که همه شمشیرها را برای او از رو بسته اند!

امیدوارم با این توضیح رفع ابهام کرده باشم.

قربانت: فرهاد 

 

 

+ نوشته شده در دوشنبه پانزدهم اسفند 1384ساعت 12 بعد از ظهر توسط محمد طاهری |

جس لیورمور (۱۹۴۰-۱۸۷۷)به طورقطع یکی از بزرگترین معامله گران تاریخ است. او از سن ۱۴ سالگی به عنوان پادو در یکی از کارگزاریهای بوستون شروع به کار کرد. استعداد فوق العاده او در ریاضیات باعث شد که او به وجود "الگوهایی" در نوسانات قیمتها پی ببرد و این زمانی بود که اکثر مردم نوسانات قیمت را تصادفی می دانسته و روی سهام قمار میکردند. او نخستین دادوستد خودش را با  خرید ۵ دلار از سهمی آغاز کرد که سیستمش سیگنال خرید داده بود و دو روز بعد سهم را با ۱۵/۳ دلار سود نقد کرد. در آن روزها مغازه هایی برای قمار روی نوسانات زنده بازار وجود داشت و" جس "با سیستمش آنقدر در این مغازه ها موفق عمل کرد که تمام این مغازه ها ورود او را به محل کسبشان ممنوع کردند. "جس" که در سنی حدود ۲۰ سال توانسته بود10 هزار دلار پول نقد داشته باشد برای خرید و فروش به" وال استریت" رفت. یکی از مهمترین درسهایی که او در  ۵ سال اول کارش یاد گرفت، این بود که وقتی شروع به استفاده از یک سیستم مطمئن کرد با رعایت کامل دیسیپلین، هرگز خارج از سیگنالهای سیستم "ترید" نکند، درسی که برایش به قیمت چند هزار دلار تمام شده بود.جس به سرعت در وال استریت ورشکست شد و به بوستون باز گشت. او شروع کرد به بررسی دلایل شکستش در وال استریت و متوجه شد که سیستم او یک سیستم بی نقص اسکالپینگ (ناخنک زنی) است که بر مبنای قیمت زنده عمل میکند و به سرعت و با چند پوینت سود خارج میشود. در حالی که در وال استریت تا رسید خرید شما از کارگزار نرسد، شما نمیتوانید متوجه شوید که نماد مورد نظر را به چه قیمتی خریده اید. ... 

دوست عزیزی دارم که در کانادا زندگی می کند.علاقه عجیبی به "تحلیل های تکنیکال" دارد وبا وجودی که ساعت ها ازما وبورس تهران دوراست،از دبیرکل بورس هم بیشتر به بازار تسلط پیداکرده است.با لطف او در اینترنت آشنا شده ام وگاهی ازهمین طریق با هم گفت وگو می کنیم. درمورداوفقط این را می دانم ،بسیار دقیق است پی گیر وآشنا به فن تحلیل گری.

 

ادامه مطلب اورا دروبلاگش بخوانید. 

 

+ نوشته شده در یکشنبه چهاردهم اسفند 1384ساعت 7 بعد از ظهر توسط محمد طاهری |

فقط درسیاست نیست که اصطلاح "بنیادگراها" یا "اصولگراها" به کارمی رود.دربورس هم ما" اصولگرا" داریم که البته به "بنیادگرا "هم معروف است.

در ديدگاه" فاندامنتال" سرمايه گذاري بر اساس بررسي اقتصاد كلان، صنعت و شركتها صورت مي پذيرد. در واقع پس از بررسي دو عامل ياد شده بيشترين تاكيد  بر تحليل اطلاعات مالي منتشرشده توسط شركتها است كه شامل پيش بيني فروش، پيش بيني EPS و . . . .و موارد تحقق يافته سالهاي گذشته می شود. این پارامترها با ابزارهاي دقيق "فاندامنتال" همچون تخمين موارد ياد شده توسط تحليلگر و استفاده از نسبتهاي مالي، سهام مناسب مورد شناسايي قرار مي گيرند.

