
موسي غني نژاد در تبريز سياست زده سال1330 زاده شد. پدرش اهري و اهل فرهنگ بود ومادرش تبريزي که اوهم کارآموزش وفرهنگ می کرد. او درس مقطع ابتدايي اش را در مدرسه اي خواند كه مادرش مدير آن بود و بعدها درس دوران دبيرستانش با ديپلم رياضي به پايان رسيد. تبريز آن روزها شهر سياست زده اي بود. دوران جواني موسي غني نژاد هم تحت تاثير تفكرات روشنفكري و سياسي آن روزهاي تبريزقرار داشت. پدر و مادرش فرهنگي بودند و او با كتاب و مطالعه ميانه خوبي داشت؛ موسي غني نژاد آن روزها بيشتر كتاب هاي داستاني و رمان هاي جنايي مي خواند. كتاب هاي پليسي »مايك هامر« و نوشته هايي از اين دست. اما هميشه حواسش به تحولات سياسي کشور بود و اتفاقاتي كه در گوشه و كنار كشور مي افتاد. پدرش دبير علوم ديني و عربي بود و او هميشه زمزمه هايي از اوضاع سياسي كشور را از زبان او مي شنيد. آن روزها دبستان و دبيرستان، دو دوره شش ساله را شامل مي شد و كلاس دهم دبيرستان كه بود، ذائقه اش براي مطالعه كتاب ها تغيير كرد. خوراك فكري آن روزهاي او از رمان هاي سياسي و كتاب هايي از نويسندگاني مثل »صادق هدايت«، »بزرگ علوي«، »صادق چوبك« و »جلال آل احمد« تامين مي شد. غني نژاد بعدها به نوشته هاي سياسي گرايش پيدا كرد. موسي غني نژاد آن روزها ناخواسته وارد فضاي چپ زده اي شد كه تا مدت ها بعد در او وجود داشت. تفكر سياسي و اقتصادي آن روزها، به خصوص در شهري مثل تبريز، به طور عمده »چپ« بود. آدم ها آن روزها چپ به دنيا مي آمدند و تا آخر عمر چپ مي ماندند. فضاي درس و دانشگاه هم به شدت چپ زده بود. آن روزها خيلي لازم نبودکسي به مطالعه ايده هاي چپ بپردازد. فضا چپ زده بود و همه مجبور بودند در آن تنفس كنند اما موسي غني نژاد به خاطر دارد كه كتاب معروفي از »رژي دبره« را يك سال قبل از پايان تحصيلات متوسطه اش خوانده است.
منبع:اعتماد ملی-شماره ۹۶۰
درمیان این همه سروصدا وبرو بیا وشکستن وزخمی کردن ها،یکی ازدوستان نکته جالبی تعریف کرد.او گفت: درجریان ناآرامی های چند شب پیش که مردم چند بانک وماشین وزباله دان های شهرداری را آتش می زدند، یک نفر قصد داشت شعبه بانک پارسیان میدان محسنی را آتش بزند که یکی از دوستانش داد زد نکن،آتش نزن مال مردم است بیا بانک های دولتی را آتش بزنیم.
خنده ام می گیره.این جا فقط آرشیو گفت وگوهایی بود که همه در روزنامه ها چاپ شده ومن نمی دونم دلیل فیلتر شدن این وبلاگ چیه.
جدا خنده داره.خاک بر سر بی سلیقه شون

فكر مي كردم مي توانم با "محمد رضا نعمت زاده" درمورد اقتصاد ايران دردهه 60 گفت وگو كنم و تجربه اش را در مورد همكاري با ميرحسين موسوي جويا شوم اما نعمت زاده،نخستين جرعه چاي سرد را كه نوشيد، خودش را ومن را به روزهاي انقلاب برد.همه، محمد رضا نعمت زاده را وزارت صنايع مي شناسند يا با توانير ومهم تراز همه با پارس جنوبي اما واقعيت اين است كه روحيه او در سال هاي 57 تا 60 شكل گرفته است.جايي كه جواني 33ساله، بر مسند يكي از مهم ترين وزارت خانه هاي استراتژيك آن زمان- وزارت كار- تكيه مي زند واندكي بعد، به وزارت صنايع بحران زده مي رود.محمد رضا نعمت زاده وقتي از روزهاي پرتلاطم انقلاب مي گويد،اشك مي ريزد ودرعين حال گاهي مي خندد.ومن نمي فهمم براي آن روزها وتلاطم هايش بايد همراه با او اشك بريزم يا بخندم.مرد جوان روزهاي انقلاب، اين روزها سالخورده ترازآن شده است كه بتوان با او، يك دهه يا دو دهه از تجربياتش را مروركرد ومهم تراين كه وقت دكترش رسيده بود ومن ديگر نتوانستم با او از سال هاي 60 به بعد صحبت كنم.به قول محمد رضا نعمت زاده" باشد براي بعد"
چراغ قرمز کسری بودجه،عدم تعادل در تراز پرداخت های دولت،عدم تعادل در منابع ومصارف بانک ها،کمبود انرژی وعدم تعادل در بازار کار روشن شده است
دكتر مسعود نيلي را در دفتر رياست دانشكده مديريت واقتصاد دانشگاه شريف، ملاقات مي كنيم.او جزو اقتصاد دانان سرشناس مدافع اقتصاد آزاد است كه هم سابقه حضوري طولاني در سازمان برنامه وبودجه دارد وهم سابقه اي طولاني در تدريس اقتصاد.آخرين تجربه دولتي مسعود نيلي، معاونت اقتصادي سازمان برنامه وبودجه دركنار دكتر محمد علي نجفي بود كه سرانجام به دليل اختلاف نظر آن دو با ديگر مردان اقتصادي دولت اول محمد خاتمي،پاياني خوش نداشت. نجفي ونيلي كه طراحان اصلي قانون برنامه سوم توسعه بودند، سرانجام به دليل اختلاف ديدگاهي كه در مورد نرخ ارز پيدا كردند، از دولت اول اصلاحات خارج شدند. آن چه مورد اختلاف قرار داشت، اصرار نيلي ونجفي بر لزوم افزايش نرخ ارز در دوره اجراي برنامه سوم توسعه بود اما همكاران آنها در دولت هفتم، اين نظريه را برنتابيدند. نيلي كه اكنون بر دانشكده اقتصاد دانشگاه شريف مديريت مي كند،معتقد است رئيس جمهور آينده پنج چالش بزرگ براي اداره اقتصاد كشور پيش رو خواهد داشت. او دراين گفت وگو، از نگراني هاي خود درمورد آينده اقتصاد كشور سخن گفته وبه نامزدهاي دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري درمورد آينده مبهم اقتصاد ايران هشدار داده است .
دراین گفت وگو دوست وهمکار عزیزم مهدی نوروزیان هم حضور داشت.
***

محلهاي در "گلاب دره" و ساختماني كه چسبيده به كوههاي شميرانات تهران است، محل قراري است كه دكتر علينقي مشايخي براي گفت وگو تعيين ميكند.او يكي از قديمي ترين مديران سازمان برنامه وبودجه است كه در دولتهاي رجايي،مهدوي كني وميرحسين موسوي به همراه محمد تقي بانكي مهم ترين پست سازمان را برعهده داشته است. سالها تحصيل وتدريس در رشته مديريت، به اوكمك كرد تا نخستين برنامه جمهوري اسلامي را به همراه محمد طبيبيان تهيه وتنظيم كند.در يك ساعتي كه مجال گفت وگو با دكتر مشايخي فراهم شد، ازاو درمورد دشواريهاي برنامه ريزي ومديريت اقتصادي در دهه 60 پرسيدم و او از فرجام سياستهايي گفت كه در سالهاي آغازين انقلاب اسلامي بلندپروازانه وآرمانگرايانه نگاشته شده بود.گفت وگو، پس از اظهارنظركوتاه دكتر مشايخي در مورد احتمال حضور ميرحسين موسوي، در چهارمين دهه از مديريت جمهوري اسلامي به پايان رسيد تا مهمان او كه دقايقي هم پشت درنشسته بود، مجال ورود پيدا كند.
رستاک - به معنای شاخه اي که تازه از بيخ درخت برآمده و راست رُسته باشد- پایگاهی اینترنتی بود که چند ماه پیش توسط طرفداران اقتصاد آزاد معرفی شد تا نشر دهنده نوشته ها ودیدگاه های بزرگانی هم چون مسعود نیلی، محمد طبیبیان، موسی غنی نژاد،غلامعلی فرجادی و ... باشد.اکنون که چند ماه از آن تجربه می گذرد، منتقدان اقتصاد آزاد هم وب سایتی تحلیلی معرفی کرده اند با عنوان "البرز" .
دراین وب سایت تحلیلی که ظاهرا از روز شنبه روی اینترنت قرار گرفته است، دوست بسیار عزیزم - پرویز صداقت- که روزهای پرفرازونشیب زیادی درگذشته با هم داشته ایم، به اتفاق آقایان کمال اطهاری،محمد مالجو،فرشید یزدانی و بلاگر معروف اقتصادی نویس، احمد سیف حضور دارند واحتمالا درآینده، بزرگان دیگری از اقتصاد دانان نزدیک به طیف نهادگرایان به این جمع کمک خواهند کرد.
به این دلیل می شود به این جمع منتقد بازار اطلاق کرد که بر پیشانی سایت خود نوشته اند:
" ما به بازار خودتنظیمگر باور نداریم و بر این گمانیم در نظامهای اقتصادی مدرن اتکای صرف به سازوکار بازار ضامن رشد پایدار و افزایش رفاه عمومی نیست. ما بر این باوریم که آموزههای نوکلاسیک گرایشی در اقتصاد سیاسی است نه اصول تخطیناپذیر علمی. اقتصاد مبتنی بر بازار را ضرورتاً نمیتوان دمکراسی اقتصادی نامید و آنچه از آن پدید میآید بهناگزیر مناسبات دمکراتیک در عرصهی سیاسی نیست. قانونمندیهای اقتصادی وجود دارد اما انتظامبخشیهای یکسانی برای توسعهی اقتصادی وجود ندارد؛ و در نهایت آن که هیچ اقتصاد مدرنی بدون حضور موثر برنامهریزی به مثابه نهادی دمکراتیک قادر به حیات نیست"
شبکه تحلیلی البرز پس از وب سایت موسسه دین واقتصاد، دومین پایگاه اینترنتی منتقدان اقتصاد آزاد است.برای دوست خوبم پرویز صداقت وبزرگانی که در به روز رسانی این وب سایت اقتصادی فعالیت دارند، آرزوی موفقیت دارم.