قرار مصاحبه با چند "پيام كوتاه" كه اتفاقا رييس دفتر رييسجمهوري سابق به آن تسلط كامل دارد، گذاشته ميشود.مرد مشهور دولت محمد خاتمي هر بار اما در"SMS"هاي ارسالي خود تاكيد ميكند كه تا حالا مصاحبه اقتصادي انجام نداده و از اقتصاد چيزي نميداند.در هر صورت قرار مصاحبه، بعد ازظهر يك روز جمعه در دفتر روزنامه گذاشته ميشود و محمدعلي ابطحي با يك پژوپرشياي طلايي رنگ، با يك ساعت تاخير، پاي ميز گفتوگو مينشيند.همصحبتي با روحاني آوانگارد اصلاحطلب كه زماني رييس دفتر محمدخاتمي و زمان ديگري معاون حقوقي و پارلماني او بوده است، سختتر از آن است كه شما فكرش را بكنيد. محمدعلي ابطحي كه در وبلاگش خيلي راحت و بيپيرايه مينويسد، در گفتوگو صريحتر از آن است كه يك روزنامه بتواند همه اظهاراتش را چاپ كند.محمد علي ابطحي ميداند كه قصد ما از گفتوگو با او، واكاوي دستاوردهاي اقتصادي دولت خاتمي نيست و البته خود او ترجيح ميدهد وارد اين مقولات نشود، اما زماني كه بحث در مورد معماي كنار گذاشتن طهماسب مظاهري از وزارت اقتصاد را مطرح ميكنيم، با محافظهكاري وارد بحث ميشود.او مظاهري را غيرسياسي ميداند و معتقد است، عملكرد خوبي در دوران وزارتش داشته است، اما تاكيد دارد بر اين كه "آقاي مهندس"ناخواسته وارد يك بازي شده بود. روايت ابطحي از پشت پرده بركناري طهماسب مظاهري از چند جهت قابل بررسي است.نخست از اين جهت كه "ابطحي" چهرهاي اقتصادي نيست و روايت او ميتواند همراه با جهت گيري نباشد.دوم از اين جهت كه ابطحي زماني رييس دفتر محمد خاتمي و زمان ديگري معاون پارلماني او بوده، بنابراين اظهارات او اگرچه مبتني بر يادآوري خاطرات است، اما ميتواند به واقعيت نزديك باشد. و سوم اينكه، اظهارات ابطحي احتمالا واكنش طهماسب مظاهري را درپي خواهد داشت و اين يعني اينكه، "آقاي مهندس"، براي نخستين بار، پرده از رازبركناري خود برخواهد داشت.
بيش از 4سال است كه در بطن معادلات بازار سرمايه قرار دارد. او تنها زني است كه در مناسبات و تصميمگيريهاي بورس اوراق بهادار داراي نقش مستقيم است. از يكسو عضو شوراي بورس اوراق بهادار است و از سوي ديگر در هيات پذيرش بورس نيز داراي مسووليت است. مدرك دكتراي حسابداري دارد و چون در عرصه حسابرسي هم صاحب كتاب و رساله است، در تدوين استانداردهاي حسابرسي هم نقش مستقيم دارد. به همه اينها يك پست اجرايي خيلي پردردسر اضافه كنيد. او رييس دانشكده امور اقتصادي است كه 5 ماه پيش از وزارت امور اقتصادي و دارايي جدا شد و تحت نظر وزارت علوم قرار گرفت. دكتر ويدا مجتهدزاده، اين روزها به شدت مشغله دارد.او در حال مديريت طرحي است كه نخستين گام دولت براي حذف كنكور به شمار ميرود. طرح او مربوط به پذيرش دانشجو براي نخستين دوره برگزاري دورههاي فراگير در 6رشته كاملا تخصصي است. طرحي كه گفته ميشود با استقبال عجيبي روبهرو شده است.از طرف ديگر دكتر ويدا مجتهدزاده و ديگر دوستانش در شوراي بورس به شدت در تكاپوي حل بحراني هستند كه اين روزها گريبان بورس تهران را گرفته است. آنها بايد جلسههاي زيادي برگزار كنند تا بتوانند بحران سقوط قيمتها از ساختمان 19 طبقه خيابان حافظ را مهار كنند.مجتهدزاده با وجودي كه محافظهكارانه گفتوگو ميكند، معتقد است هنوز از بحران گذر نكردهايم.او تنها كارشناس عضو شوراي بورس است كه كممصاحبه ميكند. شايد به اين دليل كه نسبت به وضع به وجود آمده در بازار سرمايه نسبت به ديگر همكارانش كمي منتقدتر به نظر ميرسد
آيا تا به حال به خاطر نوع كارتان به شما متلكهايي مثل "داروغه" گفتهاند؟
كار كردن در سازمان امور مالياتي صبر ميخواهد. در حقيقت ذهن مردم نسبت به مالياتگيرندگان همواره منفي بوده است. ما هم در كشوري زندگي ميكنيم كه "داروغهها" در زمانهاي دور و نزديك چهرههاي كاريزماتيكي نداشتهاند مردم با آوردن اسم ماليات، ياد باجها و خراجهايي ميافتند كه پادشاهان يا ملاك و خانها از رعيت ميگرفتهاند. بله گاهي با ما هم شوخي ميكنند. مثلا يك بار در حال پارك كردن ماشينم جلوي يك مركز خريد شنيدم كه يكي از فروشندگان به دوست يا همكارش گفت: "ببين آقاي داروغه را" پياده كه شدم به شوخي گفتم: مالياتت را 5 برابر ميكنم. بنده خدا كلي عذرخواهي كرد. بعد نشستم و با او چاي خوردم. از شوخياش خجالت كشيد اما باور كنيد از سازمان امور مالياتي راضي بود. معتقد بود با وجود معضلاتي كه وجود دارد از سال 81 به اين طرف، گرفتن ماليات خيلي عادلانهتر شده است...............
محمد طاهري - جزو صريحترين چهرههاي سياسي ايران به شمار ميرود. انگ "كنو كرات"را بر پيشاني دارد. حزب كارگزاران هم اگر زماني منحل شود، او بدون شك كارگزاراني خواهد ماند. خونسرد است و در عين حال