با این مقدمه می خواهم شمارا با یکی از "اصولگراهای "بورس تهران آشنا کنم."بهروز شهدایی" را نخستین بار در روزنامه "پول"ملاقات کردم.از مطالبش دراین روزنامه زیاد استفاده شد وبعدها که صفحه بورس روزنامه "جهان صنعت"راه اندازی شد باز زحمت تحلیل های تکنیکال را همین بهروز شهدایی بر عهده داشت.بهروز درعالم دوستی هم اصول گراست.چندروز پیش  نسخه ای از کتابش را امضا شده برایم فرستاد.کتاب را گذاشته ام تا درروزهای عید با دقت آن را مطالعه کنم.

«تحليل بنيادي در بازار سرمايه» توسط نشر چالش در تيراژ 1500 نسخه در پاييز 84 براي اولين بار منتشر شده است. شما مي‌توانید براي تهيه اين كتاب از طريق نشر چالش با شماره تلفن 66414610 تماس بگیرید.

 

+ نوشته شده در یکشنبه چهاردهم اسفند 1384ساعت 0 قبل از ظهر توسط محمد طاهری |

فشار کاری بر روی خبرنگاران پارلمانی همواره تو روزهای ابتدایی بررسی بودجه زیاد بوده . تو این سه سالی که من مجلس بودم ، هر سال یه نفر تلفات دادیم . امسال هم آقای روزنامه قدس کارش به بیمارستان کشید و از روز چهارشنبه تا حالا در سی سی یو است برای سلامتیش دعا کنید ... 

توکلی و یارانش توانسته بودند در طول سه هفته تلاش در کمیسیون تلفیق به کاهش اعتبارات عمرانی دست پیدا کنند و امروز به خاطر اشتباه استراتژیک دکتر حداد عادل این تلاش سه هفته ای و عقده دیرینه کارشناسان اقتصادی همفکر دکتر سبحانی و توکلی داشت دوباره به باد هوا رفته و به گره دیگری تبدیل می شد و به همین خاطر هم بود که وقتی رییس مجلس گفت افزایش اعتبارات عمرانی کشور به میزان دو میلیارد دلار علاوه بر پیشنهاد دولت تصویب شده است ، دکتر توکلی به نحوی عصبانی شد که هیچ کس نمی تونست آرومش کنه و بلند خطاب به هیات رییسه داد میزد شما نمی فهمید ! شما نمی فهمید ! اما با آرامش همیشگی حداد عادل و مخدوش اعلام کردن نتایج رای گیری و با رای گیری دوباره همه چیز به خوبی و خوشی تمام شد ... باز هم در مورد نظرات این کلوب اقتصادی مجلس حرف دارم که سر مصوبه افزایش قیمت خودرو و واردات بنزین که قراره دوباره دعوا شه میگم....

ادامه

این هم روایت همکارم از وقایع امروز مجلس

 

+ نوشته شده در شنبه سیزدهم اسفند 1384ساعت 8 بعد از ظهر توسط محمد طاهری |

 

یک اقتصاد دان دیگر صاحب وبلاگ شد.

دکترمحمد حسین مهدوی عادلی که عضو هیات علمی دانشگاه فردوسی مشهد است به تازگی وبلاگ راه انداخته است.

این آقای دکتر البته به نوعی سمت مطبوعاتی هم دارد. آقای مهدوی عادلی مدیر عامل موسسه فرهنگی هنری خراسان  است.موسسه ای که روزنامه خراسان را منتشرمی کند.

دراین وبلاگ می توانید تازه ترین دیدگاه های مهدوی عادلی درزمینه اقتصاد را ببینید.

راستی فکرنکنید درراه اندازی این وبلاگ من نقش داشته ام.فکرمی کنم رضا کربلایی زحمت آن را کشیده است.

 

+ نوشته شده در شنبه سیزدهم اسفند 1384ساعت 1 بعد از ظهر توسط محمد طاهری |

"او یک روزنامه نگار است که پیش از این صاحب امتیاز و مدیر مسوول و سردبیر هفته نامه ای کاغذی به نام "یک هفتم" بوده است .این هفته نامه سرانجام پس از پنج سال انتشار توسط هیات نظارت بر مطبوعات کشور لغو امتیاز شد".

 

"فرهاد جعفری"را درخراسان همه می شناسند.حسن شهرت او مربوط است به انتخابات مجلس پنجم که درآن فرهاد خان با هیبتی متفاوت از دیگر کاندیداها موفق به کسب رای بالای  مشهدی ها شد.هنوز یادم هست که عکس اورا چگونه دیوار به دیوار می چسباندند واسم او دهان به دهان می گشت.

ما نفهمیدیم چه شد که بخت اول راهیابی به مجلس،به طور رسمی انصراف داد،با وجودیکه می گفتند رای اول راآورده است.

 اما من "فرهاد جعفری" راهم ازطریق "سید رضا کبریایی" پسر خاله اش  می شناختم

(که ساکن تربت جام بود) وهم ازطریق خانواده همسرش که دانشگاهی بودند واهل نوشتن.

واما جزو اولین کسانی بودم که توسط فرهاد خان به همکاری با "یک هفتم"دعوت شدم.

در"یک هفتم" آن روزها "رضا خجسته رحیمی" ،"جواد روح"،"امیرقادری"،" یاسین محمدی" و.....قلم زنی می کردند.حتی "صادق جنان صفت"هم قرار بود سردبیر آن باشد.نشریه متفاوتی بودکه آن روزها سروصدای زیادی به پاکرد.

آن گونه که خودش بر سردر ورودی وبلاگش نوشته است،ظاهرا هیات نظارت  به طورکامل جلوی انتشار یک هفتم را گرفته است.

فرهاد جعفری این روزها مشغول نگارش یک رمان به نام "کافه پیانو"است.

"از یک ماه پیش که "کافه پیانو" را تمام کرده ،شروع کرده است  به ویرایش آن و تا به حال شش بارازآن پرینت گرفته و به خودش گفته:این دیگه بار آخره!

اما هر بار هم که آن را خوانده ، به خودش گفته است:آبروریزی ست اگر به همین شکل منتشر بشود.این است که هر شش بار نشسته به ویرایش دوباره."

به وبلاگ فرهاد دوست داشتنی سری بزنیدودرضمن برداشت "جواد روح"را هم ازفرهاد خان بخوانید.

+ نوشته شده در شنبه سیزدهم اسفند 1384ساعت 8 قبل از ظهر توسط محمد طاهری |

دسته اقتصاد دانان ناراضی مجلس،دیروز بدجوری برای دولت نهم شمشیر کشیدند.شما به طور قطع می توانید، چهره برافروخته "احمدتوکلی" را درحال انتقاد مجسم کنید.او درحالی که "فرهاد رهبر"داشت با تمام وجود نگاهش می کرد،برنامه های دولت را به باد انتقاد گرفت."الیاس نادران"و"غلامرضا مصباحی" هم سنگ تمام گذاشتند.

  • زماني كه موسي‌قرباني نام احمد توكلي را در فهرست نمايندگان موافق اعلام كرد، اين زمزمه در مجلس پيچيد كه «منتقد بزرگ» اين بار به دفاع از لايحه بودجه برخاسته است.اما زماني كه آقاي دكتر پشت تريبون قرار گرفت و شروع به سخنراني كرد، همه فهميديم، آقاي دكتر آمده است كه با گزارش كميسيون تلفيق موافقت كند، نه با لايحه بودجه 85 .احمد توكلي در هيبتي كه همه مي‌شناسيم سخنانش  را با چند نكته مثبت بودجه آغاز كرد.
  • وقت قرضي احمدتوكلي كه پيش از آن مورد اعتراض نمايندگان قرار گرفته بود، به پايان رسيد و آقاي دكتر كه نتوانسته بود در اين مدت همه آن چه را كه مي‌‌خواهد بر زبان جاري كند ملتمسانه از نمايندگان ديگري كه در صف اظهارنظر قرار داشتند، خواست چند دقيقه به او وقت قرض بدهند. اين جمله آقاي توكلي كه «يك نفر محض رضاي خدا 5دقيقه به من وقت بدهد «باعث خنده همه آنهايي شد كه به صندلي‌هاي سبزرنگ مجلس بهارستان تكيه زده بودند.يك نفر از نمايندگان به احمد توكلي 5دقيقه وقت قرض داد و «آقاي دكتر» اين‌بار با صدايي بلند‌تر هشدار داد كه تزريق درآمد‌هاي نفتي به اقتصاد، كشور را در آستانه تجربه سال 1352 و افزايش تورم قرار داده است. او البته باز هم به نقد تاريخي خود در مورد سياست‌هاي دولت دوم آقاي هاشمي پرداخت.
  • اظهارات احمد توكلي هنوز به پايان نرسيده بود كه حداد عادل خطاب به او گفت: آقاي دكتر، يكي از نمايندگان به صورت كتبي يادداشتي داده‌اند مبني بر اينكه مي‌توانند 5 دقيقه از وقت خود را در اختيار شما بگذارند.» آقاي دكتر اما تشكر كرد و گفت: «من حرف‌هايم را زدم». تصوير پايين آمدن احمد توكلي از سكويي كه تريبون روي آن قرار دارد در صفحه نمايشگر بزرگ مجلس هفتم، روي تصوير متفكر و منتظر فرهاد رهبر، رييس سازمان مديريت و برنامه‌ريزي كشور محو شد.
  • احمد توكلي در عين حال به ملاقاتي با دكتر احمدي‌نژاد اشاره كرد و گفت: در حاشيه يكي از جلسه‌هاي كميسيون تلفيق به آقاي رييس‌جمهوري گفتم كه برنامه‌هاي شما عواقب خوبي ندارد. براي ايشان نمودار كشيدم و البته آقاي احمدي‌نژاد پذيرفت كه بودجه چه عواقبي دارد اما گفت: بگذاريد كارمان را بكنيم.توكلي گفت: من اين را به آقاي احمدي‌نژاد توضيح دادم ، ايشان گفت: ما قادر به اتمام پروژه‌ها هستيم، من در پاسخ به ايشان گفتم  دولت فقط شما نيستيد.

ادامه

 

  •  
+ نوشته شده در پنجشنبه یازدهم اسفند 1384ساعت 12 بعد از ظهر توسط محمد طاهری |

مسعودنیلیگفت‌وگوي زير حاصل يك ساعت حضور ما در دفتر" دكتر مسعود نيلي" است.با اين اطمينان كليد ضبط صوت را فشار مي‌دهيم كه بتوانيم حداقل دو ساعت با استاد معروف دانشكده اقتصاد ومديريت دانشگاه صنعتي شريف گفت‌وگو كنيم،  اما حضور يك مهمان ناخوانده براي ما و شايد خوانده براي آقاي دكتر، باعث مي‌شود كار ضبط ما نيمه تمام بماند. با اين حال "آقاي دكتر" قول مي‌دهد چند روز ديگر قراري تنظيم كند تا گفت‌وگوي نيمه تمام ما در مورد پيامدهاي بودجه 85 و آثار و عواقب آن بر اقتصاد كشور، كامل شود. اما انگار مشغله زياد، به" دكتر نيلي" اجازه  تكميل گفت‌وگو را نمي‌دهد.امروز كه اين گفت‌وگوي نيمه تمام  را منتشر مي‌كنيم، كار كميسيون  تلفيق براي بررسي بودجه 85 به پايان رسيده و نمايندگان مجلس هم بايد  از فردا در جلسه علني كار بررسي بودجه سال آينده را آغاز كنند. اين گفت و گو نقدي است كارشناسانه بر لايحه‌اي كه قرار است مبناي دخل و خرج سال آينده دولت باشد. با اين حال استنباط‌ ما اين است كه دكتر مسعود نيلي باز هم ما را خواهد پذيرفت.بنابراين گفت‌وگوي مفصل در مورد" بودجه عملياتي" را مي‌گذاريم براي بعد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه یازدهم اسفند 1384ساعت 12 بعد از ظهر توسط محمد طاهری |