تبليغاتX
نوشته های من

 

چهارشنبه ها در شهروند امروز برو بیایی داریم.

 تا صبح پنج شنبه کار می کنیم وگاهی،این پایان ماجرا نیست.گاهی کار به بعداز ظهرهای پنج شنبه هم کشیده می شود.جایی که ما پس از 24 ساعت کاروبیداری مداوم مجبوریم در شهروند بمانیم ویا برگردیم وتغییراتی در گفت وگو ها ودیگر مطالب ایجاد کنیم.

جریان مهندس بیطرف وقضایای مرحوم بورقانی را همین جا نوشتم وپس از آن گفت وگوی دکتر دانش جعفری هم قضایای عجیب وغریبی داشت که مجبور شدم با محمد قوچانی وآرش لاجورد به شهروند برگردیم وپس از 24ساعت بیداری مداوم،دوباره صفحات مجله را اصلاح کنیم.

برای من دو یا سه مورد اتفاق افتاده که 30ساعت یا بیشتر بیدار باشم اما برای محمد قوچانی هرهفته ازاین اتفاقات می افتد واو همیشه می ماند وعاشقانه کار می کند.

آنها که با او کار کرده اند می دانند قوچانی درکار چه شخصیتی دارد وبه کار چگونه نگاه می کند. شاید اگر با محمد قوچانی همکار نبودم راحت تر می توانستم درمورد او بنویسم.محمد قوچانی را همه می شناسیم.چه نیازی به بازتعریف توانایی های او؟

بهانه نوشتن این چند سطر،تقدیر انجمن صنفی روزنامه نگاران ازاو وچهار روزنامه نگار دیگر است که روز پنج شنبه هفته گذشته صورت گرفت.

شب قبل از آن محمد قوچانی مطلبی نوشته بود که بعد از حروف چینی خواندمش واحساس کردم صادقانه نوشته شده است.واین را زمانی که داشت نوشته اش را درانجمن صنفی می خواند،بیشتر وبیشتر احساس کردم.

وحالا ضمن تبریک صمیمانه به دلیل موفقیت های همیشگی محمد قوچانی،ازشما دعوت می کنم رنجنامه سردبیر هفته نامه شهروند امروز را بخوانید.

 

 

روزنامه نگارشدن چه آسان

روزنامه نگار مردن چه دشوار

 محمد قوچانی

 

روزهایی بود كه در ایران روزنامه‌نگار شدن دشوار بود روزهایی كه روزنامه‌ها و نشریه‌های كشور معدود بود و محدود بود به دل‌خسته‌های نسل اول روزنامه‌نگاری ایران كه دو دهه هر دم بر جنازه نشریه‌ای مویه كرده بودند و در سوگ از دست دادن رسانه‌ای سیاه‌پوش شده بودند و باز هم صبوری كرده و روزنامه‌نگار مانده بودند. از سیاسی‌نویسی به سینمایی‌نویسی روی آورده بودند اما روزنامه‌نگار مانده بودند؛ از سیاسی‌نویسی به ادبی‌نویسی روی آورده بودند اما روزنامه‌نگار مانده بودند؛ از روزنامه‌نویسی به ماهنامه‌نویسی روی آورده بودند اما روزنامه‌نگار مانده بودند؛ از نشریه‌های عمومی به مجله‌های تخصصی تبعید شده بودند اما حتی در تبعید هم روزنامه‌نگار مانده بودند.....

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 11 قبل از ظهر توسط محمد طاهری |

  

گفت وگویی که سه شنبه هفته پیش با دکتر دانش جعفری داشتم،حواشی زیادی داشت.وزیر سابق اقتصاد دراین گفت وگو حرف های زیادی زد که تمایلی به انتشارش در گفت وگو نداشت.دانش جعفری البته دیروز در جلسه خداحافظی اش سنت شکنی کرد و خیلی چیزهارا گفت اما یک نکته بامزه باقی مانده که فکر می کنم مطرح کردنش بد نباشد.

 

از وزیرسابق اقتصاد پرسیدم:

 

"با وجودی که به عنوان سخنگوی اقتصادی دولت انتخاب شده بودید،چرا حتی یک بارهم رودر روی خبرنگاران قرار نگرفتید؟

 

دانش جعفری- دردولت نهم همه نقش سخنگوی اقتصادی را بازی می کردند.حتی وزیر اطلاعات و وزیر کشورهم به خود اجازه می دادند دراین مورد اظهارنظرکنند.

با رئیس جمهور دراین مورد خیلی صحبت کردم وشرط کردم ، درصورتی نقش سخنگوی اقتصادی را می پذیرم که هیچ عضو کابینه از جمله شخص رئیس جمهور درمورد مسایل اقتصادی اظهارنظر نکند اما احمدی نژاد نپذیرفت ومن هم زیر بار مسئولیت سخنگوی اقتصادی نرفتم.

 

+ نوشته شده در چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1387ساعت 8 قبل از ظهر توسط محمد طاهری |

 

 

 

نه‌اين كه خروج هشتمين يا نهمين وزير از دولت نهم خبر عجيب و ناراحت‌كننده‌اي باشد كه در طول يكي دو سال گذشته بسيار از اين خروج‌ها ديده‌ايم اما آنچه طرفداران بخش خصوصي را ناراحت مي‌كند، خروج آخرين اقتصاددان طرفدار اقتصاد آزاد از كابينه است.داوود دانش‌جعفري را در هيچ شرايطي نمي‌توانيم از مهمترين وقايع اقتصاد ايران در سال‌هاي اخير حذف كنيم  چراكه او بيشترين نقش را در بازنگري و ابلاغ سياست‌هاي جديد اصل 44 قانون اساسي ايفا كرده است. شايد از بخت بد بخش خصوصي بود كه ابلاغيه اصل 44 در اوج دولتي ابلاغ شد كه اصولا اعتقادي به سرمايه‌گذاري و توسعه بخش خصوصي ندارد در غير اين صورت، اگر اين ابلاغيه در دولتي غير از دولت نهم ابلاغ مي‌شد، شايد شاهد بسط و توسعه  اقتصاد رقابتي بوديم.

آنچه نوشتن از داوود دانش‌جعفري را دشوار مي‌كند شخصيت آرام و بسيار قابل احترام اوست كه جايگاهش را از حد و اندازه‌هاي مديري سياسي به پايين‌ترين حد تنزل مي‌دهد.در خوب‌انديشي وزير اقتصاد دولت نهم هيچ‌كس شك ندارد اما مي‌گويند او در مواجهه با تصميمات خلق‌الساعه وطرح‌هاي غيرفني و غيراقتصادي و اظهارنظرهاي غيراقتصادي مديران دولت اصولگرا سكوت كرده است.كسي چه مي‌داند شايد داوود دانش‌جعفري كه بزرگترين اندوخته‌اش از 5 سال حضور در سرزمين 72 ملت، تقويت روحيه تفاهم بوده، ترجيح داده است تا مسائل دروني دولت را به بيرون نكشد، اگرنه همان پوشه‌هاي بزرگي كه وزير معزول يا مستعفي اقتصادي و دارايي دولت نهم، قصد دارد به آرشيو شخصي‌اش منتقل كند، مي‌تواند شكوائيه‌ها و گلايه‌هاي او از دولت نهم باشد.اين گفت‌وگو يك ساعت پيش از وداع غريبانه دانش‌جعفري با ساختمان باب‌همايون انجام شده است؛ ساختماني كه بايد ديد وزير آينده‌اش تا چه اندازه با برنامه‌هاي خلق‌الساعه و بداهه‌نوازي‌هاي دولت متبوعش همراه خواهد بود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه سی و یکم فروردین 1387ساعت 10 قبل از ظهر توسط محمد طاهری |

فرهاد رهبر كه خروجي پرسروصدا از سازمان مديريت و

برنامه ريزي داشت،با سروصداي زياد به دانشگاه تهران آمد تا جاي تنها رئيس روحاني تاريخ دانشگاه تهران را بگيرد.

او يك هفته پس از حضور دردانشگاه تهران،درنشستي مطبوعاتي رودرروي خبرنگاران قرار گرفت ودر مورد  دليل پذيرش  پست رياست دانشگاه تهران كه رده‌اي پايين‌تر از پست قبلي او دارد، بي‌پرده گفت «چه كسي گفته است پست رياست دانشگاه تهران كم‌تراز رياست سازمان مديريت وبرنامه‌ريزي است؟هركسي مي‌تواند وزير علوم شود اما هركسي نمي‌تواند رئيس دانشگاه تهران باشد.»اظهارات فرهاد رهبر كه اين روزها روزه سكوت 15 ماهه‌اش را شكسته است،نشان مي‌دهد رئيس جديد دانشگاه تهران دردومين مرحله از تجربه مديريتي‌اش در دولت نهم، با كسي تعارف ندارد حتي با وزيرعلوم.فرهاد رهبر كه پيش ازاين درپست‌هايي نظير معاونت اطلاعات اقتصادي وزارت اطلاعات و رياست سازمان مديريت وبرنامه‌ريزي فعاليت داشته، به سياسي‌ترين دانشگاه ايران پا گذاشته است.دانشگاه تهران با تمام حاشيه‌ها وجنجال‌هايش مي‌تواند عرصه تازه‌اي براي محك توان مديريتي اقتصادداني باشد كه زماني وظيفه مبارزه با مفاسد اقتصادي را عهده‌داربود وزماني ديگر قصد داشت بودجه را عملياتي كند.قرار گفت وگو،دوبار تغيير مي‌كند ودرنهايت رئيس جديد دانشگاه تهران درشامگاه روزدهم اسفندماه،با اين شرط كه پرسش‌ها به موضوع استعفايش از سازمان مديريت ختم نشود،تن به گفت‌وگو مي‌دهد.فرهاد رهبركه درابتداي تشكيل دولت نهم دردسته نزديكان رئيس دولت قرار داشت،به دليل اختلافاتي كه با محمود احمدي‌نژاد پيدا كرد،با نوشتن نامه‌اي انتفادي،از پست رياست سازمان مديريت وبرنامه‌ريزي استعفا كرد.استعفاي او كه انعكاس زيادي دررسانه‌ها داشت،منجربه گسترش دامنه انتقاد ازدولت شد.با وجود قولي كه به رئيس دانشگاه تهران مي‌دهم،اورا راضي به گفت وگو درمورد دو مقطع حساس مديريتي‌اش مي‌كنم ودرپايان از او قول مي‌گيرم فرصتي دراختيار ديگر همكارانم قرار دهد تا با او درمورد برنامه‌هايش  براي اداره دانشگاه تهران گفت‌وگو كنند.فرهاد رهبركه دربدو پذيرش پست مديريتي  دانشگاه تهران،به سوگ مادرنشست،هنوز لباس عزا به تن دارد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386ساعت 9 قبل از ظهر توسط محمد طاهری |

 

 

بحث انتشار عیدنامه یا سالنامه ویا ویژه

نوروزامسال هم داغ است.

روزنامه اعتماد ملی اولین روزنامه ای بود

که سالنامه اش را منتشر کرد.سالنامه

روزنامه های کارگزاران واعتماد هم حتما

خواندنی هستند ضمن این که روزنامه

های سرمایه ودنیای اقتصاد هم امسال

سالنامه های خوبی منتشرمی کنند.

سال گذشته روزنامه های همشهری وایران

 هم سالنامه های خوبی داشتند.همشهری

که کیفیت خوبی داشت وایران هم گفت وگویی ویژه با رئیس جمهوری داشت.

اما آنها که سال گذشته پی گیرانتشار سالنامه

یا شماره های ویژه نوروز بودند،حتما به

خاطر دارند که "شهروند امروز" با چه

کیفیتی منتشر شد وچگونه درخشید.

امسال هم پس از انتشار 40شماره، شهروند امروز سالنامه ای منتشر کرده است که فقط می توانم بگویم خواندنی و بی نظیراست.

خاطرات هاشمی رفسنجانی، هفت گفت وگوی ویژه،87 یادداشت برای سال 87، معرفی چهره های برترسال 86، تحلیل 119 خبر مهم سال گذشته و42 پیشنهاد برای نوروز87 به اضافه آلبومی تصویری از مهم ترین وقایع سال گذشته از جمله مطالب خواندنی شماره ویژه شهروندامروز است.فکر می کنم این شماره ویژه، تاچهارشنبه، توزیع شود.

 

+ نوشته شده در دوشنبه بیستم اسفند 1386ساعت 11 قبل از ظهر توسط محمد طاهری |

 

با دكتر علي طيب نيا دردانشكده اقتصاد دانشگاه تهران قرار گذاشتم.دفتركارش ميان دومدير معزول بانك مركزي قرار داشت.سمت راست،ابراهيم شيباني وسمت چپ،اكبر كميجاني.طيب نيا كه درزمان رياست فرهاد رهبر برسازمان مديريت وبرنامه ريزي،معاون اقتصادي او بود،هم چون دو همسايه اش،ازدولت نهم كناركشيده وراه تدريس درپيش گرفته است.

علي طيب نيا كه ازابتداي همراهي اش با فرهاد رهبر، به دليل گرايش هاي اصلاح طلبي اش،هم خود وهم رئيسش را دچارحاشيه كرده بود،اين روزها بي پرده سخن مي گويد.هرچند هنوز آن قدر محافظه كار هست كه ازمن مي خواهد ضبطم را خاموش كنم اما بازهم بي پرده لب به انتقاد مي گشايد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه نهم اسفند 1386ساعت 2 قبل از ظهر توسط محمد طاهری |

نمایی از کارون ۳-نگینی که حبیب الله بیطرف دلبسته آن است

                             

"حبيب الله بيطرف" رادراتاقي ملاقات مي كنيم كه آدرس آن درراهنماي طبقات ساختمان مديريت پژوهشكده نيرو ديده نمي شود.اتاقي درگوشه اي از طبقه همكف ساختمان كه تابلويي هم برآن آويزان نيست.وزيرنيروي دولت اصلاحات كه به نظرمي رسد بيشتروقتش را صرف پژوهش دراموربرق كرده است،باهمان حرارت هميشگي از عملكردخود ودولت خاتمي دفاع مي كند.به سختي اوراحاضربه صحبت مي كنيم اما درطول مدت گفت وگو،اجازه ورود به خيلي از مسايل روزصنعت برق را نمي دهد.درگوشه اي ازاتاق خلوت وزيرنيروي دولت اصلاحات،تصويري از سد ونيروگاه كارون 3ديده مي شود.سدي كه "نگين" خوزستان نام دارد و حبيب الله بيطرف،زماني مجري آن بوده والبته هم چنان دلبسته آن است.وزيرنيروي دولت هاي هفتم وهشتم،بدون اغراق، كارنامه غرورآميزي به يادگارگذاشته است.به بهانه مرورمشكلات فعلي صنعت برق به ديداراو مي رويم اماكارنامه اورنيزمرورمي كنيم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه پانزدهم بهمن 1386ساعت 8 قبل از ظهر توسط محمد طاهری |

 

 خبرفوت احمدآقا را طبق معمول مهدی نوروزیان داد ومحمد  قوچانی با بغضی درگلو آن را تایید کرد.

 یاد ماجرایی می افتم که روزپنج شنبه هفته گذشته با احمدآقا   داشتیم ومن هم بغض می کنم.

 گفت وگوی حبیب الله بیطرف که دراین شماره  شهروندامروزمنتشرشده برای همیشه خاطره احمد بورقانی را درذهن من،محمد قوچانی ومهند س بیطرف زنده نگه خواهد داشت.

 گفت وگوی مهندس بیطرف درحالی زیرچاپ رفته بود که وزیر نیروی دولت اصلاحات،آن رابازخوانی نکرده بود ودرحالی که ما دورازدسترس بودیم،احمدآقای بورقانی پیام فرستاد وما به حرمت این مردبزرگ،به شهروند برگشتیم و اصلاحات مورد نظر آقای بیطرف را انجام دادیم.

آخرین جمله محمد قوچانی راهنوز به خاطر دارم که پس از توقف چاپ شهروند واعمال اصلاحات حبیب الله بیطرف،درپیام گیرگوشی موبایل احمدآقا ضبط شده است:

"احمدآقا سلام.می خواستم بگم کارتموم شد.نگران نباشید.ولی....."

نمی دانم بورقانی این پیام راشنید؟

این هم روایت محمد قوچانی

+ نوشته شده در یکشنبه چهاردهم بهمن 1386ساعت 9 قبل از ظهر توسط محمد طاهری